در سومين مقاله تيم زيرزمين به موضوعي جديد و قابل تاملي در رپ فارسي اشاره دارد و بچه هاي زيرزمين به بررسي و مقايسه اشعار سنتي و كهن ايران با تكست هاي رپ فارسي پرداخته اند كه دليل فاصله افتادن در انتشار مقاله جديد،بررسي دقيقتر و حرفه اي تر مقاله جديد بود .در اين مقاله رضا پيشرو ، اميد صفير و مهدار با نظرات خودشون تيم زيرزمين رو در بررسي حرفه اي تره مقاله همراهي كردند.اين مقاله به دو صورت نوشتار و صوتي براي شما عزيزان آماده شده است.
|
فایل صوتی (46 MB) |
" بررسی اشعار سنتی و تکست های رپ پارسی"
سیر شعر نویسی از گذشته تا کنون (مقدمه) :
شعر نویسی در زبان فارسی تاریخچه ی بلندی دارد ، قرنهاست که شاعران فارسی آثار گرانبهایی سروده و از خود به جای گذاشته اند . آثاری که حتی پس از تغییرات عظیم در روش زندگی مردم و گذشت سالیان دراز همچنان از نگاه مخاطبین تازگی خود را حفظ کرده اند . این آثار قبل ظهور اسلام نیز در ایران به زبان دری و لهجه های خاص محلی وجود داشته اما شکوفایی شعر نویسی در ایران را میتوان بعد ظهور اسلام به وضوح مشاهده کرد . در حدود قرنهای دوم و سوم هجری در اثر آشنا شدن ایرانیان با زبان و شعر عربی ، شکل جدیدی از اشعار در ایران به وجود آمد ، که به تدریج شاعران بزرگی پا به عرصه گذاشتند و آثار جاودانی را خلق کردند . در این دوران قالب های مختلفی مانند مثنوی ، قصیده ، غزل و ... ایجاد شد که هر کدام با توجه به شرایط زمانی و وضعیت جامعه مورد استفاده قرار میگرفتند . این دوران که میتوان آن را به نوعی عصر شکوفایی شعر نویسی فارسی دانست قرنها ادامه یافت به طوری که امروزه هم میتونیم شاعرانی بیابیم که همچنان با قالب های سنتی ، شعر سرایی میکنند . اما در عصر معاصر و حدود صد سال پیش "نیما یوشیج" انقلابی در شعر فارسی به وجود آورد . او با ادعای آنکه وزن و قافیه ،شاعر را برای بیان احساسات و هدف خود محدود میسازد قالب جدیدی از شعر را به وجود آورد که بعدها به انتخاب خودش " شعر نو" يا "شعر نيمايي" نام گرفت . اشعاری كه به سبك نيمايی سروده شد درآن قافیه و وزن ، آنطور که دراشعار سنتی به کار برده میشد استفاده نگرديد . به طوری که میتوانیم در آثار نیمايی ، ببینیم که بیت و مصرع واضحی به مانند سبكهای گذشته وجود ندارد و حالت متنی به خود گرفته ؛ كه همين امر سبب شد تا این نوع سبك شعر نویسی با مخالفت های فراوانی رو به رو شود ؛ منتقدین ، این نوع اشعار را ضربه ای به شعر فارسی میدانستند و معتقد بودند که اینگونه اشعار ، شعر سرایی را سهل کرده و به گفته ی آنها این اشعار بی وزن و قافیه سبب اين ميشوند كه شعرنويسی به سمت كوچه و بازار برود و عده ای از عوام هم به سادگی دست به سرودن شعر با اين سبك بزنند و همين امر باعث نزول كيفيت اشعار و در نتيجه دور شدن شعردوستان از شعر واقعی ميشود ؛ اما در اصل اینگونه اشعار در قلب خود دارای وزن بودند و همچنین دارای کلماتی متشابه که نقش قافیه را ایفا میکردند و مهم تر از همه در اینگونه اشعار مفاهیمی بیان میشد که عمدتاً توسط شاعران گذشته ابراز نمیگردید . نیما معتقد بود كه شاعران در یک شعر با سبك غزل ، مثنوی و يا هر نوع دیگر از آن باید در کنار رعایت شکل ظاهری شعر كه همان قافيه و وزن است به مفاهیم مورد نظر خود نیز در شعر اشاره میکردند که این شعر سرایی را بسیار سخت مینمود که دقت به شكل ظاهری سبب ميشد شاعر از هدف اصلی خود كه محتوا و موضوع شعر بود دور شود. به همین دلیل نیما سعی کرد تا بیشتر به مفهوم اشعارش بپردازد تا شکل ظاهر آن . این انقلاب در شعر نویسی پس از نیما ادامه یافت که به تدریج " شعر نو" به عنوان یکی از قالب های رسمی در ادبیات فارسی شناخته شد . که شاعران دیگری مانند سهراب سپهری ، فریدون مشیری ، مهدی اخوان ثالث و ... به سرودن اینگونه اشعار پرداختند . پس از شعر نو قالب های دیگری مانند " سپید " و " موج نو " نیز پدید آمد که اینگونه اشعار حتی بیش از " شعر نو " به بخش مفهومی شعر پرداخته و دارای وزن کمتری هستند . به خصوص " موج نو " که دارای مفاهیم بسیار پیچیده و عمیقی است .هدف از ذکر این تاریخچه ی کوتاه از شعر نویسی فارسی اشنایی با شعر سنتی ایرانی بود . در ادامه سعی در آن داریم که این گونه اشعار را با تکست امروزی رپ مقایسه کنیم تا ببینیم که شعر کهن فارسی تا چه حد بر تکست های رپ فارسی تاثیر گذاشته و تفاوت ها و شباهت ها را بررسی کرده و تغییرات مشاهده شده را بیان کنیم .
مقایسه از لحاظ شکل ظاهری :
ميتوان اشعار را از لحاظ ظاهر به دو بخش تقسیم کرد :
1 – شکل ابیات و قالب کلی شعر
2 – نوع قافیه ها و طرز قرار گرفتنشان
در اوایل کار رپ پارسی ما شاهد تکستهایی بودیم که دارای بیت ومصرع مشخص بودند .یعنی بیتها کاملا محسوس و مجزا و هر بیت دارای دو مصرع بود که هر مصرع با واژه يا حروف قافیه بسته ميشد كه حالتی بسیار مشابه به شعرهای سنتی و به خصوص قالب مثنوی و از آنجایی که این نوع اشعار سنتی ( خصوصا مثنوی به جهت کاربرد آن در شاهنامه و مثنوی معنوی ) در بین مردم شناخته شده و به گوش آنان آشنا تر بود ، تکستهای رپ نیز در ابتدا بيشتر از این قالب الهام گرفت و بیشترین شباهت را به این قالب داشت . درواقع میتوان علت اصلی استفاده ی این نوع سبک تکست ها را مرسوم بودن حالت مشابه آن در اشعار سنتی بین افراد جامعه دانست . بعد از این حالت اولیه ، فرم تکستها به تدریج تغییر کرد و حالتی به خود گرفت که در آن بیت و مصرع کمتر مشخص بود و حالتی پراکنده پیدا کرد که با وجود نداشتن نظم در شکل ظاهری ،ریتمیک بوده و قابلیت اجرا شدن بر روی بیت(موزيك) را داشت . البته این تغییرات یکباره نبود و طی چندین سال اتفاق افتاد كه مثال بارز آن دوآلبوم اخیر بهرام بوده ؛ که اگر به تکست آلبوم "24 ساعت" نگاهی بیاندازیم کاملا متوجه بیتها و مصرع های متمایز خواهیم بود اما در آلبوم "سکوت" این فرم تا حد بسیار زیادی تغییر کرد و از لحاظ ظاهری کاملا مشابه به یک متن بود که قافیه ها در قسمت مناسب به کار رفته بود اما بسیار کمتر میتوان قالب اولیه ی اشعار را در اين آلبوم یافت . و همینطور این تفاوت را درترکهای آلبوم "جنگل آسفالت" و دو ترک "انجام وظیفه و ما ازوناشيم" كه توسط هیچکس اجرا شده را میتوان ديد. این تغییرات به تدریج به علت بالا رفتن تجربه ی رپرهای کشور ، افزایش توانایی آنها در اجرا روی بیت(موزيك)، وجود محدودیت هایی در این نوع شعر و همچنین تنوع طلبیشان صورت گرفت .این گونه تکستها به علت نداشتن مصرع های هم اندازه و رعایت نشدن تمام نکات ریتمیك در آن ، خواندنشان بر روی بیت را تا حد زیادی سخت کرده به همین دلیل رپرهايی از این سبکها استفاده میکنند که توانایی و تجربه ی بیشتری دارند . این فرم جدید از تکستها را میتوان نسل نوینی از ترانه های رپ پارسی قلمداد کرد كه بیشتر میتوان آن را به "شعر نو" نزدیک دانست .یکی از مشخصه های مهم در اشعار سنتی و ترانه ی رپ وجود قافیه های زیبا وبجاست . قافیه ها همواره یکی از عوامل دشوار بودن شعر سرایی و در عين حال زیبا شدن شعر هستند . اشعار قدیمی دارای قافیه های کاملا صحیح بودند یعنی از دو کلمه يا حرف برای قافیه استفاده میشد که دارای سه یا چهار واجیکسان ميباشند ( کلماتی مانند گنج / رنج ، خاک / پاک ، راه / چاه و ... ). اینگونه کلمات محدودیت بزرگی در شعر سرايی بودند به همین دلیل سرودن شعر کهن فقط محدود به افرادی بود که احاطه ی قابل توجهی به ادبیات و كلمات فارسی داشتند . در رپ نیز ابتدا به علت نا اشنا بودن رپرها به سبک ترانه سرایی موزیک مدرن ، از قافیه هایی از نوع قافیه های شعر سنتی
استفاده میکردند و این یک محدودیت بزرگ بود ؛ چون لحن و حال و هوای ترانه های رپ ، بیشتر مسائل جامعه و ادبیات خودمانی بود اما رپرها مجبور بودند برای تناسب در قافیه ها از کلماتی استفاده کنند که با ادبیات ترانه مغایرت زیادی داشت . اما به تدریج بعد گذشت چند سال ، قافیه ها حالت جدیدی به خود گرفتند ؛ رپرها از کلمات هم وزن به جای قافیه ها استفاده کردند و بر خلاف انتظار ، این کلمات لطمه ای به شعر وارد نمیکرد و به علت وجود آهنگ ، نبود قافیه های کاملا دقیق به نوعی حل میشد و در جریان آهنگ خللی ایجاد نمیکرد . وارد شدن این گونه کلمات به جای قافیه ، بسیاری از محدودیت ها را از بین برد و باعث شد که رپرها راحت تر شعر بنویسند ومسلما این باعث ایجاد ترانه هایی پر معنی تر و عمیق تری بود . شاید این نوع قافیه ها و به عبارت بهتر کلمات هم وزن بیشترین کاربرد را درآهنگهای کنونی دارند . هر چند که استفاده صحیح و به جا از این نوع کلمات نیز ترفندهای خاص خود را دارد که اين امر تا حدی تجربه ی شاعر را ميطلبد.دو نمونه از کاربرد قافیه ها در تکست ها طی چند سال اخیر توسط یک رپر :
1- هیچکس - تریپ ما
" بچه ها تو خیابون نمیمونن چون که میدونن زندگیه خیابونی چه خطر داره //
کسی نیز که بکس رو به حذر داره "
*با به کاربردن دو کلمه ی "خطر و حذر" شاید از لحاظ قافیه ای بیتی مناسب
داشته باشیم ، اما بالواقع به كار بردن لغت "حذر" كه يك لغت ادبی است در
مصرعی که كلمه ای همچون "بکس" در آن به کار رفته است چندان جالب نيست*
2- هیچکس - یه مشت سرباز
" اما نا امیدی یعنی بی ایمانی // بیدی با باد نلرزه دیدی ماییم "
*استفاده از دو کلمه ی "بی ایمانی و دیدی ماییم" به جای قافیه ، هر چند
که از لحاظ صدایی برای قافیه مناسب نمی باشند اما در نهایت بیتی مناسب از
لحاظ معنایی و وزنی را بوجود آوردند*
اما شاعران باستانی ، قرنها از قافیه های خاص و صحیح خود استفاده کردند بی آنکه مفهوم اشعارشان زیر سوال رود که این نشان دهنده ی توانایی بالای آنهاست ، اشعاری که هم از لحاظ وزنی و آوایی بی نقص و هم از لحاظ معنایی ستودنی بودند . شاید نوشتن تکستهای رپ توسط رپرها سالها تلاش و کوشش میطلبد تا بتوانند به آن اشعار نزدیک شوند.
مقايسه از لحاظ معنایی و لحن شعر :
مشخصه ی بعدی ما برای بررسی اين دو سبك شعر، معنا و مفهوم این دو مقوله هست .فاکتوری که از نظرمخاطبین بسیار مهمتر و کلیدی تر میباشد. اینکه شاعران تا چه حد باید خود را درگیر ظواهر اشعار و زیبایی آوایی شعر کنند و در مقابل چقدر به غنای مفهومی توجه کنند همواره جای بحث داشته و دارد. بر خلاف شباهت های زیادی که از لحاظ ظاهر بین این دو نوع شعر یافتیم ، ازلحاظ معنا و مفهوم تفاوت های بسیار زیاد و تغییرات اساسی از لحاظ دیدگاه شاعران مشاهده میکنیم . در آثار ادبی کهن مفاهیم عرفانی ، اجتماعی ، ملی، مذهبی ، پند و اندرز ، داستانی ، عاشقانه ،حکایت و تا حدودی اعتراضی و سياسی مطرح بود . اما در تکست های رپ موضوعات بسیار جديدی مطرح شد که میتوان به گنگ ، دیس ، پارتی یا خیابانی اشاره کرد . همچنین صحبت از اجتماع و عشق و بحث های ملی گرایانه و سياسی موضوعاتی است که بین هر دو تا حدودی مشترکند و علت آن وجود دغدغه ها و مشکلات غریزی انسان در طول تاریخ است که محدود به زمان یا دوره ی خاصی نمیشود. برای مثال مشکلاتجامعه همواره و در هر دوره ای وجود داشته و شاعران از طریق شعر آن را بیان میکردند،با آن تفاوت که این مشکلات در هر دوره و عصری به شکلی متفاوت بروز پيدا ميكنند؛و یا بحث های عاشقانه همیشه یکی از پايه های اصلی اشعار بوده اند که طبیعتا به رپ نیز وارد شدند . اما مباحثی عمیق تر که جای تفکر بیشتری دارند و شنونده را تا حد زیادی در گیر خود میکنند دررپ بسیار کم دیده میشود . اشعار اغلب با بیانی ساده و کاملا واضح به بیان موضوعات میپردازند . علت اصلی وجود این اشعار ساده را میتوان نبود تخصصی خاص در تكست گفتن رپرها دانست و آنکه آنها نيزهمه از افراد عادی جامعه هستند و پیچیدگی و یا سادگی تکست ها معمولا متاثر از سطح سواد و میزان تحصیلات آنان میباشد .از طرفی سادگی را میتوان نقطه ی قوتی در رپ دانست زیرا رپ جزء معدود سبکهایی است که به وضوح به مسائل مختلف اشاره میکند و فهم آن را برای عامه ی جامعه میسر میسازد؛ در شرایطی که اثار کهن معمولا دارای مفاهیمی عمیق تر و کلماتی پیچیده تر میباشند که فهم آنها نیازمند دانشی قابل قبول در زمینه ی مخصوص خودش است . هر چند که امروزه تكستهای مفهومی تری در اثار رپ پارسی مشاهده میشود که میتوان آن را انقلابی در غنای مفهومی ترانه های این سبک دانست كه ميتوانيم از مثالهای بارز اين انقلاب مفهومی به آلبومهای " سکوت " و "زير و بم زير زمين" از بهرام و قاف اشاره كنيم.
در کنار تفاوت عمده از لحاظ سطح ادبی اشعار ، در موضوعات انتخاب شده توسط شاعران نیز تفاوتهای زیادی وجود دارد . برای مثال ما کمتر تكست رپی را مشاهده میکنیم که به مسائل مذهبی یا اعتقادی اشاره کند در شرایطی که اشعار مذهبی بخش عمده ای از موضوعات ادبیات کهن بوده اند ؛ علت اصلی آن را میتوان تغییر ارزشهای جامعه در طی گذشت زمان دانست . مذهب جزء دغدغه های اصلی ترانه سرایان رپ که اغلب از قشر جوان جامعه هستند ، نیست . آنچه مشخص است اعتراضی نهفته شده در درون جوانان است که بر روی ورق آمده و خوانده میشود .
در مقابل ، در تكستهای مدرن موضوعاتی دیده میشود که به هیچ وجه در گذشته وجود نداشته اند ،موضوعاتی مانند پارتی که میتوان آن را بازتابی از نحوهی زندگی تكست نويس دانست . رپرها معمولا آنچه را که میبینند و میشوند و عمل میکنند را مينويسند و سپس ميخوانند ، پس میتوان نتیجه گرفت که روش زندگی به طور مستقیم بر آنچه در تکست ها دیده میشود تاثیر میگذارد .اگردر اشعار کهن آثاری از مذهب دیده میشود به علت وجود ارزشهای مذهبی در شاعران آن زمان بوده است و اگر امروزه تکست هایی با موضوعاتی پيرامون تفریح و لذت دیده میشود به علت وجود این گونه تفکرات در جوانان است . در این مقاله قصد تایید یا تخریب هیچ سبک و علاقه ای نداریم اما چه بهترست که موضوعات اشعار عمیق تر شوند و به گونه ای باشند که حتی برای لحظه ای شنونده را به فکر وادار کنند .
بررسی آرایه های ادبی در دو سبک شعر :
آرایه های ادبی یکی از مهمترین مشخصه های اشعار کهن هستند ، این آرایه ها هم باعث زیبا تر شدن شعر میباشند و هم توانایی شاعر را نشان میدهند . این آرایه ها به طور ناخودآگاه وارد تکست های رپ نیز شد . به طوری که در بعضی مواقع حتی خود رپر نیز دقیقا از وجود آرایه و یا نوع آن در تکستهایش مطلع نبود . در این جا سعی داریم تا چند مورد از این آرایه ها به همراه تعريفی
مختصر از آنها و مقايسه ای از کاربردشان را در دو سبک شعر نشان دهیم :
تشبیه : عبارت است از مانند کردن چیزی به چیز دیگر به علت وجود شباهت هایی بین آن دو . این آرایه به کرات در هر دو نوع شعر استفاده میشود وزیبایی خاصی به شعر میبخشد . استفاده از تشبیهات مختلف در عین زیبایی، دشواری چندانی در به کار بردنشان نیست به همین دلیل ما حتی در صحبت های روزانه نیز از تشبیهات مختلف استفاده میکنیم . " بنی آدم اعضای یک پیکرند // که در آفرینش ز یک گوهرند " ( سعدی ) . میبینیم که انسان ها به اعضای بدن تشبیه شده اند که شاعر در اینجا نیاز مردم جهان به اتحاد را ، به نظم و همبستگی اعضای بدن مشابه دانسته است. "ببین دستم ، این قصه ها رو مینویسه میگه // با این خودکار که عین تیغه تیزه اینه " ( یاس - سرباز وطن ) . در اینجا نیز نوک خود کار به تیزی تیغه تشبیه شده که در اینجا منظور شاعر، تاثیر نوشته های اوست که مانند تیغ تيزی میماند.
استعاره : هرگاه واژه ای به علت شباهتی که با واژه ی دیگر دارد به جای آن واژه استفاده شود استعاره پدید می آید . به عبارت دیگر استعاره تشبیهی است که در آن نشانه ی تشبیه حذف شده باشد . استعاره از آرایه های زیبا و پرکاربردیست که هم در اشعار و هم در نثرها دیده میشود و در تکستهای رپ نیز اين آرايه ديده ميشود. " مرا در خانه سروی هست ، کاندر سایه ی قدش // فرغ از سرو بستانی و شمشاد و چمن دارم " ( حافظ ) . در اینجا سرو استعاره از همسر است که همچون سرو بلند قامت است و با وجود آن به چیز دیگری نیاز ندارد . " خماره برگشته با شعرای درنده ، جنگنده // میخواد سلطان جنگل شه باز " (پیشرو – رهبر رپ فارس ) در اینجا رپر خودش رو به شیر تشبیه کرده و جنگل نیز استعاره از میدان رپ و هیپ هاپ .
جناس : به کلماتی گفته میشود که از لحاظ آوایی مشابه هم هستند اما از لحاظ معنایی و گاهاً نوشتاری متفاوت اند . مانند : روان ( به معنای جاری ) و روان ( به معنای روح ) ، خیش ( وسیله ی شخم ) و خویش ( به معنای خود) و بسیاری از کلمات مشابه دیگر . جناس انواع متفاوتی دارد اما ما در اين مقاله به " جناس ناقص مركب " كه نسبت به باقی جناس ها بيشترين كاربرد رادر تكستهای رپ دارد ميپردازيم و به کاربرد آن در هر دو سبک شعر اشاره میکنیم . " دلبر ز کرم به دل بر امد // دل خلوت خاص دلبر امد " ( نور علیشاه اصفهانی ) . میبینیم که از ترکیب کلمه ی "دل" و حرف اضافه ی "بر" درمصرع اول ، کلمه ی مشابه " دلبر" در مصرع دوم آمده که همين باعث زیبایی آوايی و وزنی شعر شده است . " دورم پر شده دیگه همه پاپارازی // میخواد پولدر بیاد بشه پاپا راضی " ( بهزاد لیتو - تند میرم ) . در اینجا بدون هيچ توضيحی میبینیم که از آرایه ی جناس به خوبی استفاده شده است. جناس از آرایه های دشوار شعر سنتی میباشد که به علت محدودیت های موجود ، کمتر از آن استفاده میشود اما کاردبردشان در شعر توانایی شاعر را نشان میدهد اما ترانه سرا باید در نظر داشته باشد که استفاده از این قبیل آرایه ها نباید به معنای شعر لطمه بزند . این آرایه در تکست های گروه " زدبازی" و به ویژه " علیرضا جی جی " بیشتر دیده میشود . واج آرایی : استفاده ی بیش از حد معمول از یک واج در يك مصرع يا بيت ، که باعث زیباتر شدن شعر از لحاظ آوایی میشود . این گونه تکست ها در اشعار حماسی کاربرد بیشتری دارد ." بر او راست خم کرد و چپ کرد راست / خروش از خم چرخ چاچی بخاست " (شاهنامه فردوسی ) . استفاده از دو واج "چ" و "خ" برای حماسی تر و زیباترکردن شعر ." که از کار کارگرا کاخ ساختنو // چه کسایی تو این راه جون باختنو " ( شاهین نجفی - سارینا ) . استفاده مداوم از واج " ک " .
تضاد : عبارت است از به کار بردن دو واژه کاملا متضاد در یک بیت . ازجمله آرایه هاییست که به کار بردنشان چندان دشوار نیست . همچنین استفاده از آن در صحبت روزانه نیز متداول است .
" در نومیدی بسی امید است // پایان شب سیه سپید است " ( نظامی ) . میبینیم که کلمات " نومید / امید " و " سیه / سپید " به عنوان کلمات متضاد در بیت استفاده شده اند ." همیشه سعی میکنیم خاص باشیم // اگه بدی دیدیم ولی با خوبیامو پاس دادیم " ( حسین ابلیس - چالیم 2 ) . میبینید که که دو کلمه ی" بدی و خوبی" به عنوان کلمات متضلد استفاده شده اند.
تلمیح : اگر شاعر در شعر خود به یک داستان ، آیه ، حدیث ، يك بيت از شاعرديگر و یا اتفاق تاریخی اشاره ای داشته باشد ، از تلمیح استفاده کرده است. زیبایی تلمیح در تداعی کردن حماسه ها و مسائل اسطوره ای آن فرهنگ است وفهم برای افراد همان جامعه آسان تر و شیرین تر است ." بوی پیراهن گمگشته خود میشنوم // گر بگویم همه گویند ضلالیست قدیم " (سعدی ) . اشاره به داستان پیراهن حضرت یوسف در قرآن ." ما تلخیا وآسمون خاطرات شیرینن // تلخ نی تا وقتی فرهادا میمیرن " (هیچکس – ما اوناشیم ) . در اینجا ترانه سرا به داستان شیرین و فرهاد اشاره میکند . و همینطور که میبینید از آرایه ی " تضاد " در دو کلمه ی تلخ و شیرین نیز به زیبایی استفاده شده است. تشخیص (انسان نمایی) : اگر ویژگی های انسانی را به موجودی دیگر(غیر انسان) نسبت دهیم از آرایه ی تشخیص استفاده کرده ایم . این آرایه باعث ایجاد مشخصه ی تخیل در شعر میشود که اگر در جای مناسب به کار رود تاثیر فوق العاده ای بر زیبایی شعر دارد . " از کوزه گری کوزه خریدم باری // آن کوزه سخن گفت ز هر اسراری " ( خیام ) . میبینیم که ویژگی سخن گفتن به یک جسم غیر جاندار(کوزه) نسبت داده شده در حالی که سخن گفتن مختص به انسان است اما در اینجا برای زیبایی و تاثیر بیشتر شاعر از " تشخیص " استفاده شده است . " این فاصله دوره ، بیا به هم نزدیک تر بشیم تا دست بکشم روی موهای بورت " ( بهرام - خورشید خانوم ) . در اینجا نیز میبینم که شاعر داشتن مو رابه موجودی غیر جاندار ، نسبت داده است . همچنین از آرایه ی دیگری به زیبایی استفاده شده که شاعر نور خورشید را به " موهای بور" تشبیه کرده است که توانایی او را را در به کار بردن دو آرایه در یک بیت نشان میدهد .
ترجیع بند : ترجیع بند را نمیتوان یک آرایه قلمداد کرد . اما برای توضیحی مختصر میتوان کاربرد عینی آن را کروس در تکست های رپ و پاپ دانست . ترجیع بند قالبیست که از چند بیت تشکیل شده است و برای اتصال غزل ها استفاده میشود ، و چند بار در یک شعر تکرار میشود . اما در تکست های رپ و پاپ عنوان غزل به ورس و ترجیع بند به کروس تغییر یافته است . آرایه های ادبی انواع مختلفی دارند که میتوان به تضمین ، ایهام ، مجاز ،اغراق ، مراعات نظیر و ... اشاره کرد که شاید هر کدام از آنها توسط رپرهای کشور استفاده شده اند اما به علت تفصیل این مبحث به همه آنها در این مقاله نپرداختیم . استفاده از این آرایه ها در تکست های رپ نشان دهنده ی غنای ادبی و مفهومی آنهاست و هدف از ذکر آنها در این مطلب آگاهی بیشتر شنوندگان و مخاطبین این سبک موسیقی بود . به امید افزایش بار مفهومی و ادبی این اشعار در موسیقی مدرن کشور ...
نکات نهایی و نتیجه گیری کلی :
تکست ها در طول چند سالی که از عمر رپ فارسی میگذرد دستخوش تغییرات فراوان چه از لحاظ مفهومی و چه از لحاظ ظاهری شدند كه شاید بتوانیم این تغییرات را با تبدیل اشعار سنتی به شعر نو مقایسه کنیم . دقیقاً همان عللی که برای ایجاد شعر نو وجود داشت در تکستهای رپ نیز سبب کمرنگ شدن قافیه ها و فرم بیت و مصرع بود . با آن تفاوت که در اشعار کهن این امر قرنها به طول انجامید اما در رپ و هیپ هاپ به 10 سال هم نکشید . امروزه برخی از تکستهای رپ ازهیچ قاعده و قانونی پیروی نمیکنند و میتوان آنها را فقط نوشته هایی ریتمیک قلمداد کرد زیرا در بسیاری از مواقع حتی قافیه ها نیز در جای خود قرار ندارند و تلاش شاعران بیشتر نوشتن ترانه هاییست که از لحاظ آوایی و ریتمی زیبا و قابل قبول باشند و این کاملا مطابق با هنر مدرن است، اما در اشعار سنتی شاعران مجبور به رعایت برخی نکات ادبی بودند که انواع مختلف آن قالب های متفاوتی از شعر کهن را به وجود آورد . قالب هایی که در رپ به هیچ وجه وجود ندارد و هر رپر سبكی مخصوص به خود را دارد. همچنين وجود بیت و موزیک نیز تاثیر بسیار به سزايی بر این نسل جدید تکستها گذاشته است . همه ی این تغییرات در متن شعرها فقط به آن علت بود که رپرها و نسل جوان جامعه بتوانند راحت تر نیاز خود را به دیگر هم وطنانشان بیان کنند . شعرها حالت دغدغه و دلنوشت به خود گرفت و وسیله ای برای اعتراض شد ، اما در این بین سبکها و موضوعاتی روی کار آمد که هم از لحاظ فنی ضعیف بود و هم از لحاظ مفهومی جای تعمق نداشت ، بحثهایی مطرح شد که نه تنها چهره ی هیپ هاپ فارسی را خراب کرد بلکه بر روی جامعه ی جوان ما نيز اثر منفی گذاشت . موسیقی باید راهی برای ارتقا سطح فرهنگ جامعه و نوعی وسیله برای بیان احساسات باشد . نظر شخصی بنده این است که شاعر باید به تک تک لغاتی که استفاده میکند فکر کرده و به تاثیرات آن بر شنوندگان بیاندیشد .اشعار سنتی با موضوعات ناب ، ادبیات زیبا و احساسات فراوان ، سالیان سال بین مردم ارزش و اعتبار خود را داشته و همچنان هم حفظ كرده وعلت آن ،
زحمت ، علم و مهارتی است که شاعر صرف شعر خود کرده است . اشعار اینگونه جاودانه میشوند ، زمانی که غنای معنوی و مهارت ادبی شاعر با یکدیگر تلفيق شوند اشعارش نیز به همان مقدار گسترده و همه گیر میشوند . تحصیلات و علم جوانان این نسل میتواند ترانه ها و آثاری را خلق کند که موجب افتخار این مرز و بوم باشد .
هدف از نوشتن این مقاله معرفی ترانه های رپ و هیپ هاپ از جهتی دیگر و همچنین حمایت مختصری از این سبک موسیقی بوده است . امیدواریم که مورد رضایت شما عزیزان قرار گرفته باشد.
نویسنده : عرفان سمیعیان
ویرایش و دیزاین : امیر فابریس
میکس و پخش : علیرضا
لطفا برای حمایت فن بیج گروه رو لایک و شیر کنید
Official Page in Facebook
www.facebook.com/zirzamin.team
ممنون از از وقتی که برای شنیدن این مقاله صرف کردید
با تشکر تیم مقاله نویسی زیر زمین
Iranian Female Recording Artist " Justina " Performing in studio one of her songs. This Consider the first video of her over
Internet. Two months ago 22 Year old Justina created her buzz for first time with featuring on Arteshe Tanb10, Last week
she Also feat. on In Rahe Mast, track by Ali Sazesh. She is currently working on her new R&B Single which will be out soon.
ویدیویی از اجرای زنده خواننده زن آراَندبی و رپ ایرانی " جاستینا ", این اولین ویدیو جاستنا روی اینترنت میباشد. جاستینا بیست و
دوساله که نزدیک به دو سال فعالیت در موسیقی دارد شروع حضور حرفه ای خود در هیپ هاپ ایران از دو ماه پیش میداند. او اولین بار
با حضور در آهنگ اَرتش تن به ده حضور خود را پررنگ کرد, همچنین با حضور در آهنگ دیگری بنام این راه ماست جایگاه خود را در بین
خوانندگان زن هیپ هاپ ایران که انگشت شمار هستند کمی محکمتر کرد. او هم اکنون مشغول ضبط تک آهنگی آراَندبی میباشد که
بزودی برروی اینترنت منتشر خواهد شد. حضور پررنگ زنان در هیپ هاپ ایران همچون دیگر عرصه ها بسیارلازم است و ما با آگاهی به
تمام مشکلات آرزومندیم زنان بشتری در هیپ هاپ ایران و در زمینه های مختلف فعالیت بیشتری داشته باشند.
![]() |
Justina Performing Live - FHH Exclusive (11 MB) |
جنبش هیپ هاپ ایران اتفاق نسل ماست؛ در گفتکوئی با بهرام!
سال نود خورشیدی سال پُر باری برای رپ فارس بود. چرا که هیپ هاپ زیرزمینی ایران فرم هدفمندتری را در موازات با جریانات مردم پسند بخود گرفت. این جریان پویای فرهنگی و موسیقائی را هنرمندان متعددی سال ها با تجربه اندوزی ها و نوپردازی های خود طراحی کرده اند. یکی از این هنرمندان بهرام است. او از پیشگامان هیپ هاپ آگاه، از فرهنگسازان و نظریه پرداز هیپ هاپ زیرزمینی ایران است.
موقعیتی استثنائی پیش آمد تا با او بعد از سال ها سکوت گفتگوئی برای سایت بشکن داشته باشم و از آنچه در ذهنیت یک هنرمند زیرزمینی می گذرد جویا شوم.
نصیر مشکوری: بهرام عزیز، سپاسگزارم از اینکه بعد از سال ها سکوت دعوت من و سایت بشکن رو برای یک گفتگوی اختصاصی پذیرفتی.حرف و سوال زیاده، سال ها در قلب تهران در مرکز جنبش هیپ هاپ ایران، اون هم هیپ هاپ آگاه و زیرزمینی ایران فعال و همیشه تاثیر گذار بودی. اخیراً هم از ایران خارج شدی و تن به مهاجرت سپردی.
سوال اولم رو اینطور شروع می کنم؛ یکی از جذابیت های آلبوم " سکوت " نامش بود! تو و آتور یک آلبومی رو منتشر کرده بودید که پُر از حرف و بقول خودت دلنوشته بود. اما اسمش سکوت بود. این تناقض یک خلائی رو ایجاد کرده بود که فکر برانگیز و توهم ساز هم بود. این سکوت می شد خیلی معنا ها بده که نمی خوام من واردش بشم. می خوام خودت ایده ای که پشت این عنوان خوابیده رو برای ما تشریح کنی.
بهرام: عنوان این مجموعه که توسط آتور به زیبایی انتخاب شده، در ابتدا شکافته می شه. وقتی که شما چند خطی از زنده یاد احمد شاملو رو می شنوین. در انتها هم ما دوباره از صدای ایشون استفاده کردیم و محتوای مجموعه اینجوری مشخص میشه که در این سکوت حقیقت ما نهفته ست.
ما در این مجموعه سعی کردیم که مخاطب، سکوت رو بشنوه! چون فکر می کنم درون سکوت، بیشتر از فریاد حرف هست و بیشتر می تونه مخاطب رو به فکر کردن وادار کنه و این چیزیه که همیشه برای ما اولویت داشته.
البته همونطور که شما هم گفتی خیلی معنا ها در این سکوت نهفته ست که من هم بیش از این واردش نمیشم و بهتره اجازه بدیم که همه برداشت خودشون رو داشته باشن.

موج تازۀ مهاجرت موسیقی پردازان غیرمجاز یا "زیرزمینی" ایران و شرایط روز و آیندۀ این جنبش در خارج از کشور
نویسنده: نصیر مشکوری
آنچه در این گزارش مورد توجه قرارگرفته بررسی شرایط زیست فرهنگی- هنری موسیقی پردازان مهاجر ایرانی در جنبش موسیقی مردم پسند غیرمجاز ایران؛ معروف به موسیقی - زیرزمینی – در محیط اجتماعی جدیدشان می باشد و همچنین نگاهی بر موقعیت ها و شرایط تولید و اجرای موسیقی در خارج از ایران است.
در همین رابطه با تعداد زیادی از این هنرمندان و مسئولین شرکت های کوچک غیروابسته انتشار موسیقی و تعدادی از موسسه های فرهنگی برنامه گزار در خارج از ایران گفتگو داشتم و شرایط آنان را جویا شدم و نظر آنان را در این رابطه پرسیدم که چکیدۀ آنرا در این نوشتار می خوانید.
مهاجرت موسیقی پردازان در ده سال اخیر
در میان سال های 1384 تا 1388 خورشیدی تعداد قابل توجهی از موسیقی پردازان جوان ایرانی به خارج از کشور کوچ کردند. این مهاجرت ها به بهانۀ تحصیل و کار برای رسیدن به موقعیت های مناسب تولید و اجرای موسیقی بودند و به غیر از دلایل کاملاً شخصی بخاطر افسردگی روحی ناشی از فشارهای اجتماعی، بی ِارادگی فرهنگی و ناامیدی برآمده از محدودیت ها و موانع رشد فرهنگی و هنری بویژه اجازۀ پخش آزاد و اجرای زندۀ موسیقی در داخل ایران بود که باعث شد این هنرمندان جوان محیط زندگی خویش را برای رسیدن به اهدافشان و زندگی بهتر ترک کنند.
بعد از جریان انتخابات ریاست جمهوری دورۀ دهم در تابستان سال 1388 و سخت تر شدن جو اجتماعی و سیاسی حاکم بر جامعۀ ایران، موج دیگری از موسیقی پردازان جوان ایرانی تن به مهاجرت دادند.
شرایط زیست تازه در جوامع میزبان
مهاجرت به هر دلیل و یا تحت هر عنوانی نیاز به صبر و تلاش فوق العاده زیادی دارد. مشکلاتی که این هنرمندان با آن دست و پنجه نرم می کنند آنقدر متعدد و هزینه ای که می پردازند آنچنان سنگین است که چند سالی طول خواهد کشید تا این بحران نشست کند، فرصتی پیش آید، نفسی تازه شود و آنگاه آنچه در این مدت در قالب ترانه و یا آهنگ خلق شده وارد مرحلۀ تولید و ضبط شود.
در همین رابطه شایان یکی از رپ خوان های قدیمی و پیشگام در رپ فارسی که اخیراً از ایران کوچ کرده چنین می گوید:
شایان: من در حدود سه ماهه که زدم بیرون و اول فقط اومده بودم برای گردشگری، ولی حالا احتمالاً نظرم عوض شده... به هر حال فعلاً تو این فکرم که برای کار یا ادامۀ تحصیل تو مقطع دکترا به اروپا یا کانادا برم و در عین حال برنامه هایی اساسی هم در رابطه با موزیک دارم. در ضمن تو این مدت سه ماه، با توجه به مشکلاتی که پس از جابه جایی داشتم خیلی تو کار آهنگسازی فعال نبودم. ولی این یکی دو هفتۀ اخیر یه آهنگ جدید مهمونی به همراه یه رپ انگلیسی نوشتم، یه استودیو هم پیدا کردم و تو این هفته ضبطش می کنم. اگه روابط مناسب رو پیدا کنم یه موزیک ویدیو هم می سازم چون دیگه از این که بیان بگیرنم غمی ندارم. البته با توجه به باند بازی ها و پارتی بازی هایی که تو صنعت موسیقی پاپ هست من می دونم که حتی اگه بهترین رپ به همراه بهترین موزیک ویدیو رو هم درست کنم بازم تضمینی نیست که پول درست حسابی در بیارم. ولی من دست نمی کشم چون عاشق این سبکم و حتی اگه مجبور بشم از راه دیگه پول در بیارم و برای کار آهنگسازی خرج کنم، به این کار ادامه میدم (کما اینکه تا حالا هم همین کارو کردم).
مسلماً با توجه به تعداد زیاد هنرمندای جوون ایرونی خارج از کشور زمینه برا ایجاد یک صحنۀ جدید هست ولی اینکه بخوای تو یه شهر جدید از اول استودیوی خوب پیدا کنی و ارتباطات درست حسابی ایجاد کنی خیلی وقت گیره و مسلماً باید کلی هم از جیبت بذاری و ... همونطور که گفتم استودیوی خوب اینجا پیدا کردم ولی خیلی از کیفیتش راضی نیستم و من احتمالاً برای انجام کار حرفه ای مجبور خواهم بود به پایتحت "مانیل" برم چون الان تو شهر کوچکی هستم که بیشتر توریستی هست و 400 کیلومتر با "مانیل" فاصله داره.
ولی خب تا تو مملکت غریب بخوای ارتباطات رو ایجاد کنی و شرایط رو فراهم کنی مسلماً طول می کشه.
مهدی Dboy از رپ خوان های جدید در رپ فارس که اول به آلمان رفت و در حال حاضر در آمریکا زندگی می کند چنین می گوید:
مهدی Dboy: راستش من مجبور شدم که 10 ماهه پیش به دلایلی تنها به آلمان سفر کنم و تو این مدت کارهای زیادی نوشتم ولی به مرحلۀ پخش نرسید. البته یکی از کارهام رو پخش کردم و دوتا اجرا هم در آلمان داشتم که در عوضش هیچ پولی دریافت نکردم. به هر حال من تو این 8 ماه اصلاً نتونستم کارهای جدیدم رو به سایت ها بدم. یکی از دلایلش این بود که هیچکس اینجا آدم رو حمایت نمی کنه و هزینه های استودیو هم خیلی بالاست.
الان نزدیک 2 هفته هست که آمدم آمریکا و تو شهره آتلانتا هستم. هنوز کسی رو پیدا نکردم که کمکم کنه و بخواد پشتیبان اقتصادیم بشه. رپ فارسی واقعاً خیلی پیشرفت کرده و واقعاً فکر می کنم طرفداراش این روزا از پاپ خیلی بیشتر شده، ولی هنوز یه شرکتی نداره که همه رپرها رو حمایت کنه و برنامه گزاری کنه.
الان واقعاً هیچکس نیست که به ما رپر ها کمک کنه و هزینۀ کارمون رو بده تا سر سال مثلاً بهش برگردونیم. رپ رو جدی نمی گیرن.
این موسیقی پردازان بعد از سر و سامان گرفتن در جامعۀ میزبان و رسیدن به موقعیت اقتصادی بهتر، پیدا کردن راه ها و ایجاد ارتباطات با افراد حرفه ای و تهیۀ وسایل لازم می توانند شروع به تهیه و تنظیم آثارشان کنند که آن نیز مراحل سخت و پیچیده ای را از لحاظ مالی و فنی بدنبال خواهد داشت. بعد از پایان آن مرحله نیز باید در فکر پیدا کردن راه ها و شبکه های معرفی و انتشار آثار خود باشند که خود داستان دیگریست و به درازا خواهد کشید.
کسرا سبکتکین نوازندۀ گیتار بیس از گروه باراد و گروه اوهام که مدت 2 سال و نیم است در آمریکا زندگی می کند در این باره چنین می گوید:
مشکلات همیشه هست و خواهد بود. کسی که مهاجرت میکنه باید همه چیز رو از صفر شروع کنه و در گیر مسائل اولیه زندگی میشه. برای خود من، خیلی سخت تر از اون چیزی بود که فکر میکردم. به همین دلیل در ۲ ساله اخیر خیلی کم فعال بودم. اما مطمئنم که در سالهای آینده وضع به این ترتیب نخواهد بود.
شرایط برای تولید موسیقی در خارج از ایران
مشکلات دوران اول مهاجرت و گذار از بحران ها و افسردگی های ناشی از تضادهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مراحلی هستند که دیر یا زود می گذرند. اما سردرگمی ها و مشکلات فنی موسیقی پرداز مهاجر برای فعالیت هنری کماکان مانند صد بزرگی بر سرجای خود هستند.
برای موسیقی پرداز مهاجر که در مرحلۀ خلق و تولید موسیقی است تنها ساخت و تنظیم آثارش کافی نیست بلکه ضبط و مسترینگ و در ادامه انتشار و معرفی آن نیز قدم هائی هستند که نیاز به روابط اجتماعی، ارتباطات حرفه ای و قدرت مالی کافی دارند. مراحلی که برای موسیقی پرداز تازه وارد در کشوری جدید تا اندازۀ زیادی مشکل خواهد بود. گرچه در داخل ایران نیز کمابیش چنین مراحلی را باید طی کرد اما ناآشنائی با محیط جدید زندگی و روابط اجتماعی ضعیف و نشناختن مراکزی که بتوانند در این راه هنرمند مهاجر را یاری دهند باعث کندی کار می شود. برای حل این مشکلات بسیاری از موسیقی پردازان جهت رسیدن به مخاطبان بیشتر و عملی کردن رویای انتشار آلبوم و ورود به زندگی حرفه ای هنری با شرکت های تولید موسیقی تماس می گیرند.
شرکت های غیروابسته تولید و انتشار موسیقی در خارج از ایران
در خارج از ایران تعداد معدودی شرکت کوچک غیروابسته ایرانی موجود هستند که محدودیت های اقتصادی فراوانی نیز دارند. کمبود بودجۀ آنان طبیعتاً در انتخاب و هجم تولید و انتشار موسیقی مورد نظرشان تاثیر می گذارد. چنین محدودیتی موجب می شود تا این شرکت های کوچک غیروابسته اجباراً در انتخاب خود محدودتر شوند.
متاسفانه آثار موسیقی پردازان حتی اگر هم از سافی این شرکت ها بگذرد و مورد تائید قرار گیرد و براساس قراردادی قانونی ارائۀ آثار در شکل یک آلبوم سی دی شده ممکن شود، آنکه نتیجۀ خوشبینانۀ اقتصادی داشته باشد خود دورنمائیست مه آلود و نامشخص. چرا که با توجه به برداشت آزاد و اشتراک دیجیتالی موسیقی در اینترنت دیر یا زود محصولات تولیدی موسیقی بطور رایگان در سراسر اینترنت پخش شده و در اختیار مصرف کنندگان و مخاطبین قرار می گیرند.
دو شرکت معتبر ایرانی که در این زمینه کار می کنند یکی شرکت "بمآهنگ"و دیگری شرکت "زیرزمین" در آمریکا می باشد.
در این رابطه بابک خیاوچی رئیس شرکت انتشار و تولید موسیقی بمآهنگ در شهر سیاتل/آمریکا گِله مندانه چنین می گوید:
بابک خیاوچی: ... چه نیازی به ایجاد یک صحنه جدید هست، وقتی که هنوز از لحاظ فرهنگ مصرف موسیقی مشکل داریم و حقوق هنرمند رو با کپی کردن رعایت نمیکنیم؟ شاید بهتره اول روی اصلاح الگوی مصرفی کار کنیم، تا هر صحنه جدیدی که بوجود میاد دچار مشکلات تکراری نشه.
فریدون تفرشی سردبیر مجلۀ اینترنتی زیرزمین و رئیس شرکت انتشار موسیقی زیرزمین در آمریکا اینگونه به این مسئله می پردازد:
فریدون تفرشی: عواملی که باعث شده تا یک صحنۀ موسیقی غیرمتعارف با چرخش اقتصادی کافی در خارج از ایران بوجود نیاید از این قرارند؛
- بی توجهی رادیوها و شبکه های تلویزیونی موجود و کمبود رسانه های رادیوئی و تلویزیونی که بطور مستمر به معرفی این نوع موسیقی بپردازند
- ارتباطات محدود میان موسیقی پردازان برای کمک و پشتیبانی یکدیگر
- مهاجرت و سردرگمی موسیقی پردازان برای اقامت در خارج از ایران که زمان زیادی می برد 1- نبود پایگاه معرفی و کمبود شبکه های مناسب برای ارائه این نوع موسیقی است
- کمبود و پراکندگی جغرافیائی مخاطبان و دوستداران این نوع موسیقی ها (منظور راک و هیپ هاپ)
- مخارج سفر و دریافت ویزا برای موسیقی پردازان، چرا که اقلب در نقاط مختلف دنیا زندگی می کنند
- وجود سازمان های غیرجدی و غیرحرفه ای با اهداف سیاسی و یا سرگرم کنندگی که سعی در سوء استفاده از این موقعیت دارند
- درخواست کسب دستمزدهای کلان و غیرواقعی از طرف موسیقی پردازان که بیشتر از حد درآمد از یک اجرای زنده است
- خطر آنکه اجرا زنده ورشکستگی مالی بهمراه آورد بیشتر از سود آن است
- بی اعتمادی میان برگزارکننده و موسیقی پرداز
- کمبود همکاری سالم و سازنده 2- دلایل کمبود اجرای زنده
شبکه های اجتماعی اینترنتی و سایت های ویژۀ انتشار موسیقی مانند "سی دی بِی بی"، "آمازون" و "آیتوونز" موقعیتی را برای موسیقی پردازان غیروابسته بوجود آورده اند که امکان آنرا دارند تا مسئولیت تولید و انتشار آثار خود را بدون وابستگی به شرکت های تولید موسیقی بعهده بگیرند. اما مشکل اصلی تنها شیوۀ پخش آلبوم وآهنگ نیست بلکه خبررسانی انتشار محصول موسیقی است که نیاز به بازاریابی و تبلیغات و ارتباط با مخاطب را دارد. این می تواند آن توانائی باشد که شرکت ها با ارتباطات گستردۀ خود امکان بیشتری برای انجام آن را دارند.
صوفی صفوی مدیر گروه و یکی از برادران گروه "آبجیز" معتقد است که امکانات برای انتشار موسیقی بدون کمک شرکت های تولید موسیقی وجود دارد اما نیازمند صرف وقت زیاد، بودجۀ لازم و سال ها کار شبانه روزی و مستمر است تا زمینه های مناسبی برای ارتباط با بازار روز موسیقی بوجود بیاید و راه های مورد نیاز برای معرفی و پخش ایجاد شود. او در مورد آنکه آیا از طریق فروش آلبوم هایشان توانسته اند در آمدی نیز داشته باشند نظر مثبت می دهد ولی فروش آلبوم را آنچنان سودآور نمی داند بلکه در حال حاضر می تواند در حدی باشد تا هزینه های تولیدات بعدی را از طریق آن بتوانند براحتی پرداخت کنند. در نتیجه کماکان برای گذران زندگی شخصی، اعضای گروه باید یک کار روزانه در کنار کار موسیقی داشته باشند. صوفی صفوی فروش آلبوم را در مکان اجرای کنسرت ها عملی موفق می داند.
آرش صبحانی گیتاریست، خواننده و ترانه سرای گروه کیوسک با توجه به تجربۀ زیادی که در این سال های اخیر در پخش و اجرای زندۀ موسیقی گروه کیوسک دارد در این رابطه چنین می گوید:
آرش صبحانی: ... بدترین مشکل اینه که به غیر از "بی بی سی" و بعضی مواقع "صدای آمریکا" هیچکس به معرفی و نقد این موسیقی نمی پردازد، بقیه سایت ها و رادیو و شبکه های تلویزیونی ایرانی به چشم رقیب به این پدیده برخورد می کنند. خلاصه اول باید این موسیقی درست معرفی و ارائه بشه، که اصولاً این کار شخص موسیقی پرداز نیست، برای همین مدیر برنامه می خواد که با توجه به بودجه کم گروه ها نمی تونند مدیر برنامه استخدام کنند. پس باید رسانه ها بیایند و کمک کنند که می بینی غیر از همین یکی یا دوتا نمی مونه و بقیه بیشتر ضربه می زنند تا کمک، حرف زیاده...
رسانه های معتبری که به موسیقی مردم پسند غیرمجاز ایران می پردازند
در این جریان رسانه هائی مانند بی بی سی، صدای آمریکا، رادیو آلمان، رادیو فردا و رادیو زمانه از جمله رسانه های خبری سیاسی- اجتماعی و فرهنگی بین المللی شناخته شده میان عموم ایرانیان داخل و خارج ایران هستند که با بودجه های دولتی و با داشتن مخاطبان عام و خاص از قشرهای متنوع نقش رسانه هائی معتبر را ایفا کرده اند. اما رسانه های مستقلی مانند سایت های فرهنگی تهران اونیو، هفت سنگ و سایت های موسیقی غیرمتعارف "زیرزمین"، تریبون، پالاپال، Farsihiphop و غیره...، و اخیراً سایت "بشکن" نیز وجود دارند که بطور جدی در راستای معرفی سبک های مختلف در این جریان به عموم ایرانیان در سراسر جهان نقش کلیدی داشته و دارند. این نشریه های اینترنتی با نقد موسیقی و بررسی فرهنگ مردم پسند جوان و غیرمجاز ایران به درک فرهنگ اجتماعی و هویت موسیقائی این جریان کمک کرده و بی شک رویکردهای این رسانه های اینترنتی از سرآغاز این جریان موسیقی باعث شده تا رسانه های بین المللی ذکر شده در بالا این جریان را جدی تر گرفته و به معرفی آن بپردازند.
شرکت ها و موسسات برنامه گزارکنندۀ اجرای زنده
بعد از مرحلۀ تهیه، تولید و پخش موسیقی که بنظر نمی آید دورنمای روشنی داشته باشد، می رسیم به مرحلۀ اجرای زندۀ موسیقی. رویکردی که شاید موسیقی پردازان می بایست بیشتر به آن توجه و پافشاری کنند تا فروش آلبوم.
واقعیت روز جامعۀ جهانی و موقعیت هائی که تکنولوژی دیجیتالی از طریق اینترنت برای انسان ها ایجاد کرده است شرایطی بوجود آورده که مخاطب حق خود می داند تا آهنگ ها و آلبوم های مورد علاقۀ خود را از راه اینترنت مجاناً برداشت کند، اما امکان آنکه مجاناً بلیط ورودی به یک سالن اجرای کنسرت را از طریق اینترنت برداشت کند را ندارد! موقعیتی که یک مخاطب فعال و واقعی مایل نخواهد بود به هیچ قیمتی از دست بدهد. یعنی رویاروئی با موسیقی پرداز محبوب و ارتباط مستقیم با موسیقی اوست. اتفاق هیجان انگیزی که برانگیزندۀ احساسات درونی و رابطه ای حسی با موسیقی می شود. موقعیتی که یک موسیقی پرداز هوشمند می تواند با اجرائی حرفه ای و گیرا در دراز مدت مخاطبان گسترده تری را به موسیقی خود جذب کند.
البته همانطور هم که در بالا فریدون تفرشی اشاره کرد مقولۀ اجرای زنده خود نیز مشکلاتی دارد که به پراکندگی جغرافیائی و کمبود بودجۀ لازم و درآمد کافی از این راه مربوط می شود. اما با این حال بنظر می رسد که اگر قرار باشد چرخۀ اقتصادی در این جریان موسیقی بوجود آید و رابطۀ ای سالم و عمیق میان موسیقی پرداز و مخاطب ایجاد شود احتمالاً در - برگزاری اجرای زنده - است.
موسسه ها و شرکت های برگزارکنندۀ کنسرت که تا بحال در معرفی موسیقی مردم پسند غیرمجاز ایران در خارج از کشور فعالیت کرده اند از این قرارند:
کانتمپوراری ایران، نوروز پروداکشن، برعکس، بی یاند پرشیا، فرهنگ فآندیشن، سوشی آرتس، بمآهنگ، زیرزمین، ریکس تیآترن (موسسۀ تئاتر ملی سوئد)،
در رابطه با شرایط اجرای زنده و نقش آن در ایجاد صحنه ای برای موسیقی مردم پسندغیرمجاز ایران با علی نوربخش رئیس موسسۀ برنامه گزاری "کانتمپوراری ایران" در لندن صحبت کردم. او مشکلاتی را که اجراهای زنده در خارج از ایران دارند را به 3 دسته تقصیم می کند:
- حرفه ای نبودن نوازندههای ایرانی و توقع بیش از حد آنان در انتخاب سالن اجرا و درخواست دست مزد بسیار بالا
- بازار کوچک و کمبود مخاطب ایرانی و بین المللی
- نداشتن بودجه کافی و نبود پشتیبانان مالی (منظور شرکت های تجاری و کمک هزینه های فرهنگی دولتی در کشورهای میزبان)
علی نوربخش: نوازندهها باید این رو درک کنند که بازار اصلی موسیقیشون در خود ایران هست که متاسفانه جلوش رو گرفتند. اینطرف آب هم بازارشون بسیار محدوده و همین منجرب به این میشه که درآمد و سوده حاصل از کنسرتهای خارج از کشور آنچنان بالا نباشه که بتونند خرج زندگیشون رو دربیارند.
دیگه ما از گروه کیوسک که بزرگتر نداریم (رکورد فروش بلیط در صحنه موسیقی زیرزمینی ایران در لندن دست کیوسک هست). من فکر نمی کنم گروه کیوسک فقط با اجرای کنسرت بتونند زندگیشون رو بگذرونند. البته فروش سیدی در کنسرتها یکی از منابع درآمد هست که نوازنده هایی که از ایران میان متاسفانه درست ازش بهره نمی گیرند. این چیزهائی که گفتم همه در شرایط عادی هست، اما اگر گروهی بتونه به بازار بینالمللی وارد بشه اونوقت هست که بقول معروف؛ نونش تو روغنه. اما واقعیتش اینه که برای موسیقی ایرانی به خاطره رقابت بسیار بالا در صحنۀ موسیقی بین المللی (چون شما در واقع دارید با کل دنیا رقابت میکنید) کار بسیار دشواری هست.
دقیقاً به خاطره مسائلی که بازگو کردم من این صحنه رو مناسب نمیبینم، بزرگترین مسئله کیفیت هست که باید بالاتر بره تا ما بتونیم شرایط بهتری رو مهیا کنیم. یکی از مشکلات اصلی نوازندههای ایرانی و مخصوصاً اونهایی که از ایران بیرون میان این هست که همۀ اونها نوازندۀ استودیوئی هستند و اصلاً آمادگی برای روی صحنه بودن و اجرای خوب و حرفه ای ندراند. دلیلش هم این هست که در ایران کسی نمیتونه کنسرت برگزار کنه و همه فقط ضبط میکنند. این مشکل خودش به مشکله دیگه ای منجرب میشه و اونم این هست که بچهها موقعٔ ضبط آلبوم فقط به ضبط فکر میکنند. بارها شده گروههای ایرانی رو دیدم که آهنگ خودشون رو که خیلی عالی ضبط شده نمیتونند درست رو صحنه اجرا کنند.
بنظر من بزرگترین مشکل در این راه کیفیت هست. ما در خارج از ایران باید با برگزاری کنسرتهای بیشتر، فستیوالهای بیشتر، مسابقات بیشتر و کمک به شکل گیری گروههای بیشتر کمکی باشیم تا کم کم این کیفیت بالاتر بره تا جایی که بتونیم بازار رو بزرگتر و درنتیجه درآمد بیشتری که مساوی با امکانات بیشتر هست رو فراهم کنیم. اونوقته که خود به خود رو به جلو میریم. اما اگه بخودمون بگیم؛ اینهمه مشکل هست و نمیشه کار کرد، هر روز کارهای کمترین ساخته بشه، بر عکس رو به عقب و انزوا خواهیم رفت.
با توجه به هزینه های سنگین و ضرر مالی که برگزاری اجرای زنده و جشنواره های موسیقی با خود به همراه می آورند تا کنون تنها نهادهای فرهنگی مانند موسسۀ "تئاتر ملی" و "خانۀ کنسرت شهر گتنبرگ" در سوئد و از این قبیل نهادها غیر انتفائی فرهنگی در کشورهای مختلف اروپائی که بدون اهداف سودآور تجاری، با هزینه های دولتی به معرفی فرهنگ و هنر غیراروپائی می پردازند موفق به برپائی جشنواره ها و کنسرت ها با مخاطبین خاص شده اند. چنین موسساتی توانسته اند موقعیت هائی را بوجود آورند تا جنبش زیرزمینی موسیقی مردم پسند غیرمجاز ایران در "مهاجرت" با کیفیتی بین المللی معرفی شود.
تاسیس یک اتحادیۀ موسیقی مردم پسند معاصر و غیررسمی ایران
دوران سخت و مشکلات مهاجرت، شرایط بد اقتصادی و نبود بودجۀ کافی و پراکندگی هنرمندان در نقاط مختلف جهان واقعیتی است که از آن نمی توان گریخت. از این رو نبود یک محیط فرهنگی که این هنرمندان را خارج از مرزهای جغرافیائی و حتی گرایشات موسیقائی زیرسایۀ خود بگیرد و پشتیبان آنان باشد کاملاً احساس می شود. کمبود یک انجمن و یا یک موسسۀ فرهنگی که به شکل یک فدراسیون هماهنگی بین المللی کارآئی داشته باشد شدیداً وجود دارد. اتحادیه ای فرهنگی بدون رویکردهای تجاری و اهداف کوتاه مدت اقتصادی، با شعبه هائی در نقاط مختلف دنیا، با بودجۀ کافی و مهمتر از همه ایده های فرهنگی تازه منطبق با شرایط روز و تکنولوژی معاصر. یک چنین اتحادیه ای می تواند مسئولیت پشتیبانی و کمک به هنرمندان جریان موسیقی مردم پسند غیرمجاز (راک، هیپ هاپ، جاز و از این قبیل) را بعهده بگیرد.
وجود چنین موسسه فرهنگی می تواند در شرایط امروز ما تنها امید پیشرفت در جهت زنده نگه داشتن و ایجاد یک صحنۀ موسیقی پویا و امروزی در خارج از ایران باشد. یک چنین موسسه یا انجمنی می تواند در آغاز با حق عضویت اعضاء شروع به کار کرده و در ادامه با دریافت کمک هزینه های دولتی (دولت های کشورهای میزبان) و بین المللی (مانند EU) فعالیت خود را مستمر سازد و مکانی شود برای رسیدگی و رفع نیازهای هنری موسیقی پردازان مهاجر. پایگاه اجتماعی و فرهنگی منسجمی که براساس اساسنامه ای کارا و نونگر، پشتیبان فعالیت های هنری این هنرمندان جوان باشد. یک چنین فدراسیون فرهنگی با داشتن اعضای زیاد به غیر از آنکه می تواند مخارج خود را و مخارج حمایت های فرهنگی و هنری هنرمندان را از طریق حق عضویت تامین کند، مطمئناً این پیشزمینه را نیز پیدا خواهد کرد که بعنوان یک موسسۀ فرهنگی جدی و بین المللی ایرانی از کمک هزینه های فرهنگی کشور میزبان برخوردار شود و یا بعنوان مثال از اتحادیۀ اروپا تقاضای کمک هزینه های فرهنگی بین المللی بکند. این نوع کمک های فرهنگی و خیریه ای در اکثر کشورهای پیشرفتۀ اروپائی و در آمریکا نیز وجود دارد.
شعبه های این فدراسیون می توانند در گوشه کنار کشورهای مختلف صحنه های اجرای موسیقی زنده ایجاد کرده و در همکاری و همگامی با هم و مرتبط با هیئت مرکزی، با ایجاد شبکه های اجتماعی متصل، به رد و بدل پروژه های گوناگون در راستای گسترش این گونه موسیقی ها و فرهنگ آنان بپردازند. آنچه از طریق این اتحادیه قابل اجرا است؛
1. برگزاری فستیوال ها جهت معرفی گوناگونی در این جریان
2. برگزاری کنسرت های ویژه برای گروه ها و موسیقی پردازان ناشناس و شناخته شده
3. کارگاه موسیقی یا Workshops
4. نمایشگاه ها و فروش سی دی و محصولات وابسته به موسیقی راک، هیپ هاپ، تلفیقی، جاز و غیرمتعارف
5. مشاوره و راهنمائی
6. سخنرانی ها و گفتگو ها در جهت آگاهی و رشد فرهنگ مردم پسند معاصر ایران و جهان
7. دعوت از موسیقی پردازان نوپرداز و آوانتگارد که مخاطبان خاص و محدود دارند
8. راه اندازی پایگاه های اینترنتی مدرن و منطبق با نیاز های نسل جوان امروز ایرانی، تاسیس شبکه های رادیوئی و تلویزیونی محلی و حتی بین لمللی
9. ایجاد پل های ارتباطی میان موسیقی پردازان ایرانی و جریان موسیقی مردم پسند چندفرهنگی جهانی
بنظر می رسد با توجه به شرایط روز و بازار محدود موسیقی مردم پسند غیرمجاز ایران، پراکندگی ها، تناقضات و مهمتر از همه محدودیت های شرکت های تولید موسیقی غیروابستۀ ایرانی که در تضاد با جامعۀ دیجیتالی معاصر قرارگرفته اند، و همچنین درک و فقر فرهنگی که دامن گیر موسیقی مردم پسند معاصر ایران شده؛ موسیقی پردازان ما بیشتر از هر چیز محتاج یک محیط و - موسسۀ فرهنگی- هستند که هدف اول آن فرهنگسازی و بعد جذب مخاطب و در آخر چرخش اقتصادی باشد نه برعکس!
Source:Beshkan

We Bought The Police, Interview with Harzoon a Rapper from Tehran, Iran.