Best Of 1390 on FHH ( FarsiHipHop )

Bahram - Sokoot | Best Album of 1390 on FHH ( FarsiHipHop )Mahdyar Aghajani | Best Music Producer of 1390 on FHH ( FarsiHipHop )Tik Taak ( Khashayar SR , Sina Mafee , Sina Saee ) | Best Artist / Group of 1390 on FHH ( FarsiHipHop )Saeid SJ ( Boo Sarde - Tik Taak ) | Best Music Video Director of 1390 on FHH ( FarsiHipHop )

Home / News / Persian Rap & HipHop / Displaying items by tag: نقد
A+ R A-
Displaying items by tag: نقد

Honare Ejtemaie - Enteghadi Chist ?

Monday, 09 April 2012 11:43 Published in Persian Rap & HipHop

هنر اجتماعی – انتقادی چیست ؟

نوسینده : رضا سلیمی

در ادامه ی مباحثی که درباره ی یاس و جایگاهش در رپ فارسی مطرح بوده و هست و هر از گاهی بالا هم می گیرد بد نیست که نگاه دقیق تری به معنای هنر اجتماعی – انتقادی ( که بسیاری از علاقه مندان یاس همین ویژگی را دلیل اصلی علاقه شان به یاس می دانند) داشته باشیم و تلاش کنیم معلوم کنیم چه زمانی یک موسیقی اجتماعی می شود . آیا هر هنرمندی که گفت در جامعه مشکلی هست که باید حل کرد اجتماعی و انتقادی می شود یا چیزهایی دیگری هم هست که باید رعایت کرد تا اجتماعی شد . در ابتدا سعی می کنیم معنای هنر اجتماعی را با چند مثال روشن کنیم و سپس به دنبالِ این ویژگی ها در کارهایِ یاس بگردیم.

برای شروع و به عنوان مثال  مسائلی چون اعتیاد یا دختران فراری را در نظر بگیرید . تلویزیون دولتی سرشار از برنامه های مختلفی است که از این مسائل حرف می زنند و از بدی ها و گرفتاری های اعتیاد و فرار دختران نوجوان می گویند . احتمالا همه با هم موافقیم که آنچه که تلویزیون ایران از این مسائل می گوید انتقادی و اجتماعی نیست بلکه تقریبا در تمام موارد با صحبتهایشان موجبات کدورت خاطر کسانی که دل نگران این مسائل هستند را نیز ایجاد می کند . تلویزیون ایران اما چه می کند ؟ آنها به سراغ جوانی ( که ما صورتش را هم نمیبینیم ) می روند و او می گوید که از سر نادانی و جسارت و گوش ندادن به حرفِ " خیر خواهان " آلوده ی اعتیاد و دزدی و رپ و متال و سوء استفاده ی جنسی شده است و زندگی خوبِ قدیمش را نابود کرده است و معمولا در پایان جوانان را نصیحت می کند که آلوده ی کثافت هایی چون الکل و مواد و رپ و شیطان پرستی نشوند و عاقبتِ شومِ خودش را مثال می آورد . این رویکردها بهترین نمونه های آن چیزی هستند که می توانیم رویکردِ ضد اجتماعی بدانیم .

از آن سو اما راه دیگری هم برای دیدن این مسائل هست . مثلا فقرا را در نظر بگیرید . دو نوع نگاه رایج به آنها وجود دارد . یک گروه می گویند که فقرا تنه لشانی هستند که چون کار نمی کنند پول ندارند و آنچه که بر آنها می گذرد حقشان است و ما مسئولیتی در برابر آنها نداریم . گروه دیگر اما در مخالفت با این نگاه می گویند که فقرا هم انسان و جزیی از جامعه اند و ما وظیفه ی کمک به آنها را داریم و ناتوانی آنها تقصیر خودشان نیست . همین گروه اخیر اند که انجمن های خیریه راه می اندازند و بسیار صدقه می دهند .

اما علاوه بر اینها گروه دیگری هم هستند که کاملا چیز دیگری می گویند و از دیدِ آنها دو گروه اول نه تنها فرق چندانی با هم ندارند بلکه گروه دوم ( یعنی صدقه دهندگان ) بسیار هم بدترند . این گروه ( که همان اجتماعی-انتقادی های مورد نظر ما هستند ) اساسا جای دیگری را نشانه می گیرند . این ها سبب فقر را چیزی درون فقرا ( تنه لشی یا بد شانسی ) نمی دانند بلکه در جای دیگری دنبال آن می گردند . آنها نظم اجتماعی ای را که فقیر تولید می کند مقصر می دانند . آنها برای یافتن فقر درون آلونک های فقرا سرک نمی کشند بلکه رو به سوی کاخ های ثروتمندان دارند ( همان هایی که بیشترین صدقه ها را می دهند ) . مثال دیگری می زنم . رفقای سیاه پوست ما دو قرن پیش در آمریکا برده بودند . درباره ی بردگی آنها دو نظر وجود داشت . یکی سفید های بد اخلاق که می گفتند سیاهها مشتی موجودات پست اند که فاقد درک و شعور انسان سفید پوست اند و باید با آنها مثل حیوان رفتار کرد . اما اربابانِ سفیدِ خوش اخلاق برعکس می گفتند که آنها هم انسان اند و حالا که بر اثر بد شانسی سیاه پوست اند ما باید انسانیت به خرج دهیم و هوای این بدبخت های سیاه پوست را داشته باشیم . هیچ کدام از آنها ( چه بد اخلاقان خشن و چه اخلاق گرایانِ مهرورز ) به این فکر نمی کردند که کل نظام برده داری ایراد دارد . برای آنها برده به سادگی برده بود و حداکثر به اخلاقی برخورد کردن با بردگان فکر می کردند . زمانی انتقادی بودن معنا می گیرد که کل این اخلاقیاتِ برده داری نفی و نقد شود . سیستمی که فقیر و برده تولید می کند از اساس ایراد دارد و اخلاقیاتش هم حقه ای برای حفظ همین دستگاه است . مثلا بزرگترین سرمایه داران آمریکا بزرگترین خیّرین آمریکا هم هستند . نقد اجتماعی از فقرا نمی خواهد بیشتر کار کنند یا مثل پولدارها رفتار کنند تا پولدار شوند چرا که همانطور که هیچ برده ای با زیاد و خوب کار کردن آزاد نمی شود در نظامِ اقتصادیِ حاکم بر آمریکا شرط ثروتمند شدن یک نفر ، فقیر شدنِ عده ی زیادی از دیگران است . بنابراین نقد اجتماعی نظامی را هدف می گیرد که فلسفه ی وجودی اش تمایز فقیر و غنی است . اجتماعی شدن همانطور که از نامش پیداست وقتی رخ می دهد که ما نه از آدم ها بلکه از عوامل اجتماعی یاد کنیم . نقد اجتماعی به این کاری ندارد که معتاد و فاحشه و فقیر چه باید بکنند بلکه می خواهد با جامعه و عواملی که چنین موقعیت هایی و انسان هایی را تولید می کنند بجنگد .

اما کارهای یاس در کجا قرار می گیرد ؟ بیایید دقیقا به چند مورد از کارهای یاس بپردازیم . با " بزارین بکشمش " شروع می کنیم . در این کار یاس یقه ی یک مواد فروشِ کنار خیابان را می گیرد و به عنوان عامل بدبختی جوانان و دلیل برهم خوردنِ " کانونِ گرمِ خانواده" می خواهد او را بکشد . اولین نکته ای که باید به آن اشاره کرد  این است که راه حلِ پیشنهادیِ یاس برای برخورد با این " نوکرانِ شیطان روی زمین " دقیقا همان کاری است که دستگاه قضایی ایران با بی باکیِ خاصی در حال انجام آن است ( ما بیشترین آمار اعدام در جهان را داریم و تعداد بسیاری از اعدامی ها هم مجرمین مواد مخدر اند ) و به نظر این کشتارها چندان سودی نداشته است . اما ببینیم با تعریفی که کردیم آیا این نوع نگاه به مسئله ی اعتیاد اجتماعی-انتقادی است ؟ یاس در روایتش بیان می کند که عده ای شیطان صفت با فریب دادن جوانان آنها را معتاد کرده اند و با نابود کردن این اشرار مسئله حل می شود .  در اینجا عده ای بیگانه ( فرزندان شیطان ) به جامعه نفوذ کرده اند و جامعه ی خوبِ ( یا به قولِ یاس "کانونِ گرم خانواده " ) ما را به تباهی کشیده اند . این روایت دقیقا ضدِ آن چیزی است که می توان روایت اجتماعی از اعتیاد دانست . در روایت اجتماعی از اعتیاد هیچ کسِ خاصی مقصر و عامل اعتیاد نیست . خود مواد فروشان هم جزیی درونی از جامعه و برآمده از متن اجتماع اند و کشتن آنها در جامعه ای که در کار تولیدِ فعالِ معتاد و مواد فروش است فقط به جایگذین شدنشان با افرادی جدید و احتمالا زرنگ تر می انجامد . معتاد به خاطرِ اشتباهِ شخصی اش معتاد نشده است ، جامعه ای که همه ی فرصت ها را از او گرفته این بلا را بر سرش آورده . معتادان شماری از اشخاص نیستند بلکه اعتیاد یک جایگاه اجتماعی است که جامعه با ستم و نابرابری کسانی را به آنجا می راند . در واقع حتی می توان گفت که کسی می تواند بدون مصرف مواد مخدر هم این جایگاه را اشغال کند . جوان سی و چند ساله ی بیکار و بی کس و کاری که از بس از سر کارهایِ با حقوقِ ماهی صد هزار تومان اخراج شده کلافه است و مانند سیاهچالی خالی از امید و آینده است و مرگ و زندگی برایش بی اهمیت شده اند ، در واقع فرق چندانی هم نمی کند که مواد بکشد یا نه . یاس همین الگو را در قطعه ی "پیاده میشم " ( که از نظر ساختار موسیقایی کارِ قوی ای است ) هم تکرار می کند . اینجا هم مقصر یک سری آدم اند نه ساختاری که دختر فراری یا مردان حشری ای که می خواهند ترتیب همه چیز را بدهند تولید می کند . جوانی که احتمالا با ماشین پدرش و پولی که چون برایش زیاد است باید با دوستش شریک شود دختری را در خیابان سوار می کند تا از فرصتی استثنایی که برایش پیش آمده است نهایت استفاده را بکند و یاس می گوید  "ا ی کاش [ دختر ] بگه نگه دار من پیاده میشم چون بی شک راه برای ادامه دادن زیاده بی شک " . این قطعه نمونه ی کم نظیری از همخوانی یک آهنگ با ایدئولوژی حاکم و تلاشِ خوبی برای تبرئه ی اخلاق جنسیِ فاسدِ حاکم در ایران است . هر نوع نظامِ اخلاقی ای تلاش دارد بگوید که مجموعه ی دستوراتش فاقد هر نوع تضاد درونی و ایراد ساختاری اند و اگر مشکلی هست افراد با انتخاب های بدِ خودشان موجب آن اند و مسئولیتش متوجه سیستم نیست . احتمالا در اینجا نیز همه با هم موافقیم که اخلاقیاتِ جنسی حاکم بر ایران که رابطه ی جنسی را فقط از طریق ازدواج های بلند مدت ممکن می داند ناگزیر مثل یک کارخانه ، فاحشه و آدم تشنه ی سکس تولید می کند ( و طلاق را هم به شدت افزایش می دهد ) . حالا این نظامِ جنسیِ ناکارآمد که خط تولید فاحشه است ( هم نر و هم ماده ) برای دفاع از خود چه می کند ؟ همان کاری که پیشتر گفتیم . این نظمِ جنسی مدعی می شود که که افرادِ آسیب دیده " راه " اشتباه رفته اند و از میانِ " این همه راهی که برای ادامه دادن بود " راه غلط را انتخاب کرده اند . نتیجه اینکه حالا چون این جوانان ( معتادها ، فاحشه ها و ... ) راه درست را انتخاب نمی کنند ( البته به این دلیل ساده که اصلا راهی نیست چون اخلاقیاتِ حاکم همه ی راهها را بسته است ) پس آنچه بر آنها می گذرد حقشان است . روایت یاس از مشکلات جامعه دقیقا به همینجا می رسد . یاس با ترسیمِ جایگاهِ کاذبی از انتخاب برای قربانیانِ جامعه دقیقا جلوی انتقادی و اجتماعی شدن مشکل این افراد را می گیرد و در نهایت بستری ایجاد می کند که نظمِ حاکم با توسل به همین جایگاهِ کاذبِ انتخاب ، خودِ افراد و نه ساختارِ اجتماعی را مقصر جلوه دهد .

این قطعه اما از یک نظر دیگر هم محافظه کار و ارتجاعی است . دوستانِ تیزگوشی که به موسیقیِ این کار دقت کرده اند شاید متوجه مسیری که موسیقی طی می کند شده باشند . این قطعه با دکلمه ای آغاز می شود و بیت هم بعد تر به آهنگ اضافه می شود . در میانه ی کار دو سه سازِ ایرانی با نوایی سنتی وارد کار می شوند و هر چقدر جلو می رویم ( یعنی به رستگاری نزدیک می شویم ) حضور پررنگ تری پیدا می کنند تا در لحظه ی نهایی نجات ( یعنی لحظه ی پیاده شدن دختر ) بیت به طور کامل حذف می شود و همین نوای سنتی باقی می ماند . یعنی خود موسیقیِ کار گذار از گند و کثافت و فاحشگی ( یعنی رپ ) به رستگاری و نجات و پاکدامنی است ( یعنی موسیقی سنتی ) . حال این کار را مقایسه کنید با کارهای نابغه ی آهنگسازی رپِ ایران ، مهدیار آقاجانی . قطعه ی " صبح معنوی " از قاف که آهنگش را مهدیار ساخته دقیقا از جایی آغاز می شود که کار یاس تمام می شود . نوای سازی سنتی که در یک چرخشِ هنرمندانه ماهیتی هیپ هاپ می گیرد . دقیقا برعکس یاس که رپ را قربانی موسیقی سنتی می کند ما اینجا با نوعی ارتقای موسیقی سنتی به زبانی امروزی طرفیم . کاری که مهدیار به شکل حتی هنرمندانه تری در اینتروی آلبومِ جاویدانِ سروش هیچکس " جنگلِ آسفالت " هم انجام داده بود .

در نهایت اینکه منتقد اجتماعی صرفا ایرادات و حفره های اجتماعی را نمی بیند . او با جستجو در جاهایی که انگار ایرادی ندارند مسئله ای را اجتماعی می کند . هنرمندِ منتقد " ترک آسفالت را در جایی که صاف است " می بیند . او به درونِ آینه های ساخته ی اجتماع نمی نگرد تا اشکالات را برای ما بازگو کند چرا که می داند اشکال از خود ِ آینه است . درسِ او این است که بیهوده نباید به این آینه ها خیره شد چرا که این آینه های تقلبی اصلا " تو رو به تو نشون نمیدن " .



گفتگوئی با "مضراب"، زندگی هنریش، دیدگاهایش و انتقاد او بر انتقاد از آلبوم "خشت"

گفتگوئی دیگر با هنرمندی دیگر. هنرمندی جوان و بااستعداد. او را با نام هنری "مضراب" می شناسیم. او یکی از تهیه کنندگان و ضربآهنگ سازان هیپ هاپ ایران است. مضراب را می توان از تهیه کنندگان نسل دوم هیپ هاپ ایران دانست که در آلبوم سکوت بهرام و اخیراً نیز در آلبوم جنجالی "خشت" نوید آواسازی کرده است.

از آنجائی که موسیقی بدون سازندگانش معنی ندارد و متاسفانه عموم مردم موسیقی را اول با خوانندگانش (در اینجا رپ خوان ها) و ترانه هایش (در اینجا رپ نوشته) می شناسند، شاید بهتر باشد که در معرفی موسیقی هیپ هاپ ایران این سنت را بشکنیم و به تهیه کنندگان و ضربآهنگ سازان این جنبش فرهنگی-موسیقائی همان اندازه بها دهیم که به رپ خوانانمان بها می دهیم.

به همین خاطر با توجه به آثار خلاق و نوپردازی که مضراب در چند مجموعه ای که از طرف تشکل "دیوار" منتشر شده تهیه کنندگی کرده است، بجا دیدم که با او کمی از تاریخچۀ هنریش گفتگو کنم و همزمان به موضوعات جانبی و آموزندۀ دیگری مانند انتقاداتی که به آلبوم "خشت" شده بود بپردازم و نظر خود او را نیز در این باره بپرسم.

نصیر مشکوری: سلام مضراب عزیز. لطف کردی دعوت من رو برای یک گفتگو پیرامون زندگی هنریت، دیدگاهت در مورد جنبش هیپ هاپ ایران و آلبوم نوید بنام خشت پذیرفتی.

مضراب: سلام. خوشحالم که چنین فرصتی پیش اومد و امید وارم که بتونیم گفتگوی خوبی رو رقم بزنیم .

نصیر مشکوری: اولین سوالم رو می خوام اینجوری شروع کنم که؛ من و خیلی های دیگه تو رو به عنوان یک تهیه کننده و ضربآهنگساز می شناسیم که در آلبوم "سکوت" بهرام و در این آلبوم نوید بنام "خشت" نقش داشتی. اما مطمئناً فعالیتت بر می گرده به قبل از اینها. درسته؟

Mezrab - Divar Record
مضراب: بلی! مضراب رو همه با همین دو کاری که شما گفتید میشناسند ولی آشنایی من با هیپ هاپ بر میگرده به سن هشت یا نه سالگی من که برای اولین بار صدای The Notorious B.I.G. رو در آهنگ This Time Around از مایکل جکسون شنیدم. با اینکه نمی فهمیدم که تو این آهنگ راجع به چی صحبت می کنن و بدون اینکه حتی بدونم اسم اینطور خوندن رپه خیلی ناخوداگاه شیفته این آهنگ شدم. چند سال بعد تر از طریق یکی از بستگان نوار کاست اورجینال آلبوم Illmatic از Nas به دستم رسید و این اولین آشنایی رسمی من با هیپ هاپ بود. بدلیل محل زندگی و شرایط خانوادگی نه به اینترنت دسترسی داشتم و نه کسی که چیزی راجع به هیپ هاپ چیزی بدونه در اطراف من بود... تا اینکه وقتی 13 یا شایدم 14 سالم شد وارد دنیای اینترنت شدم و یکی از اولین کارهایی که کردم این بود که اسم The Notorious B.I.G رو در گوگل جستجو کردم. با اونکه زیاد زبان انگلیسی خوبی در اون زمان ندااشتم ولی این خودش باعث شد که کم کم با هیپ هاپ آشنا بشم و طبیعتا با آهنگ ها و خواننده های بیشتر و مقاله های بیشتر راجع به فرهنگ هیپ هاپ. خیلی اتفاقی به نرم افزاری به نام Mixvibes برخوردم که یک نرم افزار خیلی ساده واسه میکس دو آهنگ روی هم بود... یادمه که ورژن کامل هم نبود و نمیتونستم کار نهایی رو توش ذخیره کنم... ولی از طریق همون کم کم با اصطلاحات موسیقی الکترونیکی و نرم افزار های دیگری آشنا شدم و به طور خیلی آماتور شروع کردم به بیت ساختن و درست کردن ریمیکس از آهنگ های خوانندگان دیگه.

این داستان همینطور ادامه داشت تا به سایت "دیوار" برخوردم و کمی در فرومش فعالیت کردم و ازاونجا با "مهدی پورداد" آشنا شدم که از مدیران سایت و کمپانی دیوار بود... و از طریق اون با "احسان آتور" مدیر و تهیه کننده دیوار آشنا شدم و نمونه کارهام رو براش فرستادم و در شهریور سال هشتاد و هفت رسما عضو تشکل دیوار شدم.

نصیر مشکوری: ... بعدشم که در آلبوم سکوت بهرام یک یا دوتا از آهنگ ها رو تهیه کرده بودی.چیزی که جالبه و خیلی هم اشتباه هست، نادیده گرفتن تهیه کننده و یا ضربآهنگساز در موسیقی هیپ هاپ ایران هست. اون هم بخاطر ناآگاهی مخاطبین و دست اندکاران این موسیقی می تونه باشه. هیپ هاپ از اونجا که کلام درش نقش مهمی رو بازی می کنه متاسفانه تهیه کننده اکثراً زیر سایه رپ خوان نادیده گرفته می شن. در صورتی که هیپ هاپ اساساً برپایه بیت ها یا ضرب ها ساخته می شه و کلام روش قرار می گیره. اون فضاسازی و آواپردازی عنصر مهمی در موسیقی هیپ هاپه.حالا از این بگذریم؛ سوال من این هست که بنظر تو چه تفاوتی میون یک آهنگ و یک ضربآهنگ وجود داره؟
اصلاً جایگاه ضربآهنگ در هیپ هاپ کجاست؟

مضراب: به نظر من برای بررسی جایگاه بیت یا به قول شما ضربآهنگ بهترین کار اینه که برگردیم به تعریف فرهنگ هیپ هاپ. فرهنگ هیپ هاپ دارای چهار المان اصلی است که دو تا از اون ها یعنی "دی جی اینگ" و "ام سی اینگ" مشخصا موسیقی هیپ هاپ رو تشکیل میدن. اگر کمی تاریخ شکل گیری هیپ هاپ و موسیقی هیپ هاپ رو بررسی کنیم می بینیم که پیشگامان اصلی هیپ هاپ کسانی نبودند جز دی جی ها که اگه قرار باشه نام هم ببریم میتونیم از DJ kool Herc و Afrika Bambaata یاد کنیم. همین قضیه نشون دهنده اهمیت دی جی اینگ در هیپ هاپ است. یعنی نباید بین سهم دی جی اینگ و ام سی اینگ در فرهنگ هیپ هاپ و موسیقی هیپ هاپ فرقی قایل شد. دی جی اینگ اونقدر مهم بوده که حتی روی عنصر برک دنس نیز تاثیر داشته تا جایی که برک دنس رو نمیتونیم بدون موسیقی تصور کنیم.

پس وقتی در هیپ هاپ فارسی می شنویم که "هیپ هاپ کلام محور است" ،نباید زیاد خرده بگیریم چون این جمله فقط میتونه ناشی از نا آگاهی گوینده از فرهنگ هیپ هاپ باشه.
شاید دسته بندی بیت (ضربآهنگ) و آهنگ معمولی زیاد درست نباشه ولی معمولا بیت رو تهیه کننده تهیه میکنه و آهنگ رو "آهنگساز"... دانش موسیقی و خلاقیت در هر دو دخیل هستند ولی خلاقیت در تهیه یک ضربآهنگ هیپ هاپ شاید نقش اول رو بازی کنه. به کار گیری خلاقیت میتونه در مراحل مختلف ساخت یک بیت مطرح بشه ولی شاید نمونه بارز این خلاقیت رو بشه در سمپلینگ نشون داد. تفاوت اصلی که بیت هیپ هاپ با بقیه آهنگ ها وجود داره سادگی و تکرار است.

نصیر مشکوری: از خلاقیت گفتی و تفاوت بین بیت سازی یا ضربآهنگسازی با آهنگسازی که بنظر من دو دنیای متفاوت و دور از هم هستند. از لحاظ ارزشی از هم کم نیستند اما اهداف با نتیجه های متفاوتی رو بدست می دند. همونطور که ترانه سرائی با رپ نویسی، و خوانندگی با رپ خوانی تفاوت داره، ضربآهنگ هم با آهنگ تفاوت و رویکرد موسیقائی متفاوتی داره که نباید فراموش کرد.اما از این بحث بگذریم، می خوام بدونم این مرحلۀ بیت سازی از اون اول که ایده ای به ذهنت می رسه تا زمانی که به نتیجه مورد نظرت می رسه چطور پیش می ره؟
آیا اول کلام حاضر می شه و بعد بیت نسبت به مفهوم رپ ساخته و پرداخته می شه یا برعکس؟ اصلاً این خلاقیت کجا و در چه شکلی خودنمائی می کنه؟

مضراب: خب از اونجایی که خلاقیت نقش مهمی در ساختن یک بیت ایفا میکنه، ساختن یک بیت شاید همیشه یک روند ثابت رو طی نکنه ولی کلا یک بیت از دو قسمت اصلی "درام" که هسته اصلی بیت است و "سمپلینگ" تشکیل میشه. البته میتونه در مراحل بعدی چیز های دیگه از جمله سازهای زنده و یا صدای های تولید شده توسط سینتی سایزر ها هم بهش اضافه بشه. خلاقیت میتونه خودش رو هم در "درام" و هم در نوع استفاده از تکنیک "سمپلینگ" نشون بده. پس اون ایده اولیه و خلاقانه ممکنه که از ساخت یک "درام" و یا سمپل کردن یک قطعه شروع بشه و کم کم با اضافه شدن چیز های دیگه و گسترش بیشتر به نتیجه نهایی تبدیل بشه.

شعر و بیت هر دو حاصل حس درونی شاعر و تهیه کننده هستند و اینکه کدوم زودتر آماده میشه هم روال مخصوص و ثابتی نداره. خیلی وقت ها تهیه کننده بیت رو با توجه به شعر شاعر درست می کنه و خیلی وقت ها هم شاعر با توجه به بیت ساخته شده شعر میگه اما در هر صورت حس مشترک تهیه کننده و شاعر باعث میشه که یک کار قوی و فاخر تولید بشه.

البته باید گفت که وظیفه تهیه کننده فقط ساختن بیت نیست بلکه تهیه کننده در تمام مراحل شکل گیری یک اثر از ساختن بیت و شعر، ضبط کار و حتی نتیجه نهایی حاصل از میکس و مستر نیز دخالت داره.

مشکوری: توضیح جامع و خوبی دادی، ممنونم. همین توضیحت باعث می شه برم سر آلبوم "خشت" نوید که خودت و آِحسان آتور و همچنین خود نوید با هم تهیه و تنظیم کردین. آلبوم بسیار جذابی هست. یعنی رنگارنگی خاصی داره که با مفاهیم و موضوعات خاص هم پُر شده و واقعاً شنیدنی ست. جای این رو داره که خسته نباشید بگم.

قبل از اینکه وارد بحث پیرامون آلبوم خشت بشیم لطف کن برامون توضیح بده که چه شد شما سه نفر تصمیم به تهیه این آلبوم گرفتین و چه مدت تهیه اش طول کشید؟

مضراب: پاییز سال هشتاد و نه بود که نوید تهیه آلبوم دوم خودش رو به صورت انفرادی شروع کرد و یک سری از کارهاش رو برای "دیوار"فرستاد و درخواست همکاری کرد... طی گذشت زمان و با دیدن استعداد های نوید ، سرانجام "دیوار" در نوروز سال نود تصمیم بر حمایت و همکاری با نوید و تهیه آلبوم" خشت" گرفت. در این مدت نزدیک به 15 آهنگ تولید شد که با توجه گذشت زمان و فضای کلی آلبوم 9 آهنگ برای آلبوم انتخاب شد.

نصیر مشکوری: البته انتقادی کلی هم در نقدی که در موردش نوشتم به این مجموعه داشتم که شباهت صدا و کمی تکنیک رپ خوانی نوید به بهرام بود که بنظر من ضعف کوچکی نیست. با در نظر گرفتن صدای نوید که ظاهراً ذاتاً شبیه به بهرام هست، استفاده از تکنیک رپ خوانی بهرام باعث شده که سوء تفاهم ها و توهم هائی هم بوجود بیاد.

از اونجا که تو یکی از پایه های اصلی این آلبوم بودی و تعدادی از ضربآهنگ ها رو خودت ساختی تصمیم دارم در مورد این آلبوم در همین جا نظرت رو بپرسم تا نقد من جنبۀ یکجانبه نگیره و با دیدگاه های تو بتونیم جوانب دیگر رو هم در نظر بگیریم و سازنده باشیم.
نظرت رو لطف کن در مورد این انتقاد برای ما بگو.

مضراب: مقاله ای که شما نوشتید رو من خوندم... در کل مقاله خوبی بود ولی خب من دوست دارم که مقاله های انتقادی به صورت جزئی و فنی و تکنیکی به نقد و بررسی بپردازه نه به طور کلی و فقط بازی با کلمات. نقد فنی و تکنیکی است که باعث میشه ما اشکلاتمون رو درک کنیم و در آینده برطرف کنیم. برای همین دوست دارم به صورت جزیی تر ولی خب مختصر راجع کل آلبوم و آهنگ ها و خود نوید کمی توضیح بدم.

به نظر من نوید علاوه بر صدای گرم و تاثیر گذارش ، دارای دو ویژگی اصلی و عمده است : یک بیان مستقیم و صریح منظور بدون پیچیدگی و دومی که خیلی ممهمتر هم هست فلوی خاص خودش که جدید هم هست وکسی تا به حال در هیپ هاپ فارسی نداشته یا اگر هم داشته من نشنیده ام!

اینکه بگیم بهرام و نوید خیلی شبیه هم هستند واقعا نگاهی سطحی است. ما بازخورد های مختلفی بعد از پخش این آلبوم دریافت کردیم که شاید عمده ترینش"

Mezrab - Divar Records
شباهت نوید به بهرام" بود و ما این رو از قبل پیش بینی میکردیم... چون از توانایی گوش اکثر مخاطبین آگاه بودیم! مخاطبی که هنوز دنبال کلیشه های ده سال پیش میگرده. مخاطبی که فقط دوست داره عادت کنه... مخاطبی که فقط برای خودش بت میسازه و خودش رو درگیر اسم ها می کنه. مخاطبی که همیشه در مقابله کارهای نو و خلاق جبهه میگیره. البته خیلی ها با بی انصافی شباهت رو هم با کلمه تقلید بیان کردند. شاید خیلی درست نباشه که مثال بزنم ولی وقتی هنرمندی به نام Drake وارد صحنه هیپ هاپ شد همه اون رو به تقلید از lil wayne متهم کردند ولی امروز با گذشت دو سه سال همه به تفاوت های اساسی این دو پی بردند... شاید بهرام و نوید از لحاظ تونالیته صدا شبیه هم باشند (که به نظر من زیاد هم اینطور نیست) ولی در بیان کلمات و لهجه ادای جملات و حتی گفتن حروف خاص با هم تفاوت های عمده ای دارند. جدا از این، فلوی متفاوتی هم دارند. با کمی دقت به راحتی میشه فهمید. جدای از این مسایل در مفهوم و حرفایی که نوید در آلبوم میزد تفاوت هایی با بهرام داشت! فلوهائی که نوید در سه آهنگ "بازیمو بلدم" ؛ "خرابم" و " منتظر نباش" به کار برده از خلاق ترین فلوهای هیپ هاپ فارسی است به نظر من و نمونه اش رو هم تا به حال نداشتیم! البته باید گفت که هنرمندان میتونن روی هم تاثیر بزارند واین اصلا چیز بدی نیست و خیلی هم رایجه. باید این رو هم در نظر گرفت که نوید یا اون که چند سالی است در هیپ هاپ فارسی فعاله ولی این آلبوم حرکت اول اون به سمت هیپ هاپ سطح اول ایران است و با استعدادی که ما ازش دیدیم مطمئنا جایگاه خیلی خوبی رو میتونه در هیپ هاپ فارسی کسب کنه.

این آلبوم دارای ویژگی هایی بود که زیاد مورد توجه قرار نگرفت. این آلبوم اولین آلبوم حرفه ای رپ فارسی است که در اون سه تهیه کننده به طور مشترک با هم همکاری کرده اند. پردازش صدا، تکنیک های شعر نویسی و رپ خوانی و جزییات به کار رفته در سمپلینگ از نکات و ویژگی های این آلبوم بود. خوشبختانه ما از کسانی که گوشِ موسیقیایی خوبی داشتند و کار رو با دقت دنبال کردند بازخورد های خیلی خوب و امیدوار کننده و البته سازنده دریافت کردیم.

در اینکه آلبوم دارای اشکالاتی است شکی نیست ولی ما دوست داریم نقد ها منصفانه و با دلیل و مدرک باشه تا ما بتونیم نقاط ضعف کار خودمون رو بفهمیم و در صورت ممکن برطرف هم بکنیم. حالا باز هم اگه به صورت جزئی و موردی سوالی یا نقدی دارید بپرسید که اگه تونستم پاسخگو باشم!

نصیر مشکوری: ممنون مضراب عزیز، این گفتگو فقط برای آشنائی بیشتر با تو و موسیقی تو بود و گفتیم حالا که بحثی در مورد آلبوم "خشت" بوده نظر تو رو هم داشته باشیم. خوشحالم که حداقل موقعیتی پیش آمد که تو هم تونستی برخلاف اونچه من و شاید دیگران هم نسبت به این آلبوم نظر داشتند به بحث بشینی و نظری تکنیکی خودت رو بدی. بنظر من باید بگذاریم مخاطبین خودشون برداشت خودشون رو از نقد من و نظر شما داشته باشند و بقیه اش رو هم زمان مشخص می کنه.

امیدوارم اینجا انصافی که تو در نظر داشتی رعایت شده باشه. اگر توضیح دیگه نداری من برم سر سوال بعدی و به آینده بپردازیم.
خُب، آلبوم "خشت" منتشر شد و مطمئناً همه منتظرند ببینند مشغول چکاری هستی. برنامه آینده ات چیه؟

مضراب: دیوار بیشتر تمرکزش روُ روی پروژه "خشتی دیگر بر دیوار" خواهد گذاشت که آلبوم "خشت " از نوید هم از همین مجموعه بود. جزئیات کامل "خشتی دیگر بر دیوار" رو به زودی رسما اعلام خواهیم کرد .

نصیر مشکوری: برای سوال آخر؛ شرایط و موقعیت هیپ هاپ زیرزمینی ایران رو چگونه ارزیابی می کنی؟

مضراب: من آدم واقع بینی هستم بعد از ده سال هنوز هیپ هاپ ایران نتونسته جایگاهی که مد نظر خیلی از ماهاست رو بدست بیاره ولی با کار هایی که در سال نود انجام شد و قراره بشه و معرفی استعدادهای جدید در کنار ستاره های قدیمی داره مسیر نسبتا خوبی رو طی می کنه و اگر اتفاق و مشکل خاصی پیش نیاد آینده امیدوار کننده ای در انتظار هیپ هاپ فارسی است.

امیدوارم کسانی که در هیپ هاپ فارسی دستی در کار دارند در کنار آماده کردن آهنگ های فاخر و درخور، اقداماتی نیز برای شکل گیری بهتر فرهنگ هیپ هاپ ایرانی انجام بدهند. به نظر من برگزار کردن مسابقات، تهیه رادیو و پادکست، نوشتن مقاله و ... خیلی بهتر، مهمتر و تاثیر گذار تر از ویدیو کلیپ های پرخرج و بی فایده باشه. در هر حال ما در تلاشیم که آینده خوبی رو با توجه به محدودیت های موجود رقم بزنیم.

نصیر مشکوری: خوشحالم از اینکه تونستیم با هم گپی بزنیم و هم با هنرت و هم باروحیاتت آشنا بشیم و همچنین از زاویه نگاه تو هم به آلبوم خشت بپردازیم. برات آرزوی موفقیت دارم.

مضراب: مرسی از شما که این فرصت رو فراهم کردید برای من تا با توجه به موضوع و حیطه بحث حرفایی رو که داشتم بزنم.



صفحه رسمی بشکن

صفحه رسمی نصیر مشکوری

صفحۀ رسمی مضراب

Rapsong's Review on Chalim 2

Wednesday, 18 August 2010 08:05 Published in Persian Rap & HipHop

Rapsong's Review on Chalim 2

This article is Rapsong.com's full review on Mojan YZ - Saman PI single & music video "Chalim 2" that featured Ho3ein (Hossein Eblis) in it.