نوید رضوانی ملقب به بی بوی اسپاگتی که یکی از ایرانیان ساکن نروژ میباشد فیلم مستندی درباره بِرِک دنسینگ یا همان رقص بریک در ایران ساخته است. او درسفری که به ایران داشت با این هدف که آموخته های خود و تجربیاتش را با علاقمندان به این نوع رقص در میان بگذارد و آنها را بیشتر با روح این نوع رقص آشنا کند. نوید توانست از خود و اتفاقات داخل ایران پیرامون این سفر مستندی بسازد که گویای جنبشِ هیپ هاپ و عناصر مربوط به آن است. او شما را در یک مستند چهل و پنج دقیقه ای به ایران میبرد تا شما را با روش آموزش و تمرین در کلاسهای آموزشِ رقص بریک یا همان رقص هیپ هاپ که امروزه زیاد نامش به گوش میرسد اما با نامی متفاوت بنامِ " آیروبیک حرفه ای " که گویا شاید نامیست خوشایندتر برای مسوولین. بی بوی اسپاگتی درباره ساخت این مستند میگوید :
" این سخت ترین پروژه ایست که او در طول زندگی انجام داده است و امیدوار است که صدای بی بوی های داخل ایران به کشورهای اروپایی و غربی برسد "
البته نکته ای که در این مستند جای خالی دارد حضور بی گِرل های ایران است, چون این رقص و این عنصر که یکی از چهار عنصر اصلی هیپ هاپ است توسط بی بوی ها یا همان رقصنده های پسر و بی گِرل ها که همان رقصنده های دختر میباشند متولد شد و زنان نقش بسزایی برای رشد این عنصر داشتنده اند. بی بوی اسپاگتی در آخر در متن خود میگوید, او عاشق هیپ هاپ هست برای حضور هیپ هاپ در زمان نیاز و همینطور برای جوان ها و زندگی هایی که هیپ هاپ تا به حال نجات داده است.
Navid Spaghetti Rezvani also known s " B-Boy Spaghetti " who lives in Norway made a trip to Iran in order to help & spread His knowledge & experiences with Iranian B-Boys. Breaking, also called B-boying or break dancing, is a dynamic style of dance which developed as part of the hip hop culture. Breaking is one of the major elements of hip hop culture. Like many aspects of hip hop culture, break dance borrows heavily from many cultures, including 1930s-era street dancing. As Iranian hip hop growing in Iran as a culture, the elements of it getting more attention now along as rapping which have had huge impact in past few years. B-boy spaghetti Regards to this documentary mentioned :
" Whats up my B-boy brothers and B-girl sisters?I have finally finished the last episode of my Hip Hop documentary in Iran. EVERYBODY, this is the hardest project i have ever done i my life. Please watch this and let Hip Hop in Iran speak with you guys. There is no way you can imagine what i went through and how much i sacrificed in the ISLAMIC REPUBLIC OF IRAN to make this HIP HOP documentary!!!! But now its done, i hope their voices will reach the western world!!! LOVE YOU HIP HOP FOR BEING THERE AND SAVING LIVES!!!!!!!! PEACE!!!!!!!!!!!!!!!! "
This documentary will give you better understanding of break dancing in Iran and also it will show you how hip hop is touching Iranian youth.
این ویدیو فقط در شبکه یوتوب بی بوی اسپاگتی برای دیدن موجود میباشد.
نگاهی بر آلبوم "خشت" از نوید با صدای بهرام!
... اینجا جا واسه آدمای خلاق نیست/ اینجا جا واسه حرفای سر راست نیست/ اینجا نفس بکشی یه لگد زیره پاته می ری، درست یا غلط/ خدا همراته.../ با کلی دل دیگه/ با کلی حرفی که گله می گه/ یکی دل می ده یکی دل نمی ده/ این حرفای پشت این ایده/ که من و تو امتداد یه خطیم/ صدای خفه شدۀ یه نسلیم/ پارافین سوخته یه شمعیم/ که سرد می شیم و بازم می جنگیم/ زندگی رویا نیست/ این دنیا بدون خدا نیست/ ستاره ها رو فقط احلش می بینن/ آسمونیا سر بالا می گیرن دستا باز چشا بسته/ نفسا حبثه/ پرواز با ترسه/ بترس ولی بپر/ درد بکش ولی بخند/ خدا همراته...

پیوند دریافت آلبوم "خشت" بطور رایگان
خشت دیگری بر دیوار تشکل "دیوار" اضافه شد. این مجموعه جذاب اثر خلاقیت و هدفمندی سه آواپرداز در صحنۀ هیپ هاپ آگاه ایران است، یعنی آِحسان آتور، مضراب و نوید. "نوید" که تا مدتی پیش آنچنان شناخته شده نبود با انتشار این آلبوم به درون نقشه رسمی هیپ هاپ آگاه ایران پرتاب شد. اما این جهش پُرآوا و رنگارنگ بخاطر شباهت بیش از اندازه رپ خوانی نوید به بهرام ضعف بزرگی را در ساختار این مجموعه ایجاد کرده است.
شاید مقایسۀ نوید و بهرام با نگاهی انتقادی بنظر بی لطفی و نادیده گرفتن تمام کیفیت های عالی در این مجموعه بیاید. اما این شباهت های واضح در جریان ضربآگین خوانش (Flow)، حس و فضاسازی در رپ خوانی، تاکیدها و ایست های محکم و قاطع، جنس صدا و رپ خوانی برگرفته از شیوه ای که بهرام در آلبوم سکوت بویژه تکنیکی که در رپآهنگ "خورشید خانم" با آن بیان شاعرانه پیشگام شده بود، همه و همه متاسفانه تا حدود بسیار زیادی هویتی تقلیدی به کلیت رپ خوانی نوید در این مجموعه داده است که می توانست با کمی ابتکار و بیرون کشیدن اصالت و هویت شخصی وی براحتی شکلی تازه و متفاوت بخود گیرد و این مجموعه را که تمام پدیده های لازم را چه در محتوا و چه در ساختار ضربآهنگ ها برای یک آلبوم پیشگام و – بواقع - هیپ هاپ ایرانی دارد را منحصربفرد کند.
فراموش نکنیم که فرهنگ و موسیقی هیپ هاپ به عنوان یک پدیدۀ مدرن و درونشهری بطور بنیادینی ضد تکرار و شباهت سازی حرکت می کند. اگرچه دائماً با گذشته درگیر است و از نمونه ها و آواهای قدیمی در چیدمانی (Sampling) نوین استفاده می کند اما هیچگاه در قالبی تقلیدی و ساختاری اقتباسی تکرار نمی شود بلکه از همان قطعات موسیقی های آشنا در جهت ساختارشکنی در فرمی جدید نوپردازی می کند. دیدگاهی پست مدرنیستی که بی زمانه است و بی مرز. چنین موسیقی با فرهنگ مدرن شهری مانند هیپ هاپ برپایۀ اصالت و ابتکار ساخته می شود در غیر این صورت نمی تواند مدرن و پیشگام باشد و فقط تولیدی مردم پسند و ایستاست.
هیپ هاپ صدای فرد شهرنشین در امید ایجاد تغییر است؛ گفتگوئی خواندنی با سالومه!
تمام تلاش من این است که بنوعی گفتگوهای آموزشی و تحلیلی تهیه کنم تا نسل تازه وارد و کنجکاو موسیقی هیپ هاپ ایران و حتی بعضی از قدیمی ها هم با ریشه ها و عواملی که باعث خیزش این جنبش رنگارنگ در ایران شده آشنا شوند و راه خود را آگاهانه تر و هدفمندتر پیش بگیرند. از این رو در کنار معرفی هنرمندان جدید هیپ هاپ ایران سعی دارم تا آنجا که امکان دارد هر چندوقت یکبار با یکی از پیشگامان این جنبش در ایران گفتگو کنم تا با تاریخ و گذشته این موسیقی در ایران بیشتر آشنا شویم.اولین گفتگوی ما در همین راستا با "دیو" (متن گفتگو با دیو) بود که چند ماه پیش در سایت بشکن منتشر شد. اینبار از "سالومه" اولین و جدی ترین زن رپ خوان در هیپ هاپ خاص پسند ایران دعوت کردم که با روحیات، ذهنیت و موسیقی او بیشتر آشنا شویم. او که هم اکنون در یکی از دانشگاه های هنرهای تجسمی در ژاپن مشغول تحصیل است طبق خبری که از طرف خود او اخیراً منتشر شد در حال تهیه و تنظیم یک آلبوم کامل نیز هست که بزودی به بازار هیپ هاپ خاص پسند ایران ارائه خواهد شد.
نسل جدید هیپ هاپ زیرزمینی ایران؛ گفتگوئی با بنیامین
گاهی رسانه ها از جمله ما که غیروابسته و مستقل هم هستیم و بطور افتخاری در جهت معرفی موسیقی نوین ایران فعالیت می کنیم از یک سری تحولات عقب می افتیم و پاک فراموش می کینم که این فرهنگ جوانان ما از ما هم جلو زده و ما هنوز اندر خم کوچۀ اولیم و گیر دادیم به همان اولی ها در جریان موسیقی هیپ هاپ که امروز در آن "بالاها" نشستند و یادشان رفته ما در آن روزها که کسی تحویلشان نمی گرفت، بلندگوی آنها بودیم. بعضی رسانه های حرفه ای و بین المللی هم که هر چه مخاطب بخواهد برایشان یکدفعه مهم و جذاب می شود، امروز شده اند بلندگوهای جدید این هنرمندان!
تنها راه بیرون آمدن رسانه ها از یک چنین بنبستی، درک امروز و کشف صداهای تازه است. صداهائی که معمولاً نادیده گرفته می شوند و زیر سایه پیشگامان و "تازه مشهورها" گم می شنود. البته نه صداهای تکراری و تقلیدی بلکه آندسته که حرفی دارند و حرفشان را در قالبی خاص و تازه ای می زنند. در گذشته با جوان رپ خوانی بنام "مسموم" گفتگوئی کرده بودم (متن گفتگو). اما اینبار رپ خوان دیگری را در نظر داشتم.
نام او بنیامین است. یکی از رپ خوانان جوان و نسل جدید هیپ هاپ ایران که هم در رپ نویسی و هم در رپ خوانی تکنیکی خاص دارد. او نگاهی ویژه به مفاهیم و فرهنگ هیپ هاپ دارد که مورد توجه است. رپ خوانی که احساس می شود مثل آب جاریست و هر لحظه شکل تازه می گیرد و ذلال تر می شود.
در زیر گفتگوی من را با بنیامین می خوانید.
آخرین نیوز در خبری به تازگی بیان کرد، یکی از خوانندههای رپ کشور با ساخت قطعهای به نام «شلمچه تا ابد» سعی داشت به نوعی وارد عرصه مجاز موسیقی داخلی شود که با رد صلاحیت مسئولان موسیقی ارشاد مواجه شد.
گفتگوئی که در پیش رو دارید یکی از مجموعه گفتگوهائی است که بطور مستمر با پیشگامان هیپ هاپ ایران جهت آشنائی طرفداران این سبک موسیقی در ایران با ریشه ها و بنیانگذاران این جریان در سایت بشکن خواهید خواند.
اینبار با "دیو" گفتگوئی انجام دادیم . رپ خوانی که بی شک یکی از پیشگامان هیپ هاپ ایران در موج اول پیدایش این موسیقی در ایران است. با وی گپی زدیم و به 15 سال قبل برگشتیم و ریشه ها را از او جویا شدیم.
سلام به همه ی دوستان. با یه گزارش از دوتا نمایشگاه لباس های خیابونی که تو این 2-3 روز اخیر تو تهران برگزار شد در خدمتتون هستیم. این دو نمایشگاه در شهرک غرب در خیابان گلستان جنوبی تو سالن اجتماعات دو تا از برج هایی که تو اون خیابان واقع هستند برگزار شد و با استقبال خوبی هم مواجه شد و ما هم به دلیل اینکه فشن و طرز لباس پوشیدن جزو یکی از ارکان اصلی هیپ هاپ هستش خواستیم که این گزارش رو براتون تهیه کنیم که شما هم در جریان باشید. اولین نمایشگاه " گ چ پ ژ " نام داشت که کسایی که این نمایشگاه رو برگزار کرده بودن خودشون از بروبچه های هیپ هاپی قدیمی بودن و کاراشون هم خیلی جالب شده بود و بجز لباس چیزای دیگه مثل دستبند و پیکسل و کراوات و کیف هم تو نمایشگاهشون موجود بود. یاس و علی قاف هم از این نمایشگاه دیدن کرده بودن. نمایشگاه هم روز 16 شهریور که میشد چهارشنبه به پایان رسید. اما اون یکی نمایشگاه که فاصله کمی تا نمایشگاه قبلی داشت به اسم " اُمت " بود که تو همون روز یعنی 16 شهریور شروع کارش بود. استقبال از این نمایشگاه انقدر خوب بود که همه ی لباس ها تا همون شب اول نمایشگاه به فروش رفت و صاحب این نمایشگاه روی صفحه ی فیسبوکش اعلام کرد که روز دوم و سوم نمایشگاه برگزار نمیشه. تنوع لباس ها و نوع دیزاینشون نسبت به نمایشگاه قبلی بیشتر بود و شاید همین دلیل شده تا همه ی لباس ها تا همون شب به فروش برسه. صاحب این نمایشگاه گفته بزودی یه فکری برای کسانی که نتونستن لباس خریداری کنن میکنه. در زیر صفحه ی این دو تا نمایشگاه روی فیسبوک رو براتون میذارم که بیشتر با کارا آشنا بشید و اگه هم قصد خرید دارید بتونید با خود مسوولای نمایشگاه ارتباط برقرار کنید.
برای مشاهده عکس ها به پایین صفحه مراجعه کنید...
Photos by Mohammad King
Watch Video of One of the Iranian Hip Hop Veteran, Mehdi Ankabout from Shiraz City Performs For FHH. Check Out His Video Performing his New Song " Ghole Bad As Ghesse " which will be Available For Download by end of this week. Mehdi Is Planning to release two songs in next 2 weeks.
ویدیو از اجرای مهدی عنکبوت یکی از قدیمی های هیپ هاپ ایران از شهر شیراز برای سایت فارسی هیپ هاپ. این ویدیو را از دست ندهید. در این ویدیو مهدی عنکبوت آهنگ جدیدی که در چند روز آینده برای انتشار آماده کرده است رو اجرا میکند بنام غولِ بعد از قصه . در دو هفته آینده دو آهنگ از این خواننده رپ ساکن شیراز پخش خواهد شد.
| Download HQ ( 23 MB ) |
|
![]() |
Download LQ ( 7 MB ) |
جوانان تهران که برای خودشان -بدون ایجاد مزاحمت در دل شهر- دیواره های زمین ورزش فاز سه اکباتان را جایی امن برای تمرین و نمایش هنر شان یافته بودند امروز شاهد بی مهری یک رسانه خبری و به دنبال آن مسولان شهرداری بودند : به دنبال انتشار چند عکس از یک عکاس نا آشنا با هنر شهری در سایت فردانیوز کلیه دیوار های نقاشی شده به دستور شهرداری پاک شد و گرافیتی روی دیوار ها ممنوع اعلام شد . این در حالی است که با قدم زدن در زیر بلوک های این ناحیه می توانید از فحش ها و شعار نویسی های دیواری که توسط اراذل و اوباش و جوانان بی مغز انجام می شود لذت ببرید ولی نقاشی هایی که با هزینه شخصی و با عشق و علاقه بر دیوار ها نقش بسته بود پاک شده اند!!!!!

آیا هنر شهری و گرافیتی سزاوار این است که با بی مهری نشریات غیر مسول و مسولان غیر واقعی مواجه شود؟ آیا هنر گرافیتی جرم است؟ آیا نقاشی کردن با رضایت ساکنین و به دعوت ساکنین یک شهرک که اغلب خوشبختانه درک کافی از هنر روز را دارند جرم است؟ آیا این یعنی تجاوز به حقوق شهروندی ؟ زمانی که خود شهروندان روی خوش نشان می دهند؟ وقتی که خانم مسنی با نوه اش این هنر مندان را به بستنی دعوت می کند و آقایی با خانواده اش برای دیدن نقاشی ها و گالری شهری این هنر مندان بی ادعا به دیوار ها مراجعه می کند؟ چه کسی جز یک ذهن ضد انسانی می تواند این پدیده را جرم یا ضد فرهنگ تلقی کند؟ و ایا اگر عده ای به علت بی اطلاعی و عدم علاقه به مطالعه و با لا بر دن آگاهی خود نام فرهنگ غربی یا متاسفانه شیطان پرستی را به آن می دهند . ما باید قبول کنیم؟ آیا این یک تهمت نیست؟ افترا نیست؟
آیا باید عده ای جوان علاقه مند به این هنر به علت عدم برخورد صحیح مسولین از عرصه رقابت جهانی در این هنر نو منع شوند؟ آیا هیچ وقت کسی فکر کرده است که ایران اولین کشور در خاور میانه بود که این هنر را به شکل بومی به کار گرفت ولی هم اکنون در بسیاری از این کشور های منطقه خلیج فارس هنر شهری پذیرفته شده است در حالی که مسولین ایرانی هنوز آن را با عنواین زشت و نا پسندی از جمله شیطانپرستی و غربزدگی گره می زنند؟ تا کی باید نشست و چوب عدم شناخت را خورد؟ تا کی؟ مسولین می توانند با توجه جدی به این مقوله و درک درست آن بکوشند آن را در جهتی درست به پیش برده و از آینده سرشار از خلاقیت آن بهره مند شده و شهر را به محیطی امن تر بدل نمایند به امید گوشی که بشنود.
Source: IranGraffiti.com

موج تازۀ مهاجرت موسیقی پردازان غیرمجاز یا "زیرزمینی" ایران و شرایط روز و آیندۀ این جنبش در خارج از کشور
نویسنده: نصیر مشکوری
آنچه در این گزارش مورد توجه قرارگرفته بررسی شرایط زیست فرهنگی- هنری موسیقی پردازان مهاجر ایرانی در جنبش موسیقی مردم پسند غیرمجاز ایران؛ معروف به موسیقی - زیرزمینی – در محیط اجتماعی جدیدشان می باشد و همچنین نگاهی بر موقعیت ها و شرایط تولید و اجرای موسیقی در خارج از ایران است.
در همین رابطه با تعداد زیادی از این هنرمندان و مسئولین شرکت های کوچک غیروابسته انتشار موسیقی و تعدادی از موسسه های فرهنگی برنامه گزار در خارج از ایران گفتگو داشتم و شرایط آنان را جویا شدم و نظر آنان را در این رابطه پرسیدم که چکیدۀ آنرا در این نوشتار می خوانید.
مهاجرت موسیقی پردازان در ده سال اخیر
در میان سال های 1384 تا 1388 خورشیدی تعداد قابل توجهی از موسیقی پردازان جوان ایرانی به خارج از کشور کوچ کردند. این مهاجرت ها به بهانۀ تحصیل و کار برای رسیدن به موقعیت های مناسب تولید و اجرای موسیقی بودند و به غیر از دلایل کاملاً شخصی بخاطر افسردگی روحی ناشی از فشارهای اجتماعی، بی ِارادگی فرهنگی و ناامیدی برآمده از محدودیت ها و موانع رشد فرهنگی و هنری بویژه اجازۀ پخش آزاد و اجرای زندۀ موسیقی در داخل ایران بود که باعث شد این هنرمندان جوان محیط زندگی خویش را برای رسیدن به اهدافشان و زندگی بهتر ترک کنند.
بعد از جریان انتخابات ریاست جمهوری دورۀ دهم در تابستان سال 1388 و سخت تر شدن جو اجتماعی و سیاسی حاکم بر جامعۀ ایران، موج دیگری از موسیقی پردازان جوان ایرانی تن به مهاجرت دادند.
شرایط زیست تازه در جوامع میزبان
مهاجرت به هر دلیل و یا تحت هر عنوانی نیاز به صبر و تلاش فوق العاده زیادی دارد. مشکلاتی که این هنرمندان با آن دست و پنجه نرم می کنند آنقدر متعدد و هزینه ای که می پردازند آنچنان سنگین است که چند سالی طول خواهد کشید تا این بحران نشست کند، فرصتی پیش آید، نفسی تازه شود و آنگاه آنچه در این مدت در قالب ترانه و یا آهنگ خلق شده وارد مرحلۀ تولید و ضبط شود.
در همین رابطه شایان یکی از رپ خوان های قدیمی و پیشگام در رپ فارسی که اخیراً از ایران کوچ کرده چنین می گوید:
شایان: من در حدود سه ماهه که زدم بیرون و اول فقط اومده بودم برای گردشگری، ولی حالا احتمالاً نظرم عوض شده... به هر حال فعلاً تو این فکرم که برای کار یا ادامۀ تحصیل تو مقطع دکترا به اروپا یا کانادا برم و در عین حال برنامه هایی اساسی هم در رابطه با موزیک دارم. در ضمن تو این مدت سه ماه، با توجه به مشکلاتی که پس از جابه جایی داشتم خیلی تو کار آهنگسازی فعال نبودم. ولی این یکی دو هفتۀ اخیر یه آهنگ جدید مهمونی به همراه یه رپ انگلیسی نوشتم، یه استودیو هم پیدا کردم و تو این هفته ضبطش می کنم. اگه روابط مناسب رو پیدا کنم یه موزیک ویدیو هم می سازم چون دیگه از این که بیان بگیرنم غمی ندارم. البته با توجه به باند بازی ها و پارتی بازی هایی که تو صنعت موسیقی پاپ هست من می دونم که حتی اگه بهترین رپ به همراه بهترین موزیک ویدیو رو هم درست کنم بازم تضمینی نیست که پول درست حسابی در بیارم. ولی من دست نمی کشم چون عاشق این سبکم و حتی اگه مجبور بشم از راه دیگه پول در بیارم و برای کار آهنگسازی خرج کنم، به این کار ادامه میدم (کما اینکه تا حالا هم همین کارو کردم).
مسلماً با توجه به تعداد زیاد هنرمندای جوون ایرونی خارج از کشور زمینه برا ایجاد یک صحنۀ جدید هست ولی اینکه بخوای تو یه شهر جدید از اول استودیوی خوب پیدا کنی و ارتباطات درست حسابی ایجاد کنی خیلی وقت گیره و مسلماً باید کلی هم از جیبت بذاری و ... همونطور که گفتم استودیوی خوب اینجا پیدا کردم ولی خیلی از کیفیتش راضی نیستم و من احتمالاً برای انجام کار حرفه ای مجبور خواهم بود به پایتحت "مانیل" برم چون الان تو شهر کوچکی هستم که بیشتر توریستی هست و 400 کیلومتر با "مانیل" فاصله داره.
ولی خب تا تو مملکت غریب بخوای ارتباطات رو ایجاد کنی و شرایط رو فراهم کنی مسلماً طول می کشه.
مهدی Dboy از رپ خوان های جدید در رپ فارس که اول به آلمان رفت و در حال حاضر در آمریکا زندگی می کند چنین می گوید:
مهدی Dboy: راستش من مجبور شدم که 10 ماهه پیش به دلایلی تنها به آلمان سفر کنم و تو این مدت کارهای زیادی نوشتم ولی به مرحلۀ پخش نرسید. البته یکی از کارهام رو پخش کردم و دوتا اجرا هم در آلمان داشتم که در عوضش هیچ پولی دریافت نکردم. به هر حال من تو این 8 ماه اصلاً نتونستم کارهای جدیدم رو به سایت ها بدم. یکی از دلایلش این بود که هیچکس اینجا آدم رو حمایت نمی کنه و هزینه های استودیو هم خیلی بالاست.
الان نزدیک 2 هفته هست که آمدم آمریکا و تو شهره آتلانتا هستم. هنوز کسی رو پیدا نکردم که کمکم کنه و بخواد پشتیبان اقتصادیم بشه. رپ فارسی واقعاً خیلی پیشرفت کرده و واقعاً فکر می کنم طرفداراش این روزا از پاپ خیلی بیشتر شده، ولی هنوز یه شرکتی نداره که همه رپرها رو حمایت کنه و برنامه گزاری کنه.
الان واقعاً هیچکس نیست که به ما رپر ها کمک کنه و هزینۀ کارمون رو بده تا سر سال مثلاً بهش برگردونیم. رپ رو جدی نمی گیرن.
این موسیقی پردازان بعد از سر و سامان گرفتن در جامعۀ میزبان و رسیدن به موقعیت اقتصادی بهتر، پیدا کردن راه ها و ایجاد ارتباطات با افراد حرفه ای و تهیۀ وسایل لازم می توانند شروع به تهیه و تنظیم آثارشان کنند که آن نیز مراحل سخت و پیچیده ای را از لحاظ مالی و فنی بدنبال خواهد داشت. بعد از پایان آن مرحله نیز باید در فکر پیدا کردن راه ها و شبکه های معرفی و انتشار آثار خود باشند که خود داستان دیگریست و به درازا خواهد کشید.
کسرا سبکتکین نوازندۀ گیتار بیس از گروه باراد و گروه اوهام که مدت 2 سال و نیم است در آمریکا زندگی می کند در این باره چنین می گوید:
مشکلات همیشه هست و خواهد بود. کسی که مهاجرت میکنه باید همه چیز رو از صفر شروع کنه و در گیر مسائل اولیه زندگی میشه. برای خود من، خیلی سخت تر از اون چیزی بود که فکر میکردم. به همین دلیل در ۲ ساله اخیر خیلی کم فعال بودم. اما مطمئنم که در سالهای آینده وضع به این ترتیب نخواهد بود.
شرایط برای تولید موسیقی در خارج از ایران
مشکلات دوران اول مهاجرت و گذار از بحران ها و افسردگی های ناشی از تضادهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مراحلی هستند که دیر یا زود می گذرند. اما سردرگمی ها و مشکلات فنی موسیقی پرداز مهاجر برای فعالیت هنری کماکان مانند صد بزرگی بر سرجای خود هستند.
برای موسیقی پرداز مهاجر که در مرحلۀ خلق و تولید موسیقی است تنها ساخت و تنظیم آثارش کافی نیست بلکه ضبط و مسترینگ و در ادامه انتشار و معرفی آن نیز قدم هائی هستند که نیاز به روابط اجتماعی، ارتباطات حرفه ای و قدرت مالی کافی دارند. مراحلی که برای موسیقی پرداز تازه وارد در کشوری جدید تا اندازۀ زیادی مشکل خواهد بود. گرچه در داخل ایران نیز کمابیش چنین مراحلی را باید طی کرد اما ناآشنائی با محیط جدید زندگی و روابط اجتماعی ضعیف و نشناختن مراکزی که بتوانند در این راه هنرمند مهاجر را یاری دهند باعث کندی کار می شود. برای حل این مشکلات بسیاری از موسیقی پردازان جهت رسیدن به مخاطبان بیشتر و عملی کردن رویای انتشار آلبوم و ورود به زندگی حرفه ای هنری با شرکت های تولید موسیقی تماس می گیرند.
شرکت های غیروابسته تولید و انتشار موسیقی در خارج از ایران
در خارج از ایران تعداد معدودی شرکت کوچک غیروابسته ایرانی موجود هستند که محدودیت های اقتصادی فراوانی نیز دارند. کمبود بودجۀ آنان طبیعتاً در انتخاب و هجم تولید و انتشار موسیقی مورد نظرشان تاثیر می گذارد. چنین محدودیتی موجب می شود تا این شرکت های کوچک غیروابسته اجباراً در انتخاب خود محدودتر شوند.
متاسفانه آثار موسیقی پردازان حتی اگر هم از سافی این شرکت ها بگذرد و مورد تائید قرار گیرد و براساس قراردادی قانونی ارائۀ آثار در شکل یک آلبوم سی دی شده ممکن شود، آنکه نتیجۀ خوشبینانۀ اقتصادی داشته باشد خود دورنمائیست مه آلود و نامشخص. چرا که با توجه به برداشت آزاد و اشتراک دیجیتالی موسیقی در اینترنت دیر یا زود محصولات تولیدی موسیقی بطور رایگان در سراسر اینترنت پخش شده و در اختیار مصرف کنندگان و مخاطبین قرار می گیرند.
دو شرکت معتبر ایرانی که در این زمینه کار می کنند یکی شرکت "بمآهنگ"و دیگری شرکت "زیرزمین" در آمریکا می باشد.
در این رابطه بابک خیاوچی رئیس شرکت انتشار و تولید موسیقی بمآهنگ در شهر سیاتل/آمریکا گِله مندانه چنین می گوید:
بابک خیاوچی: ... چه نیازی به ایجاد یک صحنه جدید هست، وقتی که هنوز از لحاظ فرهنگ مصرف موسیقی مشکل داریم و حقوق هنرمند رو با کپی کردن رعایت نمیکنیم؟ شاید بهتره اول روی اصلاح الگوی مصرفی کار کنیم، تا هر صحنه جدیدی که بوجود میاد دچار مشکلات تکراری نشه.
فریدون تفرشی سردبیر مجلۀ اینترنتی زیرزمین و رئیس شرکت انتشار موسیقی زیرزمین در آمریکا اینگونه به این مسئله می پردازد:
فریدون تفرشی: عواملی که باعث شده تا یک صحنۀ موسیقی غیرمتعارف با چرخش اقتصادی کافی در خارج از ایران بوجود نیاید از این قرارند؛
- بی توجهی رادیوها و شبکه های تلویزیونی موجود و کمبود رسانه های رادیوئی و تلویزیونی که بطور مستمر به معرفی این نوع موسیقی بپردازند
- ارتباطات محدود میان موسیقی پردازان برای کمک و پشتیبانی یکدیگر
- مهاجرت و سردرگمی موسیقی پردازان برای اقامت در خارج از ایران که زمان زیادی می برد 1- نبود پایگاه معرفی و کمبود شبکه های مناسب برای ارائه این نوع موسیقی است
- کمبود و پراکندگی جغرافیائی مخاطبان و دوستداران این نوع موسیقی ها (منظور راک و هیپ هاپ)
- مخارج سفر و دریافت ویزا برای موسیقی پردازان، چرا که اقلب در نقاط مختلف دنیا زندگی می کنند
- وجود سازمان های غیرجدی و غیرحرفه ای با اهداف سیاسی و یا سرگرم کنندگی که سعی در سوء استفاده از این موقعیت دارند
- درخواست کسب دستمزدهای کلان و غیرواقعی از طرف موسیقی پردازان که بیشتر از حد درآمد از یک اجرای زنده است
- خطر آنکه اجرا زنده ورشکستگی مالی بهمراه آورد بیشتر از سود آن است
- بی اعتمادی میان برگزارکننده و موسیقی پرداز
- کمبود همکاری سالم و سازنده 2- دلایل کمبود اجرای زنده
شبکه های اجتماعی اینترنتی و سایت های ویژۀ انتشار موسیقی مانند "سی دی بِی بی"، "آمازون" و "آیتوونز" موقعیتی را برای موسیقی پردازان غیروابسته بوجود آورده اند که امکان آنرا دارند تا مسئولیت تولید و انتشار آثار خود را بدون وابستگی به شرکت های تولید موسیقی بعهده بگیرند. اما مشکل اصلی تنها شیوۀ پخش آلبوم وآهنگ نیست بلکه خبررسانی انتشار محصول موسیقی است که نیاز به بازاریابی و تبلیغات و ارتباط با مخاطب را دارد. این می تواند آن توانائی باشد که شرکت ها با ارتباطات گستردۀ خود امکان بیشتری برای انجام آن را دارند.
صوفی صفوی مدیر گروه و یکی از برادران گروه "آبجیز" معتقد است که امکانات برای انتشار موسیقی بدون کمک شرکت های تولید موسیقی وجود دارد اما نیازمند صرف وقت زیاد، بودجۀ لازم و سال ها کار شبانه روزی و مستمر است تا زمینه های مناسبی برای ارتباط با بازار روز موسیقی بوجود بیاید و راه های مورد نیاز برای معرفی و پخش ایجاد شود. او در مورد آنکه آیا از طریق فروش آلبوم هایشان توانسته اند در آمدی نیز داشته باشند نظر مثبت می دهد ولی فروش آلبوم را آنچنان سودآور نمی داند بلکه در حال حاضر می تواند در حدی باشد تا هزینه های تولیدات بعدی را از طریق آن بتوانند براحتی پرداخت کنند. در نتیجه کماکان برای گذران زندگی شخصی، اعضای گروه باید یک کار روزانه در کنار کار موسیقی داشته باشند. صوفی صفوی فروش آلبوم را در مکان اجرای کنسرت ها عملی موفق می داند.
آرش صبحانی گیتاریست، خواننده و ترانه سرای گروه کیوسک با توجه به تجربۀ زیادی که در این سال های اخیر در پخش و اجرای زندۀ موسیقی گروه کیوسک دارد در این رابطه چنین می گوید:
آرش صبحانی: ... بدترین مشکل اینه که به غیر از "بی بی سی" و بعضی مواقع "صدای آمریکا" هیچکس به معرفی و نقد این موسیقی نمی پردازد، بقیه سایت ها و رادیو و شبکه های تلویزیونی ایرانی به چشم رقیب به این پدیده برخورد می کنند. خلاصه اول باید این موسیقی درست معرفی و ارائه بشه، که اصولاً این کار شخص موسیقی پرداز نیست، برای همین مدیر برنامه می خواد که با توجه به بودجه کم گروه ها نمی تونند مدیر برنامه استخدام کنند. پس باید رسانه ها بیایند و کمک کنند که می بینی غیر از همین یکی یا دوتا نمی مونه و بقیه بیشتر ضربه می زنند تا کمک، حرف زیاده...
رسانه های معتبری که به موسیقی مردم پسند غیرمجاز ایران می پردازند
در این جریان رسانه هائی مانند بی بی سی، صدای آمریکا، رادیو آلمان، رادیو فردا و رادیو زمانه از جمله رسانه های خبری سیاسی- اجتماعی و فرهنگی بین المللی شناخته شده میان عموم ایرانیان داخل و خارج ایران هستند که با بودجه های دولتی و با داشتن مخاطبان عام و خاص از قشرهای متنوع نقش رسانه هائی معتبر را ایفا کرده اند. اما رسانه های مستقلی مانند سایت های فرهنگی تهران اونیو، هفت سنگ و سایت های موسیقی غیرمتعارف "زیرزمین"، تریبون، پالاپال، Farsihiphop و غیره...، و اخیراً سایت "بشکن" نیز وجود دارند که بطور جدی در راستای معرفی سبک های مختلف در این جریان به عموم ایرانیان در سراسر جهان نقش کلیدی داشته و دارند. این نشریه های اینترنتی با نقد موسیقی و بررسی فرهنگ مردم پسند جوان و غیرمجاز ایران به درک فرهنگ اجتماعی و هویت موسیقائی این جریان کمک کرده و بی شک رویکردهای این رسانه های اینترنتی از سرآغاز این جریان موسیقی باعث شده تا رسانه های بین المللی ذکر شده در بالا این جریان را جدی تر گرفته و به معرفی آن بپردازند.
شرکت ها و موسسات برنامه گزارکنندۀ اجرای زنده
بعد از مرحلۀ تهیه، تولید و پخش موسیقی که بنظر نمی آید دورنمای روشنی داشته باشد، می رسیم به مرحلۀ اجرای زندۀ موسیقی. رویکردی که شاید موسیقی پردازان می بایست بیشتر به آن توجه و پافشاری کنند تا فروش آلبوم.
واقعیت روز جامعۀ جهانی و موقعیت هائی که تکنولوژی دیجیتالی از طریق اینترنت برای انسان ها ایجاد کرده است شرایطی بوجود آورده که مخاطب حق خود می داند تا آهنگ ها و آلبوم های مورد علاقۀ خود را از راه اینترنت مجاناً برداشت کند، اما امکان آنکه مجاناً بلیط ورودی به یک سالن اجرای کنسرت را از طریق اینترنت برداشت کند را ندارد! موقعیتی که یک مخاطب فعال و واقعی مایل نخواهد بود به هیچ قیمتی از دست بدهد. یعنی رویاروئی با موسیقی پرداز محبوب و ارتباط مستقیم با موسیقی اوست. اتفاق هیجان انگیزی که برانگیزندۀ احساسات درونی و رابطه ای حسی با موسیقی می شود. موقعیتی که یک موسیقی پرداز هوشمند می تواند با اجرائی حرفه ای و گیرا در دراز مدت مخاطبان گسترده تری را به موسیقی خود جذب کند.
البته همانطور هم که در بالا فریدون تفرشی اشاره کرد مقولۀ اجرای زنده خود نیز مشکلاتی دارد که به پراکندگی جغرافیائی و کمبود بودجۀ لازم و درآمد کافی از این راه مربوط می شود. اما با این حال بنظر می رسد که اگر قرار باشد چرخۀ اقتصادی در این جریان موسیقی بوجود آید و رابطۀ ای سالم و عمیق میان موسیقی پرداز و مخاطب ایجاد شود احتمالاً در - برگزاری اجرای زنده - است.
موسسه ها و شرکت های برگزارکنندۀ کنسرت که تا بحال در معرفی موسیقی مردم پسند غیرمجاز ایران در خارج از کشور فعالیت کرده اند از این قرارند:
کانتمپوراری ایران، نوروز پروداکشن، برعکس، بی یاند پرشیا، فرهنگ فآندیشن، سوشی آرتس، بمآهنگ، زیرزمین، ریکس تیآترن (موسسۀ تئاتر ملی سوئد)،
در رابطه با شرایط اجرای زنده و نقش آن در ایجاد صحنه ای برای موسیقی مردم پسندغیرمجاز ایران با علی نوربخش رئیس موسسۀ برنامه گزاری "کانتمپوراری ایران" در لندن صحبت کردم. او مشکلاتی را که اجراهای زنده در خارج از ایران دارند را به 3 دسته تقصیم می کند:
- حرفه ای نبودن نوازندههای ایرانی و توقع بیش از حد آنان در انتخاب سالن اجرا و درخواست دست مزد بسیار بالا
- بازار کوچک و کمبود مخاطب ایرانی و بین المللی
- نداشتن بودجه کافی و نبود پشتیبانان مالی (منظور شرکت های تجاری و کمک هزینه های فرهنگی دولتی در کشورهای میزبان)
علی نوربخش: نوازندهها باید این رو درک کنند که بازار اصلی موسیقیشون در خود ایران هست که متاسفانه جلوش رو گرفتند. اینطرف آب هم بازارشون بسیار محدوده و همین منجرب به این میشه که درآمد و سوده حاصل از کنسرتهای خارج از کشور آنچنان بالا نباشه که بتونند خرج زندگیشون رو دربیارند.
دیگه ما از گروه کیوسک که بزرگتر نداریم (رکورد فروش بلیط در صحنه موسیقی زیرزمینی ایران در لندن دست کیوسک هست). من فکر نمی کنم گروه کیوسک فقط با اجرای کنسرت بتونند زندگیشون رو بگذرونند. البته فروش سیدی در کنسرتها یکی از منابع درآمد هست که نوازنده هایی که از ایران میان متاسفانه درست ازش بهره نمی گیرند. این چیزهائی که گفتم همه در شرایط عادی هست، اما اگر گروهی بتونه به بازار بینالمللی وارد بشه اونوقت هست که بقول معروف؛ نونش تو روغنه. اما واقعیتش اینه که برای موسیقی ایرانی به خاطره رقابت بسیار بالا در صحنۀ موسیقی بین المللی (چون شما در واقع دارید با کل دنیا رقابت میکنید) کار بسیار دشواری هست.
دقیقاً به خاطره مسائلی که بازگو کردم من این صحنه رو مناسب نمیبینم، بزرگترین مسئله کیفیت هست که باید بالاتر بره تا ما بتونیم شرایط بهتری رو مهیا کنیم. یکی از مشکلات اصلی نوازندههای ایرانی و مخصوصاً اونهایی که از ایران بیرون میان این هست که همۀ اونها نوازندۀ استودیوئی هستند و اصلاً آمادگی برای روی صحنه بودن و اجرای خوب و حرفه ای ندراند. دلیلش هم این هست که در ایران کسی نمیتونه کنسرت برگزار کنه و همه فقط ضبط میکنند. این مشکل خودش به مشکله دیگه ای منجرب میشه و اونم این هست که بچهها موقعٔ ضبط آلبوم فقط به ضبط فکر میکنند. بارها شده گروههای ایرانی رو دیدم که آهنگ خودشون رو که خیلی عالی ضبط شده نمیتونند درست رو صحنه اجرا کنند.
بنظر من بزرگترین مشکل در این راه کیفیت هست. ما در خارج از ایران باید با برگزاری کنسرتهای بیشتر، فستیوالهای بیشتر، مسابقات بیشتر و کمک به شکل گیری گروههای بیشتر کمکی باشیم تا کم کم این کیفیت بالاتر بره تا جایی که بتونیم بازار رو بزرگتر و درنتیجه درآمد بیشتری که مساوی با امکانات بیشتر هست رو فراهم کنیم. اونوقته که خود به خود رو به جلو میریم. اما اگه بخودمون بگیم؛ اینهمه مشکل هست و نمیشه کار کرد، هر روز کارهای کمترین ساخته بشه، بر عکس رو به عقب و انزوا خواهیم رفت.
با توجه به هزینه های سنگین و ضرر مالی که برگزاری اجرای زنده و جشنواره های موسیقی با خود به همراه می آورند تا کنون تنها نهادهای فرهنگی مانند موسسۀ "تئاتر ملی" و "خانۀ کنسرت شهر گتنبرگ" در سوئد و از این قبیل نهادها غیر انتفائی فرهنگی در کشورهای مختلف اروپائی که بدون اهداف سودآور تجاری، با هزینه های دولتی به معرفی فرهنگ و هنر غیراروپائی می پردازند موفق به برپائی جشنواره ها و کنسرت ها با مخاطبین خاص شده اند. چنین موسساتی توانسته اند موقعیت هائی را بوجود آورند تا جنبش زیرزمینی موسیقی مردم پسند غیرمجاز ایران در "مهاجرت" با کیفیتی بین المللی معرفی شود.
تاسیس یک اتحادیۀ موسیقی مردم پسند معاصر و غیررسمی ایران
دوران سخت و مشکلات مهاجرت، شرایط بد اقتصادی و نبود بودجۀ کافی و پراکندگی هنرمندان در نقاط مختلف جهان واقعیتی است که از آن نمی توان گریخت. از این رو نبود یک محیط فرهنگی که این هنرمندان را خارج از مرزهای جغرافیائی و حتی گرایشات موسیقائی زیرسایۀ خود بگیرد و پشتیبان آنان باشد کاملاً احساس می شود. کمبود یک انجمن و یا یک موسسۀ فرهنگی که به شکل یک فدراسیون هماهنگی بین المللی کارآئی داشته باشد شدیداً وجود دارد. اتحادیه ای فرهنگی بدون رویکردهای تجاری و اهداف کوتاه مدت اقتصادی، با شعبه هائی در نقاط مختلف دنیا، با بودجۀ کافی و مهمتر از همه ایده های فرهنگی تازه منطبق با شرایط روز و تکنولوژی معاصر. یک چنین اتحادیه ای می تواند مسئولیت پشتیبانی و کمک به هنرمندان جریان موسیقی مردم پسند غیرمجاز (راک، هیپ هاپ، جاز و از این قبیل) را بعهده بگیرد.
وجود چنین موسسه فرهنگی می تواند در شرایط امروز ما تنها امید پیشرفت در جهت زنده نگه داشتن و ایجاد یک صحنۀ موسیقی پویا و امروزی در خارج از ایران باشد. یک چنین موسسه یا انجمنی می تواند در آغاز با حق عضویت اعضاء شروع به کار کرده و در ادامه با دریافت کمک هزینه های دولتی (دولت های کشورهای میزبان) و بین المللی (مانند EU) فعالیت خود را مستمر سازد و مکانی شود برای رسیدگی و رفع نیازهای هنری موسیقی پردازان مهاجر. پایگاه اجتماعی و فرهنگی منسجمی که براساس اساسنامه ای کارا و نونگر، پشتیبان فعالیت های هنری این هنرمندان جوان باشد. یک چنین فدراسیون فرهنگی با داشتن اعضای زیاد به غیر از آنکه می تواند مخارج خود را و مخارج حمایت های فرهنگی و هنری هنرمندان را از طریق حق عضویت تامین کند، مطمئناً این پیشزمینه را نیز پیدا خواهد کرد که بعنوان یک موسسۀ فرهنگی جدی و بین المللی ایرانی از کمک هزینه های فرهنگی کشور میزبان برخوردار شود و یا بعنوان مثال از اتحادیۀ اروپا تقاضای کمک هزینه های فرهنگی بین المللی بکند. این نوع کمک های فرهنگی و خیریه ای در اکثر کشورهای پیشرفتۀ اروپائی و در آمریکا نیز وجود دارد.
شعبه های این فدراسیون می توانند در گوشه کنار کشورهای مختلف صحنه های اجرای موسیقی زنده ایجاد کرده و در همکاری و همگامی با هم و مرتبط با هیئت مرکزی، با ایجاد شبکه های اجتماعی متصل، به رد و بدل پروژه های گوناگون در راستای گسترش این گونه موسیقی ها و فرهنگ آنان بپردازند. آنچه از طریق این اتحادیه قابل اجرا است؛
1. برگزاری فستیوال ها جهت معرفی گوناگونی در این جریان
2. برگزاری کنسرت های ویژه برای گروه ها و موسیقی پردازان ناشناس و شناخته شده
3. کارگاه موسیقی یا Workshops
4. نمایشگاه ها و فروش سی دی و محصولات وابسته به موسیقی راک، هیپ هاپ، تلفیقی، جاز و غیرمتعارف
5. مشاوره و راهنمائی
6. سخنرانی ها و گفتگو ها در جهت آگاهی و رشد فرهنگ مردم پسند معاصر ایران و جهان
7. دعوت از موسیقی پردازان نوپرداز و آوانتگارد که مخاطبان خاص و محدود دارند
8. راه اندازی پایگاه های اینترنتی مدرن و منطبق با نیاز های نسل جوان امروز ایرانی، تاسیس شبکه های رادیوئی و تلویزیونی محلی و حتی بین لمللی
9. ایجاد پل های ارتباطی میان موسیقی پردازان ایرانی و جریان موسیقی مردم پسند چندفرهنگی جهانی
بنظر می رسد با توجه به شرایط روز و بازار محدود موسیقی مردم پسند غیرمجاز ایران، پراکندگی ها، تناقضات و مهمتر از همه محدودیت های شرکت های تولید موسیقی غیروابستۀ ایرانی که در تضاد با جامعۀ دیجیتالی معاصر قرارگرفته اند، و همچنین درک و فقر فرهنگی که دامن گیر موسیقی مردم پسند معاصر ایران شده؛ موسیقی پردازان ما بیشتر از هر چیز محتاج یک محیط و - موسسۀ فرهنگی- هستند که هدف اول آن فرهنگسازی و بعد جذب مخاطب و در آخر چرخش اقتصادی باشد نه برعکس!
Source:Beshkan