نوسینده : رضا سلیمی
در ادامه ی مباحثی که درباره ی یاس و جایگاهش در رپ فارسی مطرح بوده و هست و هر از گاهی بالا هم می گیرد بد نیست که نگاه دقیق تری به معنای هنر اجتماعی – انتقادی ( که بسیاری از علاقه مندان یاس همین ویژگی را دلیل اصلی علاقه شان به یاس می دانند) داشته باشیم و تلاش کنیم معلوم کنیم چه زمانی یک موسیقی اجتماعی می شود . آیا هر هنرمندی که گفت در جامعه مشکلی هست که باید حل کرد اجتماعی و انتقادی می شود یا چیزهایی دیگری هم هست که باید رعایت کرد تا اجتماعی شد . در ابتدا سعی می کنیم معنای هنر اجتماعی را با چند مثال روشن کنیم و سپس به دنبالِ این ویژگی ها در کارهایِ یاس بگردیم.
برای شروع و به عنوان مثال مسائلی چون اعتیاد یا دختران فراری را در نظر بگیرید . تلویزیون دولتی سرشار از برنامه های مختلفی است که از این مسائل حرف می زنند و از بدی ها و گرفتاری های اعتیاد و فرار دختران نوجوان می گویند . احتمالا همه با هم موافقیم که آنچه که تلویزیون ایران از این مسائل می گوید انتقادی و اجتماعی نیست بلکه تقریبا در تمام موارد با صحبتهایشان موجبات کدورت خاطر کسانی که دل نگران این مسائل هستند را نیز ایجاد می کند . تلویزیون ایران اما چه می کند ؟ آنها به سراغ جوانی ( که ما صورتش را هم نمیبینیم ) می روند و او می گوید که از سر نادانی و جسارت و گوش ندادن به حرفِ " خیر خواهان " آلوده ی اعتیاد و دزدی و رپ و متال و سوء استفاده ی جنسی شده است و زندگی خوبِ قدیمش را نابود کرده است و معمولا در پایان جوانان را نصیحت می کند که آلوده ی کثافت هایی چون الکل و مواد و رپ و شیطان پرستی نشوند و عاقبتِ شومِ خودش را مثال می آورد . این رویکردها بهترین نمونه های آن چیزی هستند که می توانیم رویکردِ ضد اجتماعی بدانیم .
از آن سو اما راه دیگری هم برای دیدن این مسائل هست . مثلا فقرا را در نظر بگیرید . دو نوع نگاه رایج به آنها وجود دارد . یک گروه می گویند که فقرا تنه لشانی هستند که چون کار نمی کنند پول ندارند و آنچه که بر آنها می گذرد حقشان است و ما مسئولیتی در برابر آنها نداریم . گروه دیگر اما در مخالفت با این نگاه می گویند که فقرا هم انسان و جزیی از جامعه اند و ما وظیفه ی کمک به آنها را داریم و ناتوانی آنها تقصیر خودشان نیست . همین گروه اخیر اند که انجمن های خیریه راه می اندازند و بسیار صدقه می دهند .
اما علاوه بر اینها گروه دیگری هم هستند که کاملا چیز دیگری می گویند و از دیدِ آنها دو گروه اول نه تنها فرق چندانی با هم ندارند بلکه گروه دوم ( یعنی صدقه دهندگان ) بسیار هم بدترند . این گروه ( که همان اجتماعی-انتقادی های مورد نظر ما هستند ) اساسا جای دیگری را نشانه می گیرند . این ها سبب فقر را چیزی درون فقرا ( تنه لشی یا بد شانسی ) نمی دانند بلکه در جای دیگری دنبال آن می گردند . آنها نظم اجتماعی ای را که فقیر تولید می کند مقصر می دانند . آنها برای یافتن فقر درون آلونک های فقرا سرک نمی کشند بلکه رو به سوی کاخ های ثروتمندان دارند ( همان هایی که بیشترین صدقه ها را می دهند ) . مثال دیگری می زنم . رفقای سیاه پوست ما دو قرن پیش در آمریکا برده بودند . درباره ی بردگی آنها دو نظر وجود داشت . یکی سفید های بد اخلاق که می گفتند سیاهها مشتی موجودات پست اند که فاقد درک و شعور انسان سفید پوست اند و باید با آنها مثل حیوان رفتار کرد . اما اربابانِ سفیدِ خوش اخلاق برعکس می گفتند که آنها هم انسان اند و حالا که بر اثر بد شانسی سیاه پوست اند ما باید انسانیت به خرج دهیم و هوای این بدبخت های سیاه پوست را داشته باشیم . هیچ کدام از آنها ( چه بد اخلاقان خشن و چه اخلاق گرایانِ مهرورز ) به این فکر نمی کردند که کل نظام برده داری ایراد دارد . برای آنها برده به سادگی برده بود و حداکثر به اخلاقی برخورد کردن با بردگان فکر می کردند . زمانی انتقادی بودن معنا می گیرد که کل این اخلاقیاتِ برده داری نفی و نقد شود . سیستمی که فقیر و برده تولید می کند از اساس ایراد دارد و اخلاقیاتش هم حقه ای برای حفظ همین دستگاه است . مثلا بزرگترین سرمایه داران آمریکا بزرگترین خیّرین آمریکا هم هستند . نقد اجتماعی از فقرا نمی خواهد بیشتر کار کنند یا مثل پولدارها رفتار کنند تا پولدار شوند چرا که همانطور که هیچ برده ای با زیاد و خوب کار کردن آزاد نمی شود در نظامِ اقتصادیِ حاکم بر آمریکا شرط ثروتمند شدن یک نفر ، فقیر شدنِ عده ی زیادی از دیگران است . بنابراین نقد اجتماعی نظامی را هدف می گیرد که فلسفه ی وجودی اش تمایز فقیر و غنی است . اجتماعی شدن همانطور که از نامش پیداست وقتی رخ می دهد که ما نه از آدم ها بلکه از عوامل اجتماعی یاد کنیم . نقد اجتماعی به این کاری ندارد که معتاد و فاحشه و فقیر چه باید بکنند بلکه می خواهد با جامعه و عواملی که چنین موقعیت هایی و انسان هایی را تولید می کنند بجنگد .
اما کارهای یاس در کجا قرار می گیرد ؟ بیایید دقیقا به چند مورد از کارهای یاس بپردازیم . با " بزارین بکشمش " شروع می کنیم . در این کار یاس یقه ی یک مواد فروشِ کنار خیابان را می گیرد و به عنوان عامل بدبختی جوانان و دلیل برهم خوردنِ " کانونِ گرمِ خانواده" می خواهد او را بکشد . اولین نکته ای که باید به آن اشاره کرد این است که راه حلِ پیشنهادیِ یاس برای برخورد با این " نوکرانِ شیطان روی زمین " دقیقا همان کاری است که دستگاه قضایی ایران با بی باکیِ خاصی در حال انجام آن است ( ما بیشترین آمار اعدام در جهان را داریم و تعداد بسیاری از اعدامی ها هم مجرمین مواد مخدر اند ) و به نظر این کشتارها چندان سودی نداشته است . اما ببینیم با تعریفی که کردیم آیا این نوع نگاه به مسئله ی اعتیاد اجتماعی-انتقادی است ؟ یاس در روایتش بیان می کند که عده ای شیطان صفت با فریب دادن جوانان آنها را معتاد کرده اند و با نابود کردن این اشرار مسئله حل می شود . در اینجا عده ای بیگانه ( فرزندان شیطان ) به جامعه نفوذ کرده اند و جامعه ی خوبِ ( یا به قولِ یاس "کانونِ گرم خانواده " ) ما را به تباهی کشیده اند . این روایت دقیقا ضدِ آن چیزی است که می توان روایت اجتماعی از اعتیاد دانست . در روایت اجتماعی از اعتیاد هیچ کسِ خاصی مقصر و عامل اعتیاد نیست . خود مواد فروشان هم جزیی درونی از جامعه و برآمده از متن اجتماع اند و کشتن آنها در جامعه ای که در کار تولیدِ فعالِ معتاد و مواد فروش است فقط به جایگذین شدنشان با افرادی جدید و احتمالا زرنگ تر می انجامد . معتاد به خاطرِ اشتباهِ شخصی اش معتاد نشده است ، جامعه ای که همه ی فرصت ها را از او گرفته این بلا را بر سرش آورده . معتادان شماری از اشخاص نیستند بلکه اعتیاد یک جایگاه اجتماعی است که جامعه با ستم و نابرابری کسانی را به آنجا می راند . در واقع حتی می توان گفت که کسی می تواند بدون مصرف مواد مخدر هم این جایگاه را اشغال کند . جوان سی و چند ساله ی بیکار و بی کس و کاری که از بس از سر کارهایِ با حقوقِ ماهی صد هزار تومان اخراج شده کلافه است و مانند سیاهچالی خالی از امید و آینده است و مرگ و زندگی برایش بی اهمیت شده اند ، در واقع فرق چندانی هم نمی کند که مواد بکشد یا نه . یاس همین الگو را در قطعه ی "پیاده میشم " ( که از نظر ساختار موسیقایی کارِ قوی ای است ) هم تکرار می کند . اینجا هم مقصر یک سری آدم اند نه ساختاری که دختر فراری یا مردان حشری ای که می خواهند ترتیب همه چیز را بدهند تولید می کند . جوانی که احتمالا با ماشین پدرش و پولی که چون برایش زیاد است باید با دوستش شریک شود دختری را در خیابان سوار می کند تا از فرصتی استثنایی که برایش پیش آمده است نهایت استفاده را بکند و یاس می گوید "ا ی کاش [ دختر ] بگه نگه دار من پیاده میشم چون بی شک راه برای ادامه دادن زیاده بی شک " . این قطعه نمونه ی کم نظیری از همخوانی یک آهنگ با ایدئولوژی حاکم و تلاشِ خوبی برای تبرئه ی اخلاق جنسیِ فاسدِ حاکم در ایران است . هر نوع نظامِ اخلاقی ای تلاش دارد بگوید که مجموعه ی دستوراتش فاقد هر نوع تضاد درونی و ایراد ساختاری اند و اگر مشکلی هست افراد با انتخاب های بدِ خودشان موجب آن اند و مسئولیتش متوجه سیستم نیست . احتمالا در اینجا نیز همه با هم موافقیم که اخلاقیاتِ جنسی حاکم بر ایران که رابطه ی جنسی را فقط از طریق ازدواج های بلند مدت ممکن می داند ناگزیر مثل یک کارخانه ، فاحشه و آدم تشنه ی سکس تولید می کند ( و طلاق را هم به شدت افزایش می دهد ) . حالا این نظامِ جنسیِ ناکارآمد که خط تولید فاحشه است ( هم نر و هم ماده ) برای دفاع از خود چه می کند ؟ همان کاری که پیشتر گفتیم . این نظمِ جنسی مدعی می شود که که افرادِ آسیب دیده " راه " اشتباه رفته اند و از میانِ " این همه راهی که برای ادامه دادن بود " راه غلط را انتخاب کرده اند . نتیجه اینکه حالا چون این جوانان ( معتادها ، فاحشه ها و ... ) راه درست را انتخاب نمی کنند ( البته به این دلیل ساده که اصلا راهی نیست چون اخلاقیاتِ حاکم همه ی راهها را بسته است ) پس آنچه بر آنها می گذرد حقشان است . روایت یاس از مشکلات جامعه دقیقا به همینجا می رسد . یاس با ترسیمِ جایگاهِ کاذبی از انتخاب برای قربانیانِ جامعه دقیقا جلوی انتقادی و اجتماعی شدن مشکل این افراد را می گیرد و در نهایت بستری ایجاد می کند که نظمِ حاکم با توسل به همین جایگاهِ کاذبِ انتخاب ، خودِ افراد و نه ساختارِ اجتماعی را مقصر جلوه دهد .
این قطعه اما از یک نظر دیگر هم محافظه کار و ارتجاعی است . دوستانِ تیزگوشی که به موسیقیِ این کار دقت کرده اند شاید متوجه مسیری که موسیقی طی می کند شده باشند . این قطعه با دکلمه ای آغاز می شود و بیت هم بعد تر به آهنگ اضافه می شود . در میانه ی کار دو سه سازِ ایرانی با نوایی سنتی وارد کار می شوند و هر چقدر جلو می رویم ( یعنی به رستگاری نزدیک می شویم ) حضور پررنگ تری پیدا می کنند تا در لحظه ی نهایی نجات ( یعنی لحظه ی پیاده شدن دختر ) بیت به طور کامل حذف می شود و همین نوای سنتی باقی می ماند . یعنی خود موسیقیِ کار گذار از گند و کثافت و فاحشگی ( یعنی رپ ) به رستگاری و نجات و پاکدامنی است ( یعنی موسیقی سنتی ) . حال این کار را مقایسه کنید با کارهای نابغه ی آهنگسازی رپِ ایران ، مهدیار آقاجانی . قطعه ی " صبح معنوی " از قاف که آهنگش را مهدیار ساخته دقیقا از جایی آغاز می شود که کار یاس تمام می شود . نوای سازی سنتی که در یک چرخشِ هنرمندانه ماهیتی هیپ هاپ می گیرد . دقیقا برعکس یاس که رپ را قربانی موسیقی سنتی می کند ما اینجا با نوعی ارتقای موسیقی سنتی به زبانی امروزی طرفیم . کاری که مهدیار به شکل حتی هنرمندانه تری در اینتروی آلبومِ جاویدانِ سروش هیچکس " جنگلِ آسفالت " هم انجام داده بود .
در نهایت اینکه منتقد اجتماعی صرفا ایرادات و حفره های اجتماعی را نمی بیند . او با جستجو در جاهایی که انگار ایرادی ندارند مسئله ای را اجتماعی می کند . هنرمندِ منتقد " ترک آسفالت را در جایی که صاف است " می بیند . او به درونِ آینه های ساخته ی اجتماع نمی نگرد تا اشکالات را برای ما بازگو کند چرا که می داند اشکال از خود ِ آینه است . درسِ او این است که بیهوده نباید به این آینه ها خیره شد چرا که این آینه های تقلبی اصلا " تو رو به تو نشون نمیدن " .
تکآهنگ جدید هیچکس به نام " بجنگ مثل " با آهنگ سازی مهدیار آقاجانی پنجشنبه هفته آینده ۱۳۹۰/۱۰/۱۵ ( 5 ژانویه ) برای دانلود منتشر خواهد شد. همچنین خبری پیرامون در دست ساخت بودن موزیک ویدیو یی برای این آهنگ به کارگردانی فِرِد به ما رسیده است. تریپ ما 2 نیز قرار بود این هفته منتشر شود ولی زمان پخش این آهنگ به دلایل نامعلومی به آینده موکول شده است.
Update (Jan-05-2012) :
میتوانید این آهنگ رو دانلود کنید. بجنگ مثل
عکس های جدید از سروش هیچکس و حسین تهی در ماه رمضان. این عکس ها را حسین تهی در فیسبوک خود قرار داده بود با عنوان " عکسهای خودمونی از دوران خوشِ ماه رمضون از حسین تهی و هیچکس در غربت " . حسین تهی بیش از سه یا چهار سال میباشد که از ایران خارج شده است و در شهر دوبی زندگی میکند و هیچکس نیز بیش از دو سال است که از ایران خارج شده است.
- برای مشاهده عکس ها به پایین صفحه بروید.
در برنامه طنزِ ویژه ماه رمضان به نام خنده بازار که از شبکه سوم صدا و سیما پخش میشود در قسمتی از این برنامه شخصی در نقش احمد نجفی با رفتار و حرکات وی ظاهر میشود و با رپری از زیرزمین به نام " هیچی " که به اقتباس از هیچکس است مصاحبه میکند. در این قسمت از خنده بازار به مسایلِ جالبی از موسیقی زیرزمینی و بحث مجوز برای پخش موسیقی در ایران به صورت طنز پرداخته میشود.
| Download HQ ( 42 MB ) | |
| Download NQ ( 13 MB ) |

در این قسمت از برنامه سکو از شبکه من و تو وان میتوانید با سروش لشگری " هیچکس " بیشتر آشنا شوید.
سکو برنامه ایست برای معرفی ، بررسی و پرداختن به موسیقی مستقل و مدرن ایران که در تعریف دسته بندها گه گاه ازش به عنوان موسیقی زیرزمینی یا آلترنانیو یاد می شه.
ُSource : Manoto Tv 1

"هیچکس" که نام واقعی او سروش لشکری است و لقب "پدر رپ ایران" را یدک میکشد، در سال ۱۳۶۴ زاده شد. اولین آلبوم موسیقی رپ او با عنوان "جنگل آسفالت" در سال ۱۳۸۶ منتشر شد. در این آلبوم از تلفیق رپ و نوای موسیقی سنتی ایران استفاده شده و از سازهایی مانند عود، نتبک، نی، دف و قانون بهره گرفته شده است. "هیچکس" تا کنون با رپرهای گوناگون از جمله Reveal، قاف، حسین ابلیس و مهرک گلستانهمکاری داشته است.
به فایل صوتی این مصاحبه گوش دهید ( 4.0 MB )
متن کامل گفتوگو با "هیچکس":
دویچه وله: کجا زندگی میکنی؟
"هیچکس": من توی لباسهام! (میخندد) شوخی کردم. تهران.
قرار بود ژانویه بیآیید برلین. همه چیز هم آماده شد. ولی نیامدید. دلیلش چی بود؟
به ما ویزا ندادند.
کجا، آلمان؟
دعوتنامهی ما از آلمان نبود. دعوتنامهی ما از سوئد بود. آنجا هم ویزا نداد. در آلمان اصلاً کسی نبود که برای ما دعوتنامهی معتبر بفرستد. تازه از سوئد هم که دعوتنامهی معتبر فرستادند، قبول نکردند که به ما ویزا بدهند (میخندد).
چرا؟
چه میدانم، از خودشان بپرسید.
به نظر خودت، عنوان "پدر رپ ایران" برایت مناسب است؟
پدر رپ ایران ... داستان این نیست که مثلاً من اولین کسی بودم که شروع کردم. قضیه این است که من کسی بودم که همین جوری رشدش دادم، طوری پروبالش دادم که خیلیها باید خیلی کار کنند تا (رپ) به اینجاها برسد. اول من بودم و دو سه نفر دیگر که کار میکردند. منتهی آنها دیگر کار نکردند. بعد فقط من بودم و خودم. برای همین فکر کردم که بچههای دیگر را بیاورم توی کار و همه را تشویق کنم.
در واقع اگر بخواهیم به انگلیسی بگوییم، (Godfather) "پدرخوانده" مناسبتر است.
آره. اصلا به فارسی میگویند پدرخوانده. نه پدر...
ترانهها را خودت خلق میکنی؟
نه، یک دکتری هست که توی اصفهان زندگی میکند. او شعرهایم را مینویسد (میخندد) خالی بستم، خودم مینویسم.
اگر آدم خودش ننویسد که حال نمیدهد. رپکنی کارش درست و قوی است که شعرهایش را خودش بنویسد. به خاطر این که چیز جالبی که در رپکن میتواند وجود داشته باشد، شعری است که نسبت به چیزهایی که خودش دیده و تجربیات خودش و طرز فکرش دارد میگوید.
مثل این که با سرباز و سربازی رابطهی خاصی داری؟
آهنگ یک مشت سرباز را میگویی؟
کلاً.
آره. کلاً آدم باید همیشه در حال خدمت به بشر و وطنش باشد. میدانی چه میگویم؟ یعنی حتماً قضیه سرباز بودن این نیست که بروی بجنگی. موضوع خدمت کردن است. حالا هر کسی در هر سنی به نوبهی خودش میتواند خدمتگزار مردم باشد.
به همین خاطر هم به رپ رو آوردی، میخواستی با این نوع موسیقی به نوعی به جامعه، مملکت یا جوانان خدمت کنی ؟
راستش چندسالی است که این طرز تفکر را پیدا کردهام. چون وقتی من شروع کردم بچه بودم و چیزی حالیم نبود (میخندد). اوایل همین طوری سر کلکل و این داستانها رو آوردم به رپ. ولی کمی که گذشت، بالاخره آدم وقتی سناش میرود بالاتر، عقلش بیشتر کار میکند.
یعنی عقلش وادارش میکند که بیشتر در خدمت دیگران باشد؟
نه! واسه چی. اصلاً چنین چیزی غیرمنطقی است. این که بگوییم هرچه قدر آدم رشد کند یا عقلش رشد کند، وادارش میکند که بیشتر در خدمت خلق باشد. هیتلر مثلا. عقلش کار کرد، رشد کرده بود، منتهی در راه منفی رشد کرده بود. ربطی به این داستان ندارد. ولی خودم، من... یعنی اینجوری شدم که... یعنی بالاخره آدم شروع میکند راجع به خیلی چیزها فکر کردن دیگر.
فکر میکنی شهرتات بیشتر به خاطر صدای جذابت است یا ترانههایت؟
مگر صدایم جذاب است؟
خیلی.
نمیدانم، من خودم فکر میکنم به خاطر شعرهایم باشد. من خودم به نوبهی خودم آهنگ رپ را، حالا اگر طرف صدایش هم صدای خاصی نباشد، در هر صورت من بیشتر با آن شعرش ارتباط برقرار میکنم.
تا حالا اجرای زنده در ایران داشتهای، یا فقط از طریق اینترنت با مخاطبانت سروکار داری؟
نه، تا حالا اجرای زنده نداشتهام.
پس چه جوری با طرفدارهایت در تماس هستی؟ نظراتشان اصلاً بهت میرسد؟
کلاً رپ ایران بیشتر از طریق اینترنت پخش میشود. بعد توی خیابانهم بالاخره چند نفر را میبینی و آنها هم نظری میدهند.
طرفداران رپ در آلمان معمولاً جوانانی هستند که از قشرهای متوسط و پایین و محروم جامعه میآیند. فکر میکنی در مورد طرفدارهای تو هم، در واقع شنوندگان کارهای تو هم، این صدق میکند؟
این مورد هست، ولی از بالا هم هستند. ولی نه به آن اندازهای که از وسط بهپایین هست. خب چیزهایی که من میگویم، چیزهاییست که هر انسانی... یعنی چه میدانم، اگر یک آدم پولدار هم باشد که مرام و معرفت و کلاً شناخت انسانی داشته باشد از دنیای اطرافش، بالاخره او هم رابطه برقرار میکند.
کنسرتهای خارج چطور؟ کسانی که میآیند، به نظرت جزو چه قشری از جامعه هستند؟
میدانی موضوع چیه؟ موضوع اینه که من اصلاً نمیدانم بالا و پایین خارجه چیه (میخندد). برای همین اصلاً نمیتوانم تشخیص بدهم.
چرا با رپرهای دیگر همکاری میکنی؟ تکمیلت میکنند، یا دلیل دیگری دارد؟
با کسانی کار میکنم که حتماً از نظر شعر و این داستانها، و واقعیبودن در سطح بالایی باشند. واقعیبودن خیلی مهم است. چون چیزهایی که داری میگویی، نباید خالی ببندی و نباید بیشتر بگویی یا کمتر بگویی و از این داستانها. چیزی که نیستی را نباید بگویی. این برایم خیلی مهم است. و مسلماً از آن طرف وقتی با یک شخصیت دیگر کار میکنی، خب، من یک شخصیت دیگری دارم و یک رپکن دیگر یک شخصیت دیگری دارد و یک زندگی دیگر. و ما وقتی باهم کار میکنیم، وقتی روی یک آهنگ باهم کار میکنیم، نظرات دو نفر در آن آهنگ دارد شنیده میشود. دو نفر متفاوت و این به نظر من خیلی جالب است (...) بعد یک نکتهی دیگری هم که دارد، این که یک حالت رقابت هم بهوجود میآید. رقابت ناسالم نه، رقابت سالم. همهاش سعی میکنی که بهترین تکه را تو بیایی.
به نظرت رپ یا هیپ هاپ ایرانی اصلاً وجود دارد؟ میشود گفت که این رپ، ایرانیاست و آن یکی نیست؟

بزرگترین هدفت در زندگی چیست، به کجا میخواهی برسی؟
هدفم این است که (...) جهانی بشویم. یعنی بتوانیم حرفهایمان را به گوش همهی مردم دنیا برسانیم.
مصاحبهکننده: فرهاد پایار
تحریریه: عباس کوشک جلالی

گزارشی که در پیش رو دارید، نمی تواند کامل و در برگیرندۀ تمام اتفاقاتی باشد که در جریان موسیقی هیپ هاپ ایران در سال 1389 خورشیدی پیش آمده است. اما تلاش
"لطفاً نظرها و اطلاعاتی را که فکر می کنید تکمیل کنندۀ این گزارش می تواند باشد، حتماً در زیر این مطلب برای ما و دیگران درج کنید."
گزارشگر: نصیر مشکوری
سالی که گذشت با توجه به شرایط بد اجتماعی و محدودیت های برآمده از شرایط وخیم سیاسی حاکم بر کشور، سالی کم آوا بود اما بی آهنگ نبود. سالی که شاهد مهاجرت تعداد زیادی از موسیقی پردازان و رپ خوانان موسیقی هیپ هاپ زیرزمین های ایرانیان بودیم

ویدیویی از سروش لشگری که بیشتر شما او را با نام هیچکس میشناسید دیروز در اینترنت انتشار پیدا کرد. هیچکس که بیش از یک سال هست از ایران خارج شده و در کشورمالزی ساکن بود چند ماه پیش به ترکیه رفت تا از طریق ترکیه به اروپا برود که اولین مقصد و هدف او کشور سوئد میباشد. همانطور که قبلا از فارسی هیپ هاپ خبر احداث رکورد کمپانی تحت نام " ابَر رکوردز" از زبان رویل داده ایم و پخش آلبوم او به نام “ Seven Shades ” از این کمپانی به اطلاع شما رساندیم حال هیچکس نیز خبر پخش آلبومی به نام " انجام وظیفه " رو در این ویدیو میدهد که آلبومی بوده EP تشکیل شده از پنج تک آهنگ با آهنگسازی مهدیار که هم اکنون ساکن فرانسه میباشد.

New video of Iranian Rapper Hichkas hit the Internet Yesterday which Is available for you to watch on FHH. As you can see Hichkas who left Iran more than a year ago to Malaysia In this video announces that he is in turkey right Now, Although he has been in turkey for past 3-4 months trying to get visa to get to European Countries, Based on the Information given to FHH Sweden is where he is planning to get Visa for.
Also in This video Hichkas Announces their new home or what you can call their New record Label “ Abar Records” which Reveal also mentioned in his interview with Nassir Mashkoori . Hichkas Also Mentions about New EP album which is ready to be released by name “ Anjame Vazife “ from Abar records feat. Artists such as himself ( Hichkas ), Ali Quf From Iran, Reveal & some other Artists from Abar. All Songs Produced by Mahdyar who lives in France right now. You can get more information Via Visiting Abar Records as it goes live on March 07, 2011.
Update March 08 2011 : Sorry Video Has been Removed from FHH Youtube Account Because of Abar Records complaint Against our Account.
"We have disabled the following material as a result of a third-party notification from AbarRecords claiming that this material is infringing:
HichKas in Turkey"

گزارش و عکس: نصیر مشکوری
رپ خوان ایرانی تبار مقیم لندن حدود سال 2000 میلادی قدم به جریان موسیقی هیپ هاپ زیرزمینی لندن گذاشت. او از رپ خوانان قدیمی ایران بحساب می آید که از پایه های مهم "صامت رکوردز" و از یاران "هیچکس" رپ خوان معروف ایرانی است. اولین آلبوم او "The Official Prince of Persia" نام داشت و بزودی آلبوم دیگری از او به بازار موسیقی هیپ هاپ ارائه خواهد شد . آلبومی بنام Seven Shade.
در سفری که Reveal برای اجرای زنده به سوئد داشت با او گفتگوئی داشتم و از فعالیت های اخیر او جویا شویم:
نصیر مشکوری: خبردار شدیم که یک شرکت موسیقی تاسیس کردین!
Reveal: بله، یک شرکت تهیه و تولید موسیقی راه انداختیم به نام "اَبَر رکوردز (Abar records) که کار من یکی از اولین آلبوم هایی هست که از طریق این شرکت منتشر می شه.
نصیر مشکوری: خب از آلبومت کمی برای ما بگو.
Reveal
نصیر مشکوری: آیا این آلبوم همۀ آهنگ هاش به زبان انگلیسی هست؟
Reveal: بله. من کلاً موسیقی ام رپ انگلیسیه که بعضی وقت ها بیت هام فاز ایرانی دارن و موضوعاتی که می گم خیلی به ایران مربوط میشه ولی کلاً من یک رپ خوان انگلیسی زبان هستم.
نصیر مشکوری: تو یک ایرانی هستی که در لندن زندگی می کنی، آیا می شه تو رو یک رپ خوان مهاجر خطاب کرد؟
Reveal: ببین، من در موزیکم خودم هستم. من یک پسری هستم که ایران بدنیا آمدم، بعد آمدم انگلیس و هیپ هاپ کار می کنم. موزیک من اول از همه چیز هیپ هاپ هست. هیپ هاپ چیه؟ اینه که آدم خودش باشه و من اون چیزی که هستم رو در موزیکم منتقل می کنم. شکلی هم که موزیک من در محتوا پیدا می کنه همون چیزی هست که تو گفتی؛ یه پسر ایرانی که در انگلیس زندگی می کنه و راجب موضوعات زندگیش می خونه و چون ایرانیه بعضی از این موضوعاتش به ایران ربط پیدا می کنه، بعضی ها به لندن ربط داره، بعضی ها به خیابون ربط داره و بعضی ها به سیاست دنیا. من در کار موزیکم "خودم" هستم و درباره اون چیزی میخونم که هستم رو راجبش میخونم. من خودم و موزیکم رو اینجوری می بینم.
نصیر مشکوری: پس آیا فکر می کنی رپ فارس به جائی رسیده که خودش باشه، یعنی همونطور که تو می گی رپ خوان باید خودش باشه؛ آیا رپ خوان های ایران در آهنگ هاشون خودشون هستند؟
Reveal: من فکر کنم این رو قبلاً هم در مصاحبه ای گفتم؛ رپ فارسی مثل یک بچۀ خیلی کوچکی می مونه که داره بزرگ می شه و داره رشد می کنه. بعضی بچه ها در سن پائین تر متوجه می شن چی واقعی هست و چی تخیل هست. بعضی ها هم تمام عمرشون رو می گذرونن و در تخیل می مونن. در رپ فارسی هم همینطوره؛ بعضی از رپ خون ها هیچوقت نخواهند فهمید که رپ چیه و همیشه فکر می کنن باید مثل غربی ها باشن و فکر می کنن باید اَدای اون چیزائی که در MTV می بینن و در بیارن. ولی من فکر می کنم هنرمندائی مثل هیچکس و امثالش نوعی از موزیک رو ارائه دادن که به بقیه نشون بدن که آدم می تونه در موزیک خودش باشه. البته متاسفانه فکر نمی کنم همۀ رپ خوان های رپ فارسی به این رسیده باشن. البته بنظر من رپ - غیر فارسی - هم به این نکته نرسیده. یعنی هیچ جائی ما به اون ایده آل نرسیدیم که هدفمون - هنر فقط برای هنر - باشه.
نصیر مشکوری: بسیار عالی. حالا بر می گردیم به آلبومت. چه کسی آهنگهات و ساخته؟
Reveal: آهنگساز آلبوم من مهدیار آقاجانی بوده به غیر از یکی از آهنگ ها که یکی از آهنگسازهای خودم در لندن ساخته ، کلاً این آلبوم همکاری بین من و مهدیار بوده.
نصیر مشکوری: در چه تاریخی منتشر می شه؟
Reveal: در ژانویه 2011، احتمالاً.
نصیر مشکوری: چطور می شه تهیه اش کرد؟
Reveal: هم در شکل سی دی ارائه داده می شه و هم در "iTunes " و فروشگاه های دیگۀ اینرنتی هم برای فروش و هم برای برداشت مجانی می گذاریمش! من عقیده ام اینه که
نصیر مشکوری: در آخر خبر خاصی داری که ما نمی دونیم؟
Reveal: حالا که شرکت "اَبَر رکوردز" راه افتاده، ما می خواهیم به انتظاراتی که مردم از موسیقی دارن بپردازیم. در کنار موزیک من به همراه تعدادی از دوستانم یک کمپانی لباس راه اندازی کردیم به نام" گالی گارمز" (Gully garmz) ، گالی یک اصطلاح انگلیسی هست که معنی خیابون می ده و گارمز کوتاه شده گارمتز (garments) که یعنی لباس. ما میخواهیم یک کمپانی بسازیم از فرهنگ خود خیابون و از این موضوع تو این راه استفاده کنیم. فرقمون با بقیه کمپانی ها اینه که اونها یک سری" سوسول" هستن که فقط میخوان از فرهنگ خیابون پول دربیارن و فقط میتونن اَدای خیابونی ها رو در بیارن، اما ما از خود خیابونیم، شاید هم به همین دلیل لباسهامون مورد پسند سلیقۀ همه نباشه و سلیقه های خاص تری رو در بر بگیره، ما مسیرمون برای خودمون مشخصه و دنباله روی کسی نیستیم. بزودی وبسایتمون gullygarmz.com دوباره فعال میشه و همه میتونن طرح هامون و اونجا ببینن.
نصیر مشکوری: یک سوال مهم. آیا" اَبَر رکوردز" همون "صامت" سابق هست؟
Reveal : نه، نه، اصلاً اینطور نیست. صامت مال یه دوره ای بود که گذشت، اما اَبَر رکوردز – آینده - است!
نصیر مشکوری: ممنون از این همه اطلاعات و برات آرزوی موفقیت دارم.
Reveal : دم شما گرم.
Source: Beshkan