Best Of 1390 on FHH ( FarsiHipHop )

Bahram - Sokoot | Best Album of 1390 on FHH ( FarsiHipHop )Mahdyar Aghajani | Best Music Producer of 1390 on FHH ( FarsiHipHop )Tik Taak ( Khashayar SR , Sina Mafee , Sina Saee ) | Best Artist / Group of 1390 on FHH ( FarsiHipHop )Saeid SJ ( Boo Sarde - Tik Taak ) | Best Music Video Director of 1390 on FHH ( FarsiHipHop )

Home / News / Persian Rap & HipHop / Displaying items by tag: موسیقی
A+ R A-
Displaying items by tag: موسیقی


جنبش هیپ هاپ ایران اتفاق نسل ماست؛ در گفتکوئی با بهرام!

سال نود خورشیدی سال پُر باری برای رپ فارس بود. چرا که هیپ هاپ زیرزمینی ایران فرم هدفمندتری را در موازات با جریانات مردم پسند بخود گرفت. این جریان پویای فرهنگی و موسیقائی را هنرمندان متعددی سال ها با تجربه اندوزی ها و نوپردازی های خود طراحی کرده اند. یکی از این هنرمندان بهرام است. او از پیشگامان هیپ هاپ آگاه، از فرهنگسازان و نظریه پرداز هیپ هاپ زیرزمینی ایران است.

موقعیتی استثنائی پیش آمد تا با او بعد از سال ها سکوت گفتگوئی برای سایت بشکن داشته باشم و از آنچه در ذهنیت یک هنرمند زیرزمینی می گذرد جویا شوم.

نصیر مشکوری: بهرام عزیز، سپاسگزارم از اینکه بعد از سال ها سکوت دعوت من و سایت بشکن رو برای یک گفتگوی اختصاصی پذیرفتی.حرف و سوال زیاده، سال ها در قلب تهران در مرکز جنبش هیپ هاپ ایران، اون هم هیپ هاپ آگاه و زیرزمینی ایران فعال و همیشه تاثیر گذار بودی. اخیراً هم از ایران خارج شدی و تن به مهاجرت سپردی.

سوال اولم رو اینطور شروع می کنم؛ یکی از جذابیت های آلبوم " سکوت " نامش بود! تو و آتور یک آلبومی رو منتشر کرده بودید که پُر از حرف و بقول خودت دلنوشته بود. اما اسمش سکوت بود. این تناقض یک خلائی رو ایجاد کرده بود که فکر برانگیز و توهم ساز هم بود. این سکوت می شد خیلی معنا ها بده که نمی خوام من واردش بشم. می خوام خودت ایده ای که پشت این عنوان خوابیده رو برای ما تشریح کنی.

بهرام: عنوان این مجموعه که توسط آتور به زیبایی انتخاب شده، در ابتدا شکافته می شه. وقتی که شما چند خطی از زنده یاد احمد شاملو رو می شنوین. در انتها هم ما دوباره از صدای ایشون استفاده کردیم و محتوای مجموعه اینجوری مشخص میشه که در این سکوت حقیقت ما نهفته ست.

ما در این مجموعه سعی کردیم که مخاطب، سکوت رو بشنوه! چون فکر می کنم درون سکوت، بیشتر از فریاد حرف هست و بیشتر می تونه مخاطب رو به فکر کردن وادار کنه و این چیزیه که همیشه برای ما اولویت داشته.

البته همونطور که شما هم گفتی خیلی معنا ها در این سکوت نهفته ست که من هم بیش از این واردش نمیشم و بهتره اجازه بدیم که همه برداشت خودشون رو داشته باشن.

Raja News Music

 

مقاله منتشر شده پیرامون موزیک زیرزمینی و رپ از رجا نیوز خبرگزاری وابسته به دولت وقت که از نظر کادر اف اچ اچ کاملا از روی اطلاعات بی منبع بوده و نشان دهنده درک ناقص مسولین از این سبک یا بهتر بگوییم فرهنگ هیپ هاپ میباشد. خودتان متن زیر بخوانید و قضاوت کنید!؟

 

پشت پرده موسیقی زیر زمینی در ایران

 

ندای انقلاب: دو دهه از اوج‌گيري « موسيقي زيرزميني » در كشورهاي مختلف جهان مي‌گذرد و امروز اين جريان خزنده فرهنگي و اجتماعي را مي‌توان از مصاديق ناهنجاري‌هاي فرهنگي و اجتماعي در جوامع بشري به حساب آورد .
كاركرد موسيقي زيرزميني حتي در كشورهاي غربي كه بي‌بندوباري در آنها نهادينه شده است ، اثرات ويرانگر و زيانباري را به همراه داشته است . از اين گاه دولت‌ها مي‌كوشند موانعي را در مسير فعاليت اين گروه‌هاي مخرب فرهنگي ، ‌اجتماعي ايجاد كنند .

به طور كلي اين نوع موسيقي با توجه به منشا شكل‌گيري ، عناصر فعال در آن و منابع مالي ، شخصيت گردانندگان ، فرهنگ حاكم بر گروه‌ها و كاركرد آنها در سطح جامعه آسيب‌هاي متعددي براي جوامع را در پي دارد و بالطبع پيامدهاي منفي و البته گسترده ديگري را به صورت پيوسته به همراه خواهد داشت .

بديهي است در شرايطي كه اين جريان مخرب فرهنگي براي كشورهاي غربي نيز مساله‌آفرين به شمار مي‌آيد در كشورهاي اسلامي و به ويژه ايران مي‌تواند اثري به مراتب زيان‌بارتر را به همراه داشته باشد .
در زیر به مراحل شكل‌گيري و كاركرد موسيقي زيرزميني پرداخته‌ايم .

الف) چيستي موسيقي زيرزميني

بررسي‌ها نشان مي دهد كه تعاريف و برداشت‌هاي متفاوت و بعضاً متضادي درباره موسيقي زيرزميني در كشور ما ارائه شده است . از اين رو ابتدا در اين بخش به معرفي دقيق اين مقوله ضد فرهنگي مي‌پردازيم .

1) موسيقي غير‌مجاز
موسيقي « غيرمجاز » به دليل عدم دريافت مجوز از مراجع ذي‌صلاح در شرايطي غيراستاندارد ، غيرقانوني و يا غيراخلاقي تهيه و تدوين شده و به عنوان يك محصول از موسيقي زيرزميني معرفي مي‌شود .
حال آنكه تعريفي كه در بخش معرفي موسيقي زيرزميني خواهد آمد نشان مي‌دهد كه تفاوت فاحشي بين دو واژه « غيرمجاز » و « زيرزميني » وجود دارد ، به عبارت ديگر تمامي موسيقي‌هاي زيرزميني ، غيرمجاز هستند اما تمامي موسيقي هاي غيرمجاز در حيطه آثار زيرزميني به شمار نمي‌آيند .
از جمله خوانندگان كنوني داخل كشور مي‌توان به افرادي اشاره كرد كه مدتي فعاليت غيرمجاز داشته اند مانند « محسن چاوشي » ، « ‌رضا صادقي » ، « ‌بنيامين بهادري » و « مجتبي كبيري » و ... كه به دلايل متعدد كه از جمله عمده‌ترين آنها عدم دريافت مجوز فعاليت از سوي ارشاد مي‌باشد به اين نوع موسيقي گرايش داشته‌اند .

با مروري بر آثار اين خوانندگان مي‌توان دريافت كه علي‌رغم وجود برخي آسيب‌ها به ويژه « طرب انگيزي » و ... موسيقي غيرمجاز مجموعه‌اي از آثاري است كه علي‌رغم تلاش براي ارائه ابداعات و به اصطلاح نوآوري‌ها ، از همان سبك‌هاي به اصطلاح عرفي پيروي مي‌كند .

نكته قابل تامل اين كه برخي به خطا اين‌گونه آثار را كه در قالب كليپ ، تراكت صوتي و ... ارائه مي‌شود يك موسيقي زيرزميني به شمار مي‌آورند .

از جمله اين موسيقي‌هاي غير مجاز مي توان به انبوه كليپ‌هايي كه در داخل كشور و در استوديوهاي غيرقانوني ساخته شده و بعضا در اختيار شبكه‌هاي ماهواره‌اي از جمله « مهاجر تي‌وي » و يا « ايران موزيك » قرار مي‌گيرد اشاره كرد .

با يك برآورد اجمالي از ميزان هزينه و سرمايه‌گذاري مالي براي توليد اين آثار مي‌توان نوشت :
« توليد اين آثار معمولا 10 تا 20 ميليون تومان هزينه دربردارد و با پرداخت مبلغي نزديك به 1 ميليون تومان 3 تا 5 مرتبه از شبكه مهاجر پخش مي‌شود . البته اغلب اين كليپ‌ها براي كسب شهرت در اختيار نمايندگي‌هاي اين شبكه قرار مي گيرد . »

2) موسيقي زيرزميني
موسيقي زيرزميني عنواني است كه ابتدا در انگليس و سپس در آمريكا به عنوان « نوعي از موسيقي كه همراه با سبك و روشي از زندگي است » مطرح شد و اكنون به شكلي خاص و نامتعارف ارائه مي‌شود .


در واقع موسيقي زيرزميني نحله‌اي فرهنگي و اجتماعي است (بخوانيد ضدفرهنگ و ضداجتماع) كه نوع خاصي از زندگي را به اقشار مختلف به ويژه نوجوانان و جوانان عرضه مي‌كند :
در اين موسيقي ويژگي‌هاي يك زندگي عبارتند از :

1) شيوة زندگي به سبك فراآمريكايي ، يعني افراط در رعايت ارزش‌هاي آمريكايي و به طور كلي غرب در زندگي .
2) دوري‌گزيني از مسائل سياسي.
3) پرهيز از موضع‌گيري‌ها درباره رويدادهاي مختلف .
4) برخورد به اصطلاح طنزآميز با مسائل اجتماعي.
5) بي‌بند و باري در تمامي عرصه‌هاي زندگي فردي و اجتماعي.
6) بي‌‌توجهي به نقش خانواده و به ويژه والدين.
7) گرايش مفرط به عشق نه به معناي واقعي بلكه به معناي نازل و مبتذل روابط جنسي .
8) گرايش به مواد‌مخدر از جمله سيگار به هر ميزان ممكن.
9) استفاده از كافي‌شاپ و پارتي‌هاي شبانه به عنوان تفريح، كانون تجمع و ...
10) بي‌توجهي به مسائل اقتصادي خانواده و جامعه.
11) گوشه‌گيري و انزوا طلبي در روابط فردي و اجتماعي .
البته مي‌توان گفت كه موسيقي زيرزميني و زندگي زيرزميني يعني تبعيت از الگوي « رپ » براي زندگي فردي و تعاملات اجتماعي .

فعالان اين بخش از موسيقي آهنگ‌هاي خود را مخفيانه توليد مي‌كنند و عامدانه عبارات و عناويني نامانوس را در ريتم‌ها به كار مي‌گيرند تا هيچ دولتي و يا مرجعي رسمي « نتواند » به اين‌گونه آثار مجوز فعاليت و يا فروش را به صورت قانوني اعطا كند و به تعبير ديگر ارائه‌كنندگان اين نمونه آثار عامدانه از رسانه‌اي شدن پرهيز دارند .

گروهي از صاحب‌نظران و كارشناسان نيز بر اين باورند كه عبارت موسيقي زيرزميني به تبعيت از تقسيم‌بندي اقتصادي فيلسوف مكتب فرانكفورت « تئودور آدورنو » اين‌گونه نامگذاري شده‌است .

بررسي دقيق‌تر پيرامون اين مقوله ضدفرهنگي در عرصه موسيقي نشان مي‌دهد كه در واقع موسيقي زيرزميني ابزاري است براي حيات بخشيدن دوباره به يك گروه مطرود به نام « رپ » اين گروه بار ديگر به مدد جذابيت‌هاي كاذب موسيقي زيرزميني مجال تبليغي يافته و ضدارزش‌هاي آن پس از تبليغ در آمريكا و اروپا در سرزمين‌هاي اسلامي نيز منتشر مي‌شود .

نكته بسيار قابل تامل اين كه دور جديد تبليغي درباره محتواي بسيار مخرب « رپ » در اين بخش موسيقي آغاز شده‌است .

پيش از اين نيز عمده تحرك اين گروه در كشور ايران در بخش سطحي و تقليد و تبعيت از « مد لباس » و « مو » خلاصه مي‌شد و اما اكنون با توجه به بررسي عملكرد گروه‌هاي موسيقي زيرزميني روند ترويج محتواي « رپ » دقيقاً قابل مشاهده و ارزيابي است .

ب) علل شكل‌گيري
علل و عوامل مشتركي كه منجر به پيدايش و گسترش موسيقي زيرزميني در اقصي نقاط كشور شده است ، به شرح ذيل دسته‌بندي مي‌شود :

1) پيشرفت فني ابزارهاي مورد نياز
ضبط يك فايل صوتي موسيقي در داخل كشور تا دو دهه گذشته بسيار پرهزينه بود . همچنين تعداد متخصصين ضبط و تنظيم آهنگ‌هاي رپ و نظير آنها به اندازه تعداد انگشتان يك دست هم نمي‌رسيد ، اما پس از طي مدت زماني كوتاه با فراگير شدن استفاده از سيستم رايانه و توليد انبوه و فروش نرم‌افزارها و سخت افزارهاي ضبط « صوت » رايانه‌اي ، تهيه چندين ساعت برنامه براي هر فرد غيرحرفه‌اي به كاري سهل و بسيار آسان تبديل شده‌است .
به عبارت ديگر نه تنها امكان ضبط صدا و موسيقي از طريق رايانه فراهم شده بلكه با مبالغ بسيار اندك نرم‌افزارهاي كاملاً حرفه‌اي آهنگ‌سازي همانند ساير كشورها به بازار ايران آمده و تاثير بسزايي در بسط و گسترش موسيقي زيرزميني به همراه داشته‌است .

2) جاذبه‌هاي مجازي
به طور كلي جاذبه‌هاي اين نوع موسيقي شامل موارد ذيل است :

الف) نوعي بي‌مسئوليتي را ترويج مي‌كند
ب) هيجان‌زا و محرك است
ج) تحريك‌كننده جنسي است
ه) ساده‌ و قابل فهم است
و) از لغات روزمره استفاده مي‌كند
ز) خواندن اشعار به زبان محاوره‌‌اي
د) ويژگي‌هاي عشقي دوره نوجواني را دارد


3) نوع برخورد دستگاه‌هاي مسئول
يكي ديگر از عوامل شكل‌گيري اين جريان در داخل و خارج از كشور شيوه برخورد دستگاه‌ها و مسئولان فرهنگي با گروه‌هاي فعال زيرزميني است .

در برخي موارد تعلل دستگاه‌هاي متولي امر فرهنگ ، عامل شكل‌گيري گروه‌هاست كه اهم آنها شامل موارد ذيل است :
الف) پرهيز از انجام مطالعه و پژوهش كاربردي با توجه به مقتضيات جامعه
ب) عدم شناخت كافي از ماهيت ، ابعاد و عملكرد گروه‌هاي موسيقي زيرزميني
ج) عدم برخورد مقتضي با عوامل ترويج دهنده و چهره‌هاي شناخته شده و مطرح آنها
د) عدم سازماندهي ، آموزش و ساماندهي علاقمندان و يا اداره‌كنندگان اين گروه‌ها

4) الگوها و سوابق ذهني مخاطبين
الگوهاي اجتماعي نقش به سزايي در بر جاي گذاردن آثار بلندمدت در ذهن آحاد مخاطبين جامعه داشته و در بخشهاي متعدد عاملي براي پيروي برخي از افراد هستند .
اما نقش الگوها در فراگيري موسيقي زيرزميني به اين‌گونه بوده كه فرد در راه رسيدن به الگوي خود ـ كه مي‌تواند اعم از يك خواننده و يا نوازنده باشد ـ تمامي تلاش خود را به كار مي‌بندد تا سبك و سياق وي را ارائه دهد .
به عنوان مثال مي‌توان از گروه « تهديد » نام برد كه به پيروي از سبك « شادمهر عقيلي » شكل گرفت ، تشكيل‌دهندگان تهديد پس از مدتي به ارائه آثار رپ روي آوردند و نمايه‌هايي از آهنگ‌هاي عقيلي گواهي بر تاثيرپذيري آنهاست .

5) شهرت طلبي
يكي از عوامل بسيار مهم كه به تحريك انگيزه افراد در گرايش به موسيقي زيرزميني منجر مي‌شود ، شهرت چهره‌هاي غربي اين جريان است كه به نقل از هواداران باعث رشد مالي و اجتماعي آنها نيز شده‌است .
يكي از افرادي كه در شهر مقدس قم به اين موسيقي روي آورده « مهرداد شجره » است . وي مي كوشد خود را « اِمينم ايران » معرفي كند . اِمينم يكي از خوانندگان غربي است كه به فساد و استفاده از مواد مخدر اشتهار دارد .


6) سودجويي
سودجويي از موسيقي زيرزميني به شيوه‌هاي گوناگون شكل مي‌گيرد . در ذيل نمونه‌هايي از آن را مي‌خوانيد :
الف : فردي به نام « نيما » كه هدايت يكي از گروه‌هاي موسيقي زيرزميني فارسي زبان در « بروكلين » را بر عهده دارد ، پيراهن‌هايي را با چاپ سيلك و تصاويري از بريده‌هايي از روزنامه‌هاي قديمي ، مهرهاي دوره مشروطه و ... تهيه مي‌كند وبا چند چمدان به محل برگزاري كنسرت‌هايش برده و با قيمت گزافي مي‌فروشد .
ب : فروش بليط به قيمت بسيار گزاف از ديگر روش‌هاي سودجويي است . به عنوان مثال مي‌توان از كنسرت گروه رپ مشهد در سال 1385 و گروه شيطان‌پرست كرج در سال 1386 ياد كرد .
ج : آهنگ‌سازان و تنظيم‌كنندگان فعال اين گروه‌ها بابت هر يك از خدمات ذيل هزينه‌هاي كلاني دريافت مي‌كنند :

1. تنظيم آهنگ و ضبط آن
2. اجاره استوديو
3. واسطه‌گري براي رقاصي و خوانندگي دختران و زنان در محصولات صوتي و تصويري اين گروه‌ها
4. واسطه گري براي معرفي آنها به پارتي‌هاي شبانه
5. دريافت هزينه براي درج تبليغ در ماهواره و يا سايت‌ها


ج) اولين نقطه شروع
نقطه شروع گروه‌هاي موسيقي زيرزميني را مي‌توان محافل و تجمعات زير دانست ، يعني جايي كه تعدادي جوان با انگيزه هاي خاص دور هم جمع مي شوند و چون برنامه‌هاي محتوايي ندارند سريعاً به اين‌گونه مسائل جذب مي‌شوند :

1) پارتي‌ها
پارتي‌هاي شبانه يكي از محمل‌هايي است كه شركت كنندگان با اين نوع از
« هرزه‌گويي » ملقب به موسيقي ، آشنا شده و انگيزه فعاليت يا همكاري با آنها را مي‌يابند .
در واقع يكي از كانونهاي تبليغاتي نيز براي
اين گروه‌ها ، ‌همين مهماني‌هاي شبانه است كه پس از اجراي هر برنامه‌اي عده‌اي در آن محفل به فكر تشكيل گروهي جديد براي رقابت با گروه قبلي مي‌افتند !


2) مدارس موسيقي
در اين نوشتار منظور از مدارس موسيقي مراكزي است كه دست‌اندركاران آموزش موسيقي در كشور هستند ، (اعم از دانشكده‌هاي موسيقي ، هنرستان‌ها ، آموزشگاه‌هاي آزاد و ...) تحقيقات ميداني نشان مي‌دهد يكي ديگر از نقاط حائز اهميت در شروع اين جريان مخرب فرهنگي اين مراكز هستند .

اگرچه ريشه‌يابي اين جريان در مدارس موسيقي مستلزم انجام يك پژوهش كامل و همه‌جانبه است اما آنچه دستاورد اين تحقيق درخصوص مدارس موسيقي و نقش آن در ترويج موسيقي زيرزميني است عبارتند از :
الف) گرايش به اين نوع موسيقي براي دانش‌پذيران به مثابه يك تمرين است !
ب) ‌شرايط دسترسي اعم از امكانات مالي و معنوي براي اين افراد بيشتر از ساير‌اقشار جامعه فراهم است.
ج) اخبار مربوط به انواع موسيقي در اين مدارس انتشار مي‌يابد .
د) اغلب افراد همسو بوده و همفكري مستحكم‌تري در اين رابطه با يكديگر دارند و در نتيجه مستعد تشكيل گروه‌ها هستند .
ه) برخي مشوقين پنهان در جايگاه مهم و عوامل اجرايي در دستگاه‌هاي مختلف فرهنگي قرار دارند .
و) رويكرد كلي جوانان به سبك‌هاي جديد موسيقي و رويگرداني آنها ا ز موسيقي سنتي قابل‌توجه است .

3) پارك‌ها و بوستان‌ها
پارك‌ها در كنار ساير محل‌هاي تجمع اين‌گونه گروه‌ها مورد توجه قرار دارد و در بيشتر شهرهاي كشور يك منطقه از پارك عمومي به عنوان پاتوق ، محل تبادل اخبار ، محل ملاقات خوانندگان جديد و ... تلقي و شناخته مي‌شود . همچنان كه از پارك‌هاي لاله ، دانشجو و بوستان گفت‌و‌گو در تهران به عنوان پاتوق اين گروه‌ها نام برده مي‌شود .

 

د) عوامل بسط‌دهنده
عمده اين موارد شامل :

« ‌شبكه‌هاي ماهواره‌اي » ، « رسانه‌هاي ضد انقلاب » ، « انتقال و امكان مراجعه عمومي در اينترنت » است .

1. ماهواره‌ها
ماهواره‌هاي فارسي زبان به صورت اعم و شبكه‌ « ايران موزيك » به صورت اخص از عوامل موثر ترويج اين نوع موسيقي است . اين شبكه با دريافت مبلغي اندك به پخش و يا تبليغ اين نوع آثار مي‌پردازد كه علاوه بر طرح نام افراد به نوعي براي مشروعيت بخشيدن و حساسيت‌زدايي از اين قبيل فعاليت‌ها تلاش مي‌كند .

2. رسانه‌هاي ضد انقلاب
بسياري از رسانه‌هاي نسبتاً پرمخاطب ضدانقلاب تاكنون تلاش بي‌وقفه‌اي را براي تبليغ و بسط اين نوع موسيقي به كار بسته‌اند ، « راديو زمانه » و « راديو بي‌بي‌سي » از جمله فعالترين آنها است . اهم اقدامات اين دو رسانه شامل موارد ذيل است :
الف) انجام مصاحبه با اغلب خوانندگان و تشكيل دهندگان گروه هاي موسيقي زيرزميني و پخش آنها از راديو .
ب) درج مصاحبه‌هاي اين افراد در سايت‌هاي اينترنتي وابسته و همسو با خود . (همچنان كه برنامه موسيقي شب هفتم راديو بي‌بي‌سي براي مدت 2 سال به اين موضوع اختصاص يافته‌است و به ترويج اين نوع موسيقي مي پردازد و تقريبا 90 درصد برنامه به اين موضوع اختصاص دارد.)
ج) برگزاري كنسرت و همايش در آمستردام با كمك « بنياد ميراث ايران » و شركت « بماهنگ » كه در اين برنامه گروه‌هاي زيرزميني فارسي‌زبان از سراسر دنيا با هزينه اين‌گونه مجموعه‌ها دعوت شده و به اجراي برنامه مي‌پردازند .
در اين باره بخشي از يادداشت « بهزاد » از عوامل بي‌بي‌سي كه اجراي اين‌گونه برنامه‌ها را عهده‌دار بوده‌است ، بخوانيد :

« تو سالني كه از لحاظ جفرافيايي جوري بود كه حتي تاكسي‌ها هم اشتباهي مي‌رفتن و مهمونا تو پياده‌روها جيباشونو محكم مي‌گرفتن ! خلاصه جا از اينجا خلاف‌تر نمي‌شد . اونجا يه كلوپ مردونه قديمي كارگري سه طبقه بود كه شيكش كرده‌بودن . بيشتر اعضاي بنياد آمده بودن و يه كمي هم جووناي لندني . سالن بيش از 200 نفر گنجايش نداشت با اين حال 350 نفر رزرو كرده بودن . مند بالا بود و يه كمي سرد ! يعني به بچه‌هاي روي صحنه حال نمي‌دادن و وقتي كه خود منم رفتم كه گروه‌ها را معرفي كنم بعد از تا دو شوخي عين سنگ رو يخ با گردن كج اومدم پايين و قرص اعصاب زدم بالا . »


گفتني است اين‌گونه برنامه‌هاي مبتذل با پوشش خبري بسيار وسيعي از سوي بي‌بي‌سي و راديو زمانه انعكاس مي‌يابد .
د) درج تصاوير متعدد از عناصر اجراي موسيقي زيرزميني داخل و خارج كشور
ه) اعلام برنامه‌هاي اين گروه‌ها از طريق راديو
و) انعكاس خبر بازداشت اعضاي گروه‌هاي مذكور به منظور جلب حمايت عمومي ا ز آنان
ز) ارائه تصويري عادي ا ز اعمال خلاف اخلاق ، شرع ، قانون و ... اين گروه‌ها نظير فحاشي ، طرح مسائل جنسي و ...
ح) معرفي سايت‌هاي رپ و موسيقي كه به صورت « زيرزميني » راه‌اندازي شده و فعاليت دارند .



3) استقبال عمومي در اينترنت
شبكه جهاني اينترنت نيز از جمله ابزارهايي است كه از سوي عوامل آشكار و پنهان جريان موسيقي زيرزميني براي بسط و گسترش اين نوع موسيقي به خدمت گرفته شده‌است . اين ابزار فرصت‌هايي را براي آنان ايجاد مي‌كند :
الف) فراهم آوردن امكان دسترسي سريع و رايگان افراد مختلف براي دريافت فايل‌هاي صوتي و تصويري .
ب) ايجاد سايت‌ها و وبلاگ‌هاي متعدد كه امكان رهگيري آنها به سادگي وجود ندارد و به راحتي دوباره راه‌اندازي مي‌شود .
ج) ارسال فايل‌هاي فشرده اين نوع موسيقي به صندوق‌هاي شخصي افراد .
د) فراهم آوردن امكان دريافت رايگان برخي از نرم‌افزارهاي موسيقي .

4) فرهنگ گروهي
عامل مهم ديگر علاقمندي قشر جوان در گرايش به موسيقي زيرزميني به عنوان فرهنگ گروهي است كه به صورت كاملاً جدي و نهادينه شده‌اي دنبال مي‌شود و اين نوع موسيقي عاملي براي جذب ، تجميع و تشكيل گروه‌هاي مختلف اخلاقي ، خشونت‌گرا و ... شده‌است .

ه) خرده فرهنگ‌هاي تحميلي
در اين بخش از نوشتار به برخي از خرده‌فرهنگ‌هاي تحميلي كه از سوي اين قبيل گروه‌ها ترويج و اشاعه مي‌شود ، اشاره شده‌است :

1. فحاشي به مثابه يك ارزش
بررسي‌هاي اجمالي درباره عملكرد گروه‌هاي زيرزميني نشان مي‌دهد كه خوانندگان زيرزميني « فحش » را به عنوان « صداقت » ، « واقعيت » و يك ارزش انساني تلقي مي‌كنند وبا اين استدلال كه در زندگي فردي نيز فحاشي مي‌كنند . براي اينكه موسيقي‌شان خلاف حقيقت نباشد در اشعارشان به سر دادن الفاظ بسيار ركيك مي‌پردازند .

2. رقابت‌هاي ناسالم
اين يك شيوه معمول و مرسوم است كه تمامي اين گروه‌ها ، آهنگ‌هايي را در به اصطلاح رقابت با رقبا تنظيم و منتشر مي‌كنند كه در آنها به نوبه خود ، تخريب ، حسادت ، غرور و ساير رذايل اخلاقي را ترويج مي‌كنند .

3. شركت در پارتي
از ديگر مواردي كه در لابه‌لاي اشعار اين قبيل آهنگ‌ها ترويج مي‌شود ، مسائل حول و حوش برگزاري پارتي‌هاي شبانه است و چنين القاء مي‌شود كه جوان يا نوجواني كه در اين محافل حضور ندارند از جمع حقيقي جوانان به دور مانده و فناتيك محسوب مي‌شوند و جواناني كه « صبح تا شب » از اين پارتي به آن پارتي مي‌روند مترقي‌اند و شركت در اين محافل برايشان افتخار بزرگي است .

4. ارتباط با جنس مخالف
ارتباطات جنسي در برخي اشعار اين گروه‌ها انعكاس وسيعي يافته و به كمك عناصر ضدانقلاب فعال در رسانه‌هايي مانند راديو زمانه ترويج مي‌شود .
به طور مثال راديو زمانه در پارك لاله تهران با فردي به نام « صحرا » كه وي را خواننده آهنگي به نام « درجه .... » معرفي مي‌كرد ، مصاحبه‌اي را منتشر كرد و به گونه‌اي به تعريف و تمجيد و تبليغ پرداخت كه گويي با يك قهرمان مواجه شده‌است !

5. گرايش به دخانيات و موادمخدر
از جمله نكات مورد توجه كه توسط فيلم‌ها و كليپ‌هاي اين قبيل آثار ، ‌فرهنگ‌سازي مي‌شود ، مساله استفاده از دخانيات و انواع مخدر است كه در راستاي همان عامل « زندگي بي‌قيدي » كه در بخش چيستي موسيقي زيرزميني ارائه شد ، نشأت مي‌گيرد .

و) محصولات
در يك نگاه كلي مي‌توان محصولات ارائه شده از اين نوع موسيقي را در سه بخش
« اعتراض اجتماعي » ، « واكنش‌هاي سياسي » و « تحريكات جنسي » خلاصه كرد .

1. انتقادي
از ابتداي تشكيل « رپ » يكي از اهداف اوليه آن اعتراض به مناسبات اجتماعي بوده كه اين فرهنگ به موسيقي زيرزميني نيز سرايت كرده‌است .
در اين رابطه مي‌توان به شيوه فعاليت گروه‌هاي زيرزميني « هيچ كس » ، « ابليس » و ... اشاره كرد كه فعاليت‌هاي آنان عمدتاً بار اعتراضي دارد .

2. سياسي
گرچه اغلب خوانندگان زيرزميني متشكل از افراد معتاد و هرزه اخلاقي هستند كه اگر حتي بخواهند هم توان فكر كردن ، استدلال و مطالعه سياسي را ندارند . اما سودجويي و طمع دشمنان اين زمينه را فراهم كرده تا به اين بهانه اهانت‌هايي به مسئولين و نظام سياسي صورت بگيرد . شاخص‌ترين خواننده اين بخش فردي به نام مستعار « ديو » است .

3. تحريك جنسي
بخش عمده اين برنامه‌ها مشتركاً توسط دختران و پسران انجام مي‌پذيرد و درست به تقليد از نمونه‌هاي غربي ، خصوصي‌ترين لحظات فرد را با دقت تمام به تصوير مي‌كشند .
بارزترين اين مجموعه‌ها متعلق به گروه « زد بازي » و دختري به نام « صحرا » بوده كه وي به ملكه مادون قرمز مشهور است .

مصداقي از يك فعال زيرزميني !
« نيما .م » ؛
وي متولد 11مهرماه 1370 در كرج است . در دبيرستان «پ» اين شهر در رشته رياضي‌فيزيك مشغول به تحصيل بوده و به نشاني كرج ، ميدان سپاه ، خيابان ...... سكونت دارد .

وي طي مدت تحصيل در دوره راهنمايي از دانش‌آموزان بسيار موفق و مسلط به زبان انگليسي شناخته مي‌شد و آشنايي متوسطي نيز با رايانه دارد ، البته وي از اقليت مذهبي زرتشتي است .

نامبرده به محض ورود به دبيرستان دچار افت تحصيلي شديد شده‌است . دوست بسيار نزديكش « آرش.ک » همكلاسي اوست كه او نيز در مقطع راهنمايي به علت پوشش نامناسب در مدرسه به مشاوره ناحيه 3 آموزش و پرورش كرج معرفي مي‌شود و پرونده‌اي از سوابق وي در اداره مذكور موجود است .

اين دو نفر تحت تاثير فعالان خوانندگي رپ همچون « امينم » به موسيقي زيرزميني روي آورده‌اند و فردي با نام مستعار « مستر ايكس » ، زمينه ارتباط آنها را با استوديوي غيرقانوني و زيرزميني « رِِبك » (Rebeck)  فراهم كرده‌است .

در اين مركز غيرقانوني اقداماتي همچون ساخت آهنگ و تنظيم آن ، آموزش پيانو ،
كيبورد ، گيتار كلاسيك ، گيتار الكترونيك و گيتار پاپ به همراه تئوري موسيقي تدريس مي‌شود .
نمونه اشعار وی با نمونه‌اي از دست خط وي كه دقيقاً تقليدي است از خوانندگان غربي در ذيل ارائه مي‌شود . «م» گروه خود را « شصت و هشت » نامگذاري كرده‌است . استدلال وي نيز اين است كه شماره پلاك خودروهاي كرج عدد 68 است . اين شعر را نيز براي معرفي هرچه بيشتر گروهشان سروده است .

« ... امشب 68 درجه‌س حرارت / سوروسات داده شصت هشت بي‌نهايت
« بحث در مورد قليون خياره / MC توي داف تك مياره
ماست موسير ، قليون ، باواربا / اگه طلبة فازي تو بيا
يه پك از سيگار ، يه ..... /.........

.............../...................

وي در دفتر خود ذيل تصوير خوانندگان رپ تصاوير و علائم و عبارات مشتركي را كه بين گروه‌هاي رپ معمول است ترسيم كرده‌است .
تصوير مقابل كه مشابه آن در اتاق بسياري از نوجوانان و جوانان علاقمند به موسيقي زيرزميني بر روي ديوارها قرار مي‌گيرد نيز به خوبي گواهي است از تاثيرپذيري وي از الگوهاي غربي .

 

جمع‌بندي

با نگاهي اجمالي به پديده ناهنجار و ساختارشكن موسيقي زيرزميني ، در مي‌يابيم كه برخورد و مقابله با اين ناهنجاري فرهنگي مستلزم توجه ويژه‌اي به زمينه‌هاي شكل‌گيري و عوامل كاتاليزگر آن است .
همچنين توجه داشتن به آسيب‌ها و تهديدات ناشي از ادامه روند فعاليت و گسترش گروه‌هاي موسيقي زيرزميني در ايران نيز مي‌تواند رهنموني باشد براي دست‌يابي به يك تحليل جامع كه بخش‌هايي از آنها به قرار ذيل است ؛

* دريافت‌هاي اين پژوهش در بخش آسيب‌ها عبارتند از :
1. ترويج و تبليغ فرهنگ فاسد و مخرب غربي
2. ترويج نحله هاي فاسد فكري همچون شيطان پرستي
3. ايجاد گرايش روحي و رواني در جوانان به منكرات اخلاقي
4. تقويت پايه‌هاي انديشه پوچ‌گرايي
5. گسترش اعتياد به انواع مواد مخدر و مشروبات الكلي
6. افزايش روابط نامشروع
7. گسترش پديدة مخرب هم جنس گرايي
8. تخريب اركان فرهنگ كلامي ايران اسلامي
9. بي‌توجهي و ترويج بي مسئوليتي و لاقيدي نسبت به ارزش هاي انساني و اسلامي
10. تخريب موسيقي اصيل ايراني
11. تخريب وجهة جوان ايران اسلامي نزد افكار عمومي جهان پس از انتشار تصاوير مربوط به گروه‌ها
12. توليد و توزيع CDها و نوارهاي مبتذل در بين قشر جوان
* در بخش تهديدات نيز بايد موارد ذيل را برشمرد :
1. ارتباط با محافل خبري و رسانه‌اي بيگانه و نيروهاي ضد انقلاب
2. احتمال جذب و گرايش گروه‌ها به مجموعه هاي برانداز و فعاليت سياسي آنها
3. تردد ، اقامت و ... در كشورهاي خارجي كه خود مي تواند منشا تهديدات كلان فرهنگي باشد
4. پخش CD‌هاي مبتذل و مستهجن وارداتي با انواع و اقسام رقص‌ها و برنامه‌هاي گروهي (به صورت عريان)
* راه‌هاي مهار و مقابله
1. نظارت مستمر بر مناطقي كه به لحاظ شرايط گوناگون مستعد برگزاري مراسم اين گونه گروه‌ها هستند.
2. اطلاع‌رساني دربارة افرادي كه در آستانه ورود به اين جريان قرار مي گيرند.
3. برگزاري جلسات علمي و فرهنگي افشاگرانه در مناطق نزديك به كانون هاي فعاليت اين گروه‌ها
4. نظارت و فيلتر سايت‌ها یی كه عامل تبليغ و به عنوان تريبوني براي اين جريان فعاليت مي‌كند.
5. انتشار نظريات و سبك‌هاي نسبتاً متعارف در موسيقي
6. طرد هوشمندانه دست‌اندركاران اين نوع موسيقي از محافل مختلف فرهنگي و اجتماعي
7. نظارت و كسب اطلاع مستمر از فعاليت گروه‌ها و جريان‌ها در دانشكده‌ها و هنرستان‌هاي موسيقي و ادارات فرهنگ و ارشاد اسلامي شهرهاي مختلف كشور
8.. انتشار نظريات افراد مشهور و مورد اطمينان در عرصه موسيقي
9. برخورد ارشادي با بخش تازه وارد و برخورد تنبيهي مقتضي با متخلفان و ارائه كنندگان آثار متعدد .

کد خبر:81618 -

Source : RajaNews

بحران شرکت های تولید موسیقی در جامعۀ فرا- دیجیتالی

 

بحران شرکت های تولید موسیقی در جامعۀ فرا- دیجیتالی

نویسنده: نصیر مشکوری


 

 

 

 

 

 

 

 

Immigration Of rock music and hip-hop artists in Iran and future situation and the movement abroad
Immigration Of rock music and hip-hop artists in Iran and future situation and the movement abroad

موج تازۀ مهاجرت موسیقی پردازان غیرمجاز یا "زیرزمینی" ایران و شرایط روز و آیندۀ این جنبش در خارج از کشور

نویسنده: نصیر مشکوری

آنچه در این گزارش مورد توجه قرارگرفته بررسی شرایط زیست فرهنگی- هنری موسیقی پردازان مهاجر ایرانی در جنبش موسیقی مردم پسند غیرمجاز ایران؛ معروف به موسیقی - زیرزمینی – در محیط اجتماعی جدیدشان می باشد و همچنین نگاهی بر موقعیت ها و شرایط تولید و اجرای موسیقی در خارج از ایران است.
در همین رابطه با تعداد زیادی از این هنرمندان و مسئولین شرکت های کوچک غیروابسته انتشار موسیقی و تعدادی از موسسه های فرهنگی برنامه گزار در خارج از ایران گفتگو داشتم و شرایط آنان را جویا شدم و نظر آنان را در این رابطه پرسیدم که چکیدۀ آنرا در این نوشتار می خوانید.

مهاجرت موسیقی پردازان در ده سال اخیر

در میان سال های 1384 تا 1388 خورشیدی تعداد قابل توجهی از موسیقی پردازان جوان ایرانی به خارج از کشور کوچ کردند. این مهاجرت ها به بهانۀ تحصیل و کار برای رسیدن به موقعیت های مناسب تولید و اجرای موسیقی بودند و به غیر از دلایل کاملاً شخصی بخاطر افسردگی روحی ناشی از فشارهای اجتماعی، بی ِارادگی فرهنگی و ناامیدی برآمده از محدودیت ها و موانع رشد فرهنگی و هنری بویژه اجازۀ پخش آزاد و اجرای زندۀ موسیقی در داخل ایران بود که باعث شد این هنرمندان جوان محیط زندگی خویش را برای رسیدن به اهدافشان و زندگی بهتر ترک کنند.
بعد از جریان انتخابات ریاست جمهوری دورۀ دهم در تابستان سال 1388 و سخت تر شدن جو اجتماعی و سیاسی حاکم بر جامعۀ ایران، موج دیگری از موسیقی پردازان جوان ایرانی تن به مهاجرت دادند.

شرایط زیست تازه در جوامع میزبان

مهاجرت به هر دلیل و یا تحت هر عنوانی نیاز به صبر و تلاش فوق العاده زیادی دارد. مشکلاتی که این هنرمندان با آن دست و پنجه نرم می کنند آنقدر متعدد و هزینه ای که می پردازند آنچنان سنگین است که چند سالی طول خواهد کشید تا این بحران نشست کند، فرصتی پیش آید، نفسی تازه شود و آنگاه آنچه در این مدت در قالب ترانه و یا آهنگ خلق شده وارد مرحلۀ تولید و ضبط شود.

در همین رابطه شایان یکی از رپ خوان های قدیمی و پیشگام در رپ فارسی که اخیراً از ایران کوچ کرده چنین می گوید:

شایان: من در حدود سه ماهه که زدم بیرون و اول فقط اومده بودم برای گردشگری، ولی حالا احتمالاً نظرم عوض شده... به هر حال فعلاً تو این فکرم که برای کار یا ادامۀ تحصیل تو مقطع دکترا به اروپا یا کانادا برم و در عین حال برنامه هایی اساسی هم در رابطه با موزیک دارم. در ضمن تو این مدت سه ماه، با توجه به مشکلاتی که پس از جابه جایی داشتم خیلی تو کار آهنگسازی فعال نبودم. ولی این یکی دو هفتۀ اخیر یه آهنگ جدید مهمونی به همراه یه رپ انگلیسی نوشتم، یه استودیو هم پیدا کردم و تو این هفته ضبطش می کنم. اگه روابط مناسب رو پیدا کنم یه موزیک ویدیو هم می سازم چون دیگه از این که بیان بگیرنم غمی ندارم. البته با توجه به باند بازی ها و پارتی بازی هایی که تو صنعت موسیقی پاپ هست من می دونم که حتی اگه بهترین رپ به همراه بهترین موزیک ویدیو رو هم درست کنم بازم تضمینی نیست که پول درست حسابی در بیارم. ولی من دست نمی کشم چون عاشق این سبکم و حتی اگه مجبور بشم از راه دیگه پول در بیارم و برای کار آهنگسازی خرج کنم، به این کار ادامه میدم (کما اینکه تا حالا هم همین کارو کردم).
مسلماً با توجه به تعداد زیاد هنرمندای جوون ایرونی خارج از کشور زمینه برا ایجاد یک صحنۀ جدید هست ولی اینکه بخوای تو یه شهر جدید از اول استودیوی خوب پیدا کنی و ارتباطات درست حسابی ایجاد کنی خیلی وقت گیره و مسلماً باید کلی هم از جیبت بذاری و ... همونطور که گفتم استودیوی خوب اینجا پیدا کردم ولی خیلی از کیفیتش راضی نیستم و من احتمالاً برای انجام کار حرفه ای مجبور خواهم بود به پایتحت "مانیل" برم چون الان تو شهر کوچکی هستم که بیشتر توریستی هست و 400 کیلومتر با "مانیل" فاصله داره.
ولی خب تا تو مملکت غریب بخوای ارتباطات رو ایجاد کنی و شرایط رو فراهم کنی مسلماً طول می کشه.

مهدی Dboy از رپ خوان های جدید در رپ فارس که اول به آلمان رفت و در حال حاضر در آمریکا زندگی می کند چنین می گوید:

مهدی Dboy: راستش من مجبور شدم که 10 ماهه پیش به دلایلی تنها به آلمان سفر کنم و تو این مدت کارهای زیادی نوشتم ولی به مرحلۀ پخش نرسید. البته یکی از کارهام رو پخش کردم و دوتا اجرا هم در آلمان داشتم که در عوضش هیچ پولی دریافت نکردم. به هر حال من تو این 8 ماه اصلاً نتونستم کارهای جدیدم رو به سایت ها بدم. یکی از دلایلش این بود که هیچکس اینجا آدم رو حمایت نمی کنه و هزینه های استودیو هم خیلی بالاست.
الان نزدیک 2 هفته هست که آمدم آمریکا و تو شهره آتلانتا هستم. هنوز کسی رو پیدا نکردم که کمکم کنه و بخواد پشتیبان اقتصادیم بشه. رپ فارسی واقعاً خیلی پیشرفت کرده و واقعاً فکر می کنم طرفداراش این روزا از پاپ خیلی بیشتر شده، ولی هنوز یه شرکتی نداره که همه رپرها رو حمایت کنه و برنامه گزاری کنه.
الان واقعاً هیچکس نیست که به ما رپر ها کمک کنه و هزینۀ کارمون رو بده تا سر سال مثلاً بهش برگردونیم. رپ رو جدی نمی گیرن.

این موسیقی پردازان بعد از سر و سامان گرفتن در جامعۀ میزبان و رسیدن به موقعیت اقتصادی بهتر، پیدا کردن راه ها و ایجاد ارتباطات با افراد حرفه ای و تهیۀ وسایل لازم می توانند شروع به تهیه و تنظیم آثارشان کنند که آن نیز مراحل سخت و پیچیده ای را از لحاظ مالی و فنی بدنبال خواهد داشت. بعد از پایان آن مرحله نیز باید در فکر پیدا کردن راه ها و شبکه های معرفی و انتشار آثار خود باشند که خود داستان دیگریست و به درازا خواهد کشید.

کسرا سبکتکین نوازندۀ گیتار بیس از گروه باراد و گروه اوهام که مدت 2 سال و نیم است در آمریکا زندگی می کند در این باره چنین می گوید:
مشکلات همیشه هست و خواهد بود. کسی‌ که مهاجرت می‌کنه باید همه چیز رو از صفر شروع کنه و در گیر مسائل اولیه زندگی‌ می‌شه. برای خود من، خیلی‌ سخت تر از اون چیزی بود که فکر می‌کردم. به همین دلیل در ۲ ساله اخیر خیلی‌ کم فعال بودم. اما مطمئنم که در سالهای آینده وضع به این ترتیب نخواهد بود.
شرایط برای تولید موسیقی در خارج از ایران

مشکلات دوران اول مهاجرت و گذار از بحران ها و افسردگی های ناشی از تضادهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مراحلی هستند که دیر یا زود می گذرند. اما سردرگمی ها و مشکلات فنی موسیقی پرداز مهاجر برای فعالیت هنری کماکان مانند صد بزرگی بر سرجای خود هستند.
برای موسیقی پرداز مهاجر که در مرحلۀ خلق و تولید موسیقی است تنها ساخت و تنظیم آثارش کافی نیست بلکه ضبط و مسترینگ و در ادامه انتشار و معرفی آن نیز قدم هائی هستند که نیاز به روابط اجتماعی، ارتباطات حرفه ای و قدرت مالی کافی دارند. مراحلی که برای موسیقی پرداز تازه وارد در کشوری جدید تا اندازۀ زیادی مشکل خواهد بود. گرچه در داخل ایران نیز کمابیش چنین مراحلی را باید طی کرد اما ناآشنائی با محیط جدید زندگی و روابط اجتماعی ضعیف و نشناختن مراکزی که بتوانند در این راه هنرمند مهاجر را یاری دهند باعث کندی کار می شود. برای حل این مشکلات بسیاری از موسیقی پردازان جهت رسیدن به مخاطبان بیشتر و عملی کردن رویای انتشار آلبوم و ورود به زندگی حرفه ای هنری با شرکت های تولید موسیقی تماس می گیرند.

شرکت های غیروابسته تولید و انتشار موسیقی در خارج از ایران

در خارج از ایران تعداد معدودی شرکت کوچک غیروابسته ایرانی موجود هستند که محدودیت های اقتصادی فراوانی نیز دارند. کمبود بودجۀ آنان طبیعتاً در انتخاب و هجم تولید و انتشار موسیقی مورد نظرشان تاثیر می گذارد. چنین محدودیتی موجب می شود تا این شرکت های کوچک غیروابسته اجباراً در انتخاب خود محدودتر شوند.
متاسفانه آثار موسیقی پردازان حتی اگر هم از سافی این شرکت ها بگذرد و مورد تائید قرار گیرد و براساس قراردادی قانونی ارائۀ آثار در شکل یک آلبوم سی دی شده ممکن شود، آنکه نتیجۀ خوشبینانۀ اقتصادی داشته باشد خود دورنمائیست مه آلود و نامشخص. چرا که با توجه به برداشت آزاد و اشتراک دیجیتالی موسیقی در اینترنت دیر یا زود محصولات تولیدی موسیقی بطور رایگان در سراسر اینترنت پخش شده و در اختیار مصرف کنندگان و مخاطبین قرار می گیرند.

دو شرکت معتبر ایرانی که در این زمینه کار می کنند یکی شرکت "بمآهنگ"و دیگری شرکت "زیرزمین" در آمریکا می باشد.

در این رابطه بابک خیاوچی رئیس شرکت انتشار و تولید موسیقی بمآهنگ در شهر سیاتل/آمریکا گِله مندانه چنین می گوید:
بابک خیاوچی: ... چه نیازی به ایجاد یک صحنه جدید هست، وقتی‌ که هنوز از لحاظ فرهنگ مصرف موسیقی مشکل داریم و حقوق هنرمند رو با کپی‌ کردن رعایت نمی‌کنیم؟ شاید بهتره اول روی اصلاح الگوی مصرفی کار کنیم، تا هر صحنه جدیدی که بوجود میاد دچار مشکلات تکراری نشه.


فریدون تفرشی سردبیر مجلۀ اینترنتی زیرزمین و رئیس شرکت انتشار موسیقی زیرزمین در آمریکا اینگونه به این مسئله می پردازد:
فریدون تفرشی:
عواملی که باعث شده تا یک صحنۀ موسیقی غیرمتعارف با چرخش اقتصادی کافی در خارج از ایران بوجود نیاید از این قرارند؛

- بی توجهی رادیوها و شبکه های تلویزیونی موجود و کمبود رسانه های رادیوئی و تلویزیونی که بطور مستمر به معرفی این نوع موسیقی بپردازند
- ارتباطات محدود میان موسیقی پردازان برای کمک و پشتیبانی یکدیگر
- مهاجرت و سردرگمی موسیقی پردازان برای اقامت در خارج از ایران که زمان زیادی می برد
1- نبود پایگاه معرفی و کمبود شبکه های مناسب برای ارائه این نوع موسیقی است
- کمبود و پراکندگی جغرافیائی مخاطبان و دوستداران این نوع موسیقی ها (منظور راک و هیپ هاپ)
- مخارج سفر و دریافت ویزا برای موسیقی پردازان، چرا که اقلب در نقاط مختلف دنیا زندگی می کنند
- وجود سازمان های غیرجدی و غیرحرفه ای با اهداف سیاسی و یا سرگرم کنندگی که سعی در سوء استفاده از این موقعیت دارند
- درخواست کسب دستمزدهای کلان و غیرواقعی از طرف موسیقی پردازان که بیشتر از حد درآمد از یک اجرای زنده است
- خطر آنکه اجرا زنده ورشکستگی مالی بهمراه آورد بیشتر از سود آن است
- بی اعتمادی میان برگزارکننده و موسیقی پرداز
- کمبود همکاری سالم و سازنده
2- دلایل کمبود اجرای زنده


شبکه های اجتماعی اینترنتی و سایت های ویژۀ انتشار موسیقی مانند "سی دی بِی بی"، "آمازون" و "آیتوونز" موقعیتی را برای موسیقی پردازان غیروابسته بوجود آورده اند که امکان آنرا دارند تا مسئولیت تولید و انتشار آثار خود را بدون وابستگی به شرکت های تولید موسیقی بعهده بگیرند. اما مشکل اصلی تنها شیوۀ پخش آلبوم وآهنگ نیست بلکه خبررسانی انتشار محصول موسیقی است که نیاز به بازاریابی و تبلیغات و ارتباط با مخاطب را دارد. این می تواند آن توانائی باشد که شرکت ها با ارتباطات گستردۀ خود امکان بیشتری برای انجام آن را دارند.

صوفی صفوی مدیر گروه و یکی از برادران گروه "آبجیز" معتقد است که امکانات برای انتشار موسیقی بدون کمک شرکت های تولید موسیقی وجود دارد اما نیازمند صرف وقت زیاد، بودجۀ لازم و سال ها کار شبانه روزی و مستمر است تا زمینه های مناسبی برای ارتباط با بازار روز موسیقی بوجود بیاید و راه های مورد نیاز برای معرفی و پخش ایجاد شود. او در مورد آنکه آیا از طریق فروش آلبوم هایشان توانسته اند در آمدی نیز داشته باشند نظر مثبت می دهد ولی فروش آلبوم را آنچنان سودآور نمی داند بلکه در حال حاضر می تواند در حدی باشد تا هزینه های تولیدات بعدی را از طریق آن بتوانند براحتی پرداخت کنند. در نتیجه کماکان برای گذران زندگی شخصی، اعضای گروه باید یک کار روزانه در کنار کار موسیقی داشته باشند. صوفی صفوی فروش آلبوم را در مکان اجرای کنسرت ها عملی موفق می داند.

آرش صبحانی گیتاریست، خواننده و ترانه سرای گروه کیوسک با توجه به تجربۀ زیادی که در این سال های اخیر در پخش و اجرای زندۀ موسیقی گروه کیوسک دارد در این رابطه چنین می گوید:

آرش صبحانی: ... بدترین مشکل اینه که به غیر از "بی بی سی" و بعضی مواقع "صدای آمریکا" هیچکس به معرفی و نقد این موسیقی نمی پردازد، بقیه سایت ها و رادیو و شبکه های تلویزیونی ایرانی به چشم رقیب به این پدیده برخورد می کنند. خلاصه اول باید این موسیقی درست معرفی و ارائه بشه، که اصولاً این کار شخص موسیقی پرداز نیست، برای همین مدیر برنامه می خواد که با توجه به بودجه کم گروه ها نمی تونند مدیر برنامه استخدام کنند. پس باید رسانه ها بیایند و کمک کنند که می بینی غیر از همین یکی یا دوتا نمی مونه و بقیه بیشتر ضربه می زنند تا کمک، حرف زیاده...

رسانه های معتبری که به موسیقی مردم پسند غیرمجاز ایران می پردازند

در این جریان رسانه هائی مانند بی بی سی، صدای آمریکا، رادیو آلمان، رادیو فردا و رادیو زمانه از جمله رسانه های خبری سیاسی- اجتماعی و فرهنگی بین المللی شناخته شده میان عموم ایرانیان داخل و خارج ایران هستند که با بودجه های دولتی و با داشتن مخاطبان عام و خاص از قشرهای متنوع نقش رسانه هائی معتبر را ایفا کرده اند. اما رسانه های مستقلی مانند سایت های فرهنگی تهران اونیو، هفت سنگ و سایت های موسیقی غیرمتعارف "زیرزمین"، تریبون، پالاپال، Farsihiphop و غیره...، و اخیراً سایت "بشکن" نیز وجود دارند که بطور جدی در راستای معرفی سبک های مختلف در این جریان به عموم ایرانیان در سراسر جهان نقش کلیدی داشته و دارند. این نشریه های اینترنتی با نقد موسیقی و بررسی فرهنگ مردم پسند جوان و غیرمجاز ایران به درک فرهنگ اجتماعی و هویت موسیقائی این جریان کمک کرده و بی شک رویکردهای این رسانه های اینترنتی از سرآغاز این جریان موسیقی باعث شده تا رسانه های بین المللی ذکر شده در بالا این جریان را جدی تر گرفته و به معرفی آن بپردازند.

شرکت ها و موسسات برنامه گزارکنندۀ اجرای زنده

بعد از مرحلۀ تهیه، تولید و پخش موسیقی که بنظر نمی آید دورنمای روشنی داشته باشد، می رسیم به مرحلۀ اجرای زندۀ موسیقی. رویکردی که شاید موسیقی پردازان می بایست بیشتر به آن توجه و پافشاری کنند تا فروش آلبوم.
واقعیت روز جامعۀ جهانی و موقعیت هائی که تکنولوژی دیجیتالی از طریق اینترنت برای انسان ها ایجاد کرده است شرایطی بوجود آورده که مخاطب حق خود می داند تا آهنگ ها و آلبوم های مورد علاقۀ خود را از راه اینترنت مجاناً برداشت کند، اما امکان آنکه مجاناً بلیط ورودی به یک سالن اجرای کنسرت را از طریق اینترنت برداشت کند را ندارد! موقعیتی که یک مخاطب فعال و واقعی مایل نخواهد بود به هیچ قیمتی از دست بدهد. یعنی رویاروئی با موسیقی پرداز محبوب و ارتباط مستقیم با موسیقی اوست. اتفاق هیجان انگیزی که برانگیزندۀ احساسات درونی و رابطه ای حسی با موسیقی می شود. موقعیتی که یک موسیقی پرداز هوشمند می تواند با اجرائی حرفه ای و گیرا در دراز مدت مخاطبان گسترده تری را به موسیقی خود جذب کند.
البته همانطور هم که در بالا فریدون تفرشی اشاره کرد مقولۀ اجرای زنده خود نیز مشکلاتی دارد که به پراکندگی جغرافیائی و کمبود بودجۀ لازم و درآمد کافی از این راه مربوط می شود. اما با این حال بنظر می رسد که اگر قرار باشد چرخۀ اقتصادی در این جریان موسیقی بوجود آید و رابطۀ ای سالم و عمیق میان موسیقی پرداز و مخاطب ایجاد شود احتمالاً در - برگزاری اجرای زنده - است.

موسسه ها و شرکت های برگزارکنندۀ کنسرت که تا بحال در معرفی موسیقی مردم پسند غیرمجاز ایران در خارج از کشور فعالیت کرده اند از این قرارند:
کانتمپوراری ایران، نوروز پروداکشن، برعکس، بی یاند پرشیا، فرهنگ فآندیشن، سوشی آرتس، بمآهنگ، زیرزمین، ریکس تیآترن (موسسۀ تئاتر ملی سوئد)،

در رابطه با شرایط اجرای زنده و نقش آن در ایجاد صحنه ای برای موسیقی مردم پسندغیرمجاز ایران با علی نوربخش رئیس موسسۀ برنامه گزاری "کانتمپوراری ایران" در لندن صحبت کردم. او مشکلاتی را که اجراهای زنده در خارج از ایران دارند را به 3 دسته تقصیم می کند:

- حرفه ای‌ نبودن نوازنده‌های ایرانی‌ و توقع بیش از حد آنان در انتخاب سالن اجرا و درخواست دست مزد بسیار بالا
- بازار کوچک و کمبود مخاطب ایرانی و بین المللی
- نداشتن بودجه کافی و نبود پشتیبانان مالی (منظور شرکت های تجاری و کمک هزینه های فرهنگی دولتی در کشورهای میزبان)

علی نوربخش: نوازنده‌ها باید این رو درک کنند که بازار اصلی‌ موسیقیشون در خود ایران هست که متاسفانه جلوش رو گرفتند. اینطرف آب هم بازارشون بسیار محدوده و همین منجرب به این می‌شه که درآمد و سوده حاصل از کنسرت‌های خارج از کشور آنچنان بالا‌ نباشه که بتونند خرج زندگیشون رو دربیارند.
دیگه ما از گروه کیوسک که بزرگتر نداریم (رکورد فروش بلیط در صحنه موسیقی زیرزمینی ایران در لندن دست کیوسک هست). من فکر نمی کنم گروه کیوسک فقط با اجرای کنسرت بتونند زندگیشون رو بگذرونند. البته فروش سی‌دی در کنسرت‌ها یکی‌ از منابع درآمد هست که نوازنده هایی که از ایران میان متاسفانه درست ازش بهره نمی گیرند. این چیزهائی که گفتم همه در شرایط عادی هست، اما اگر گروهی بتونه به بازار بین‌المللی وارد بشه اونوقت هست که بقول معروف؛ نونش تو روغنه. اما واقعیتش اینه که برای موسیقی ایرانی‌ به خاطره رقابت بسیار بالا در صحنۀ موسیقی بین المللی (چون شما در واقع دارید با کل دنیا رقابت می‌کنید) کار بسیار دشواری هست.

دقیقاً به خاطره مسائلی‌ که بازگو کردم من این صحنه ‌رو مناسب نمی‌بینم، بزرگترین مسئله کیفیت هست که باید بالاتر بره تا ما بتونیم شرایط بهتری رو مهیا کنیم. یکی‌ از مشکلات اصلی‌ نوازنده‌های ایرانی‌ و مخصوصاً اونهایی که از ایران بیرون میان این هست که همۀ اونها نوازندۀ استودیوئی هستند و اصلاً آمادگی برای روی صحنه بودن و اجرای خوب و حرفه ای‌ ندراند. دلیلش هم این هست که در ایران کسی‌ نمیتونه کنسرت برگزار کنه و همه فقط ضبط می‌کنند. این مشکل خودش به مشکله دیگه ای‌ منجرب می‌شه و اونم این هست که بچه‌ها موقعٔ ضبط آلبوم فقط به ضبط فکر می‌کنند. بارها شده گروه‌های ایرانی‌ رو دیدم که آهنگ خودشون رو‌ که خیلی‌ عالی‌ ضبط شده‌ نمی‌تونند درست رو صحنه اجرا کنند.
بنظر من بزرگترین مشکل در این راه کیفیت هست. ما در خارج از ایران باید با برگزاری کنسرت‌های بیشتر، فستیوال‌های بیشتر، مسابقات بیشتر و کمک به شکل گیری گروه‌های بیشتر کمکی‌ باشیم تا کم کم این کیفیت بالاتر بره تا جایی که بتونیم بازار رو‌ بزرگتر و درنتیجه درآمد بیشتری که مساوی با امکانات بیشتر هست رو‌ فراهم کنیم. اونوقته که خود به خود رو به جلو میریم. اما اگه بخودمون بگیم؛ اینهمه مشکل هست و نمی‌شه کار کرد، هر روز کارهای کمترین ساخته بشه، بر عکس رو به عقب و انزوا خواهیم رفت.

با توجه به هزینه های سنگین و ضرر مالی که برگزاری اجرای زنده و جشنواره های موسیقی با خود به همراه می آورند تا کنون تنها نهادهای فرهنگی مانند موسسۀ "تئاتر ملی" و "خانۀ کنسرت شهر گتنبرگ" در سوئد و از این قبیل نهادها غیر انتفائی فرهنگی در کشورهای مختلف اروپائی که بدون اهداف سودآور تجاری، با هزینه های دولتی به معرفی فرهنگ و هنر غیراروپائی می پردازند موفق به برپائی جشنواره ها و کنسرت ها با مخاطبین خاص شده اند. چنین موسساتی توانسته اند موقعیت هائی را بوجود آورند تا جنبش زیرزمینی موسیقی مردم پسند غیرمجاز ایران در "مهاجرت" با کیفیتی بین المللی معرفی شود.

تاسیس یک اتحادیۀ موسیقی مردم پسند معاصر و غیررسمی ایران

دوران سخت و مشکلات مهاجرت، شرایط بد اقتصادی و نبود بودجۀ کافی و پراکندگی هنرمندان در نقاط مختلف جهان واقعیتی است که از آن نمی توان گریخت. از این رو نبود یک محیط فرهنگی که این هنرمندان را خارج از مرزهای جغرافیائی و حتی گرایشات موسیقائی زیرسایۀ خود بگیرد و پشتیبان آنان باشد کاملاً احساس می شود. کمبود یک انجمن و یا یک موسسۀ فرهنگی که به شکل یک فدراسیون هماهنگی بین المللی کارآئی داشته باشد شدیداً وجود دارد. اتحادیه ای فرهنگی بدون رویکردهای تجاری و اهداف کوتاه مدت اقتصادی، با شعبه هائی در نقاط مختلف دنیا، با بودجۀ کافی و مهمتر از همه ایده های فرهنگی تازه منطبق با شرایط روز و تکنولوژی معاصر. یک چنین اتحادیه ای می تواند مسئولیت پشتیبانی و کمک به هنرمندان جریان موسیقی مردم پسند غیرمجاز (راک، هیپ هاپ، جاز و از این قبیل) را بعهده بگیرد.
وجود چنین موسسه فرهنگی می تواند در شرایط امروز ما تنها امید پیشرفت در جهت زنده نگه داشتن و ایجاد یک صحنۀ موسیقی پویا و امروزی در خارج از ایران باشد. یک چنین موسسه یا انجمنی می تواند در آغاز با حق عضویت اعضاء شروع به کار کرده و در ادامه با دریافت کمک هزینه های دولتی (دولت های کشورهای میزبان) و بین المللی (مانند EU) فعالیت خود را مستمر سازد و مکانی شود برای رسیدگی و رفع نیازهای هنری موسیقی پردازان مهاجر. پایگاه اجتماعی و فرهنگی منسجمی که براساس اساسنامه ای کارا و نونگر، پشتیبان فعالیت های هنری این هنرمندان جوان باشد. یک چنین فدراسیون فرهنگی با داشتن اعضای زیاد به غیر از آنکه می تواند مخارج خود را و مخارج حمایت های فرهنگی و هنری هنرمندان را از طریق حق عضویت تامین کند، مطمئناً این پیشزمینه را نیز پیدا خواهد کرد که بعنوان یک موسسۀ فرهنگی جدی و بین المللی ایرانی از کمک هزینه های فرهنگی کشور میزبان برخوردار شود و یا بعنوان مثال از اتحادیۀ اروپا تقاضای کمک هزینه های فرهنگی بین المللی بکند. این نوع کمک های فرهنگی و خیریه ای در اکثر کشورهای پیشرفتۀ اروپائی و در آمریکا نیز وجود دارد.
شعبه های این فدراسیون می توانند در گوشه کنار کشورهای مختلف صحنه های اجرای موسیقی زنده ایجاد کرده و در همکاری و همگامی با هم و مرتبط با هیئت مرکزی، با ایجاد شبکه های اجتماعی متصل، به رد و بدل پروژه های گوناگون در راستای گسترش این گونه موسیقی ها و فرهنگ آنان بپردازند. آنچه از طریق این اتحادیه قابل اجرا است؛

1. برگزاری فستیوال ها جهت معرفی گوناگونی در این جریان
2. برگزاری کنسرت های ویژه برای گروه ها و موسیقی پردازان ناشناس و شناخته شده
3. کارگاه موسیقی یا Workshops
4. نمایشگاه ها و فروش سی دی و محصولات وابسته به موسیقی راک، هیپ هاپ، تلفیقی، جاز و غیرمتعارف
5. مشاوره و راهنمائی
6. سخنرانی ها و گفتگو ها در جهت آگاهی و رشد فرهنگ مردم پسند معاصر ایران و جهان
7. دعوت از موسیقی پردازان نوپرداز و آوانتگارد که مخاطبان خاص و محدود دارند
8. راه اندازی پایگاه های اینترنتی مدرن و منطبق با نیاز های نسل جوان امروز ایرانی، تاسیس شبکه های رادیوئی و تلویزیونی محلی و حتی بین لمللی
9. ایجاد پل های ارتباطی میان موسیقی پردازان ایرانی و جریان موسیقی مردم پسند چندفرهنگی جهانی


بنظر می رسد با توجه به شرایط روز و بازار محدود موسیقی مردم پسند غیرمجاز ایران، پراکندگی ها، تناقضات و مهمتر از همه محدودیت های شرکت های تولید موسیقی غیروابستۀ ایرانی که در تضاد با جامعۀ دیجیتالی معاصر قرارگرفته اند، و همچنین درک و فقر فرهنگی که دامن گیر موسیقی مردم پسند معاصر ایران شده؛ موسیقی پردازان ما بیشتر از هر چیز محتاج یک محیط و - موسسۀ فرهنگی- هستند که هدف اول آن فرهنگسازی و بعد جذب مخاطب و در آخر چرخش اقتصادی باشد نه برعکس!

Source:Beshkan