جنبش هیپ هاپ ایران اتفاق نسل ماست؛ در گفتکوئی با بهرام!
سال نود خورشیدی سال پُر باری برای رپ فارس بود. چرا که هیپ هاپ زیرزمینی ایران فرم هدفمندتری را در موازات با جریانات مردم پسند بخود گرفت. این جریان پویای فرهنگی و موسیقائی را هنرمندان متعددی سال ها با تجربه اندوزی ها و نوپردازی های خود طراحی کرده اند. یکی از این هنرمندان بهرام است. او از پیشگامان هیپ هاپ آگاه، از فرهنگسازان و نظریه پرداز هیپ هاپ زیرزمینی ایران است.
موقعیتی استثنائی پیش آمد تا با او بعد از سال ها سکوت گفتگوئی برای سایت بشکن داشته باشم و از آنچه در ذهنیت یک هنرمند زیرزمینی می گذرد جویا شوم.
نصیر مشکوری: بهرام عزیز، سپاسگزارم از اینکه بعد از سال ها سکوت دعوت من و سایت بشکن رو برای یک گفتگوی اختصاصی پذیرفتی.حرف و سوال زیاده، سال ها در قلب تهران در مرکز جنبش هیپ هاپ ایران، اون هم هیپ هاپ آگاه و زیرزمینی ایران فعال و همیشه تاثیر گذار بودی. اخیراً هم از ایران خارج شدی و تن به مهاجرت سپردی.
سوال اولم رو اینطور شروع می کنم؛ یکی از جذابیت های آلبوم " سکوت " نامش بود! تو و آتور یک آلبومی رو منتشر کرده بودید که پُر از حرف و بقول خودت دلنوشته بود. اما اسمش سکوت بود. این تناقض یک خلائی رو ایجاد کرده بود که فکر برانگیز و توهم ساز هم بود. این سکوت می شد خیلی معنا ها بده که نمی خوام من واردش بشم. می خوام خودت ایده ای که پشت این عنوان خوابیده رو برای ما تشریح کنی.
بهرام: عنوان این مجموعه که توسط آتور به زیبایی انتخاب شده، در ابتدا شکافته می شه. وقتی که شما چند خطی از زنده یاد احمد شاملو رو می شنوین. در انتها هم ما دوباره از صدای ایشون استفاده کردیم و محتوای مجموعه اینجوری مشخص میشه که در این سکوت حقیقت ما نهفته ست.
ما در این مجموعه سعی کردیم که مخاطب، سکوت رو بشنوه! چون فکر می کنم درون سکوت، بیشتر از فریاد حرف هست و بیشتر می تونه مخاطب رو به فکر کردن وادار کنه و این چیزیه که همیشه برای ما اولویت داشته.
البته همونطور که شما هم گفتی خیلی معنا ها در این سکوت نهفته ست که من هم بیش از این واردش نمیشم و بهتره اجازه بدیم که همه برداشت خودشون رو داشته باشن.
نسل جدید هیپ هاپ زیرزمینی ایران؛ گفتگوئی با بنیامین
گاهی رسانه ها از جمله ما که غیروابسته و مستقل هم هستیم و بطور افتخاری در جهت معرفی موسیقی نوین ایران فعالیت می کنیم از یک سری تحولات عقب می افتیم و پاک فراموش می کینم که این فرهنگ جوانان ما از ما هم جلو زده و ما هنوز اندر خم کوچۀ اولیم و گیر دادیم به همان اولی ها در جریان موسیقی هیپ هاپ که امروز در آن "بالاها" نشستند و یادشان رفته ما در آن روزها که کسی تحویلشان نمی گرفت، بلندگوی آنها بودیم. بعضی رسانه های حرفه ای و بین المللی هم که هر چه مخاطب بخواهد برایشان یکدفعه مهم و جذاب می شود، امروز شده اند بلندگوهای جدید این هنرمندان!
تنها راه بیرون آمدن رسانه ها از یک چنین بنبستی، درک امروز و کشف صداهای تازه است. صداهائی که معمولاً نادیده گرفته می شوند و زیر سایه پیشگامان و "تازه مشهورها" گم می شنود. البته نه صداهای تکراری و تقلیدی بلکه آندسته که حرفی دارند و حرفشان را در قالبی خاص و تازه ای می زنند. در گذشته با جوان رپ خوانی بنام "مسموم" گفتگوئی کرده بودم (متن گفتگو). اما اینبار رپ خوان دیگری را در نظر داشتم.
نام او بنیامین است. یکی از رپ خوانان جوان و نسل جدید هیپ هاپ ایران که هم در رپ نویسی و هم در رپ خوانی تکنیکی خاص دارد. او نگاهی ویژه به مفاهیم و فرهنگ هیپ هاپ دارد که مورد توجه است. رپ خوانی که احساس می شود مثل آب جاریست و هر لحظه شکل تازه می گیرد و ذلال تر می شود.
در زیر گفتگوی من را با بنیامین می خوانید.
عکس هایی از جشنواره اسپری که در روز ۲۲ مهر ۱۳۹۰ ساعت ۱۱ تا ۲ بعد از ظهر توسط کلاه استودیو و با میزبانی آدرنالین در جنوب تهران برگزار شد. بنقل از صفحه ایجاد شده برای این جشنواره در فیسبوک, گرافیتی جم یا گردهمایی گرافیتی کار های ایرانی ادامه ای است بر نمایشگاه های گروهی که توسط کلاه استودیو برگزار شد و هر دو سال به نوعی نمایانگر رشد هنر شهری و گرافیتی در ایران بود. حالا که گرافیتی در ایران به رشد بهتری رسیده است در نظر داریم به شکل قانونی گردهمایی داشته باشیم. با تشکر از مسولین محترم دریاچه آدرنالین به خاطر توجه شون به این هنر و حمایت همه جانبه از اجرای چنین گردهمایی هدف این گردهمایی آشنایی بیشتر بچه های گرافیتی با یکدیگر و انجام کار روی مجموعه دیوار هایی است که با اشکال مختلف به طول ۷۰ متر در محل گردهمایی آماده شده. باتشکر از سواد برای عکس های گرفته شده.
عکس های گرفته شده در پایین همین صفحه میباشند.

نویسنده: نصیر مشکوری
سکوت سرشار از سخنان ناگفته است، از حرکات ناکرده، اعتراف به عشق های نهان و شگفتی های بر زبان نیامده... (احمد شاملو)
بعد از مدت ها انتظار، سکوت بهرام با انتشار آلبومی تحت عنوان "سکوت" شکسته شد. عنوانی که بسیار هوشمندانه انتخاب شده است. این سکوت دلنوشته های بهرام در بارۀ نسلی است که زیر لایه ای از خاکسترسرد هنوز شعله می کشد.
آلبوم جدید بهرام سرشار از کلام آگاه و ذهن روشن رپ خوانیست که می بیند و درگیر نگاه حساس و آینه وار خویش است. سکوتی سرشار از رپآهنگ های هجیم و شاعرانه. او شاعر شهر و راوی کوچه و خیابان های درهم و ترافیک زدۀ شرق تهران است. او رپ خوان خود فروش به نرخ روز سخنور نیست، بلکه شاعریست که حقایق را تجربه می کند و واقعیات را در قالب شعرآهنگ های منتقدانه و امروزی در شکل رپ نوشته های دلنوشته، به تصویر می کشد.

گزارشگر: نصیر مشکوری
هیپ هاپ ایران به عنوان یک جریان مهم موسیقائی در فرهنگ مردم پسند نوین و شهری ایران همیشه پدیده ای بحث برانگیز و جذاب بوده است. از اینرو برای اینکه بتوان این پدیده فرهنگی و موسیقائی را بهتر شناخت، تصمیم گرفتیم با احسان قره ضیاالدینی ملقب به نام هنری "اِحسان آتور" که خود در قلب هیپ هاپ داخل ایران فعال است و درگیر شرایط اجتماعی و رشد فرهنگی این موسیقی در ایران می باشد گفتگوئی داشته باشیم.
او از پیشگامان آواپرداز و تهیه کنندگان موسیقی هیپ هاپ ایران است و تاکنون برای چندین رپ خوان مطرح ایرانی از جمله دو آلبوم آخر "بهرام" یعنی آلبوم "24 ساعت" و " آلبوم سکوت " که بطور زیرزمینی منتشر شده آواپردازی کرده است. او همچنین از مسئولین تشکل زیرزمینی "دیوار رکوردز" و از دست اندرکاران اولین رادیوی اینترنتی موسیقی هیپ هاپ ایران بنام "رادیو دیوار" نیز می باشد.

"هیچکس" که نام واقعی او سروش لشکری است و لقب "پدر رپ ایران" را یدک میکشد، در سال ۱۳۶۴ زاده شد. اولین آلبوم موسیقی رپ او با عنوان "جنگل آسفالت" در سال ۱۳۸۶ منتشر شد. در این آلبوم از تلفیق رپ و نوای موسیقی سنتی ایران استفاده شده و از سازهایی مانند عود، نتبک، نی، دف و قانون بهره گرفته شده است. "هیچکس" تا کنون با رپرهای گوناگون از جمله Reveal، قاف، حسین ابلیس و مهرک گلستانهمکاری داشته است.
به فایل صوتی این مصاحبه گوش دهید ( 4.0 MB )
متن کامل گفتوگو با "هیچکس":
دویچه وله: کجا زندگی میکنی؟
"هیچکس": من توی لباسهام! (میخندد) شوخی کردم. تهران.
قرار بود ژانویه بیآیید برلین. همه چیز هم آماده شد. ولی نیامدید. دلیلش چی بود؟
به ما ویزا ندادند.
کجا، آلمان؟
دعوتنامهی ما از آلمان نبود. دعوتنامهی ما از سوئد بود. آنجا هم ویزا نداد. در آلمان اصلاً کسی نبود که برای ما دعوتنامهی معتبر بفرستد. تازه از سوئد هم که دعوتنامهی معتبر فرستادند، قبول نکردند که به ما ویزا بدهند (میخندد).
چرا؟
چه میدانم، از خودشان بپرسید.
به نظر خودت، عنوان "پدر رپ ایران" برایت مناسب است؟
پدر رپ ایران ... داستان این نیست که مثلاً من اولین کسی بودم که شروع کردم. قضیه این است که من کسی بودم که همین جوری رشدش دادم، طوری پروبالش دادم که خیلیها باید خیلی کار کنند تا (رپ) به اینجاها برسد. اول من بودم و دو سه نفر دیگر که کار میکردند. منتهی آنها دیگر کار نکردند. بعد فقط من بودم و خودم. برای همین فکر کردم که بچههای دیگر را بیاورم توی کار و همه را تشویق کنم.
در واقع اگر بخواهیم به انگلیسی بگوییم، (Godfather) "پدرخوانده" مناسبتر است.
آره. اصلا به فارسی میگویند پدرخوانده. نه پدر...
ترانهها را خودت خلق میکنی؟
نه، یک دکتری هست که توی اصفهان زندگی میکند. او شعرهایم را مینویسد (میخندد) خالی بستم، خودم مینویسم.
اگر آدم خودش ننویسد که حال نمیدهد. رپکنی کارش درست و قوی است که شعرهایش را خودش بنویسد. به خاطر این که چیز جالبی که در رپکن میتواند وجود داشته باشد، شعری است که نسبت به چیزهایی که خودش دیده و تجربیات خودش و طرز فکرش دارد میگوید.
مثل این که با سرباز و سربازی رابطهی خاصی داری؟
آهنگ یک مشت سرباز را میگویی؟
کلاً.
آره. کلاً آدم باید همیشه در حال خدمت به بشر و وطنش باشد. میدانی چه میگویم؟ یعنی حتماً قضیه سرباز بودن این نیست که بروی بجنگی. موضوع خدمت کردن است. حالا هر کسی در هر سنی به نوبهی خودش میتواند خدمتگزار مردم باشد.
به همین خاطر هم به رپ رو آوردی، میخواستی با این نوع موسیقی به نوعی به جامعه، مملکت یا جوانان خدمت کنی ؟
راستش چندسالی است که این طرز تفکر را پیدا کردهام. چون وقتی من شروع کردم بچه بودم و چیزی حالیم نبود (میخندد). اوایل همین طوری سر کلکل و این داستانها رو آوردم به رپ. ولی کمی که گذشت، بالاخره آدم وقتی سناش میرود بالاتر، عقلش بیشتر کار میکند.
یعنی عقلش وادارش میکند که بیشتر در خدمت دیگران باشد؟
نه! واسه چی. اصلاً چنین چیزی غیرمنطقی است. این که بگوییم هرچه قدر آدم رشد کند یا عقلش رشد کند، وادارش میکند که بیشتر در خدمت خلق باشد. هیتلر مثلا. عقلش کار کرد، رشد کرده بود، منتهی در راه منفی رشد کرده بود. ربطی به این داستان ندارد. ولی خودم، من... یعنی اینجوری شدم که... یعنی بالاخره آدم شروع میکند راجع به خیلی چیزها فکر کردن دیگر.
فکر میکنی شهرتات بیشتر به خاطر صدای جذابت است یا ترانههایت؟
مگر صدایم جذاب است؟
خیلی.
نمیدانم، من خودم فکر میکنم به خاطر شعرهایم باشد. من خودم به نوبهی خودم آهنگ رپ را، حالا اگر طرف صدایش هم صدای خاصی نباشد، در هر صورت من بیشتر با آن شعرش ارتباط برقرار میکنم.
تا حالا اجرای زنده در ایران داشتهای، یا فقط از طریق اینترنت با مخاطبانت سروکار داری؟
نه، تا حالا اجرای زنده نداشتهام.
پس چه جوری با طرفدارهایت در تماس هستی؟ نظراتشان اصلاً بهت میرسد؟
کلاً رپ ایران بیشتر از طریق اینترنت پخش میشود. بعد توی خیابانهم بالاخره چند نفر را میبینی و آنها هم نظری میدهند.
طرفداران رپ در آلمان معمولاً جوانانی هستند که از قشرهای متوسط و پایین و محروم جامعه میآیند. فکر میکنی در مورد طرفدارهای تو هم، در واقع شنوندگان کارهای تو هم، این صدق میکند؟
این مورد هست، ولی از بالا هم هستند. ولی نه به آن اندازهای که از وسط بهپایین هست. خب چیزهایی که من میگویم، چیزهاییست که هر انسانی... یعنی چه میدانم، اگر یک آدم پولدار هم باشد که مرام و معرفت و کلاً شناخت انسانی داشته باشد از دنیای اطرافش، بالاخره او هم رابطه برقرار میکند.
کنسرتهای خارج چطور؟ کسانی که میآیند، به نظرت جزو چه قشری از جامعه هستند؟
میدانی موضوع چیه؟ موضوع اینه که من اصلاً نمیدانم بالا و پایین خارجه چیه (میخندد). برای همین اصلاً نمیتوانم تشخیص بدهم.
چرا با رپرهای دیگر همکاری میکنی؟ تکمیلت میکنند، یا دلیل دیگری دارد؟
با کسانی کار میکنم که حتماً از نظر شعر و این داستانها، و واقعیبودن در سطح بالایی باشند. واقعیبودن خیلی مهم است. چون چیزهایی که داری میگویی، نباید خالی ببندی و نباید بیشتر بگویی یا کمتر بگویی و از این داستانها. چیزی که نیستی را نباید بگویی. این برایم خیلی مهم است. و مسلماً از آن طرف وقتی با یک شخصیت دیگر کار میکنی، خب، من یک شخصیت دیگری دارم و یک رپکن دیگر یک شخصیت دیگری دارد و یک زندگی دیگر. و ما وقتی باهم کار میکنیم، وقتی روی یک آهنگ باهم کار میکنیم، نظرات دو نفر در آن آهنگ دارد شنیده میشود. دو نفر متفاوت و این به نظر من خیلی جالب است (...) بعد یک نکتهی دیگری هم که دارد، این که یک حالت رقابت هم بهوجود میآید. رقابت ناسالم نه، رقابت سالم. همهاش سعی میکنی که بهترین تکه را تو بیایی.
به نظرت رپ یا هیپ هاپ ایرانی اصلاً وجود دارد؟ میشود گفت که این رپ، ایرانیاست و آن یکی نیست؟

بزرگترین هدفت در زندگی چیست، به کجا میخواهی برسی؟
هدفم این است که (...) جهانی بشویم. یعنی بتوانیم حرفهایمان را به گوش همهی مردم دنیا برسانیم.
مصاحبهکننده: فرهاد پایار
تحریریه: عباس کوشک جلالی

موج تازۀ مهاجرت موسیقی پردازان غیرمجاز یا "زیرزمینی" ایران و شرایط روز و آیندۀ این جنبش در خارج از کشور
نویسنده: نصیر مشکوری
آنچه در این گزارش مورد توجه قرارگرفته بررسی شرایط زیست فرهنگی- هنری موسیقی پردازان مهاجر ایرانی در جنبش موسیقی مردم پسند غیرمجاز ایران؛ معروف به موسیقی - زیرزمینی – در محیط اجتماعی جدیدشان می باشد و همچنین نگاهی بر موقعیت ها و شرایط تولید و اجرای موسیقی در خارج از ایران است.
در همین رابطه با تعداد زیادی از این هنرمندان و مسئولین شرکت های کوچک غیروابسته انتشار موسیقی و تعدادی از موسسه های فرهنگی برنامه گزار در خارج از ایران گفتگو داشتم و شرایط آنان را جویا شدم و نظر آنان را در این رابطه پرسیدم که چکیدۀ آنرا در این نوشتار می خوانید.
مهاجرت موسیقی پردازان در ده سال اخیر
در میان سال های 1384 تا 1388 خورشیدی تعداد قابل توجهی از موسیقی پردازان جوان ایرانی به خارج از کشور کوچ کردند. این مهاجرت ها به بهانۀ تحصیل و کار برای رسیدن به موقعیت های مناسب تولید و اجرای موسیقی بودند و به غیر از دلایل کاملاً شخصی بخاطر افسردگی روحی ناشی از فشارهای اجتماعی، بی ِارادگی فرهنگی و ناامیدی برآمده از محدودیت ها و موانع رشد فرهنگی و هنری بویژه اجازۀ پخش آزاد و اجرای زندۀ موسیقی در داخل ایران بود که باعث شد این هنرمندان جوان محیط زندگی خویش را برای رسیدن به اهدافشان و زندگی بهتر ترک کنند.
بعد از جریان انتخابات ریاست جمهوری دورۀ دهم در تابستان سال 1388 و سخت تر شدن جو اجتماعی و سیاسی حاکم بر جامعۀ ایران، موج دیگری از موسیقی پردازان جوان ایرانی تن به مهاجرت دادند.
شرایط زیست تازه در جوامع میزبان
مهاجرت به هر دلیل و یا تحت هر عنوانی نیاز به صبر و تلاش فوق العاده زیادی دارد. مشکلاتی که این هنرمندان با آن دست و پنجه نرم می کنند آنقدر متعدد و هزینه ای که می پردازند آنچنان سنگین است که چند سالی طول خواهد کشید تا این بحران نشست کند، فرصتی پیش آید، نفسی تازه شود و آنگاه آنچه در این مدت در قالب ترانه و یا آهنگ خلق شده وارد مرحلۀ تولید و ضبط شود.
در همین رابطه شایان یکی از رپ خوان های قدیمی و پیشگام در رپ فارسی که اخیراً از ایران کوچ کرده چنین می گوید:
شایان: من در حدود سه ماهه که زدم بیرون و اول فقط اومده بودم برای گردشگری، ولی حالا احتمالاً نظرم عوض شده... به هر حال فعلاً تو این فکرم که برای کار یا ادامۀ تحصیل تو مقطع دکترا به اروپا یا کانادا برم و در عین حال برنامه هایی اساسی هم در رابطه با موزیک دارم. در ضمن تو این مدت سه ماه، با توجه به مشکلاتی که پس از جابه جایی داشتم خیلی تو کار آهنگسازی فعال نبودم. ولی این یکی دو هفتۀ اخیر یه آهنگ جدید مهمونی به همراه یه رپ انگلیسی نوشتم، یه استودیو هم پیدا کردم و تو این هفته ضبطش می کنم. اگه روابط مناسب رو پیدا کنم یه موزیک ویدیو هم می سازم چون دیگه از این که بیان بگیرنم غمی ندارم. البته با توجه به باند بازی ها و پارتی بازی هایی که تو صنعت موسیقی پاپ هست من می دونم که حتی اگه بهترین رپ به همراه بهترین موزیک ویدیو رو هم درست کنم بازم تضمینی نیست که پول درست حسابی در بیارم. ولی من دست نمی کشم چون عاشق این سبکم و حتی اگه مجبور بشم از راه دیگه پول در بیارم و برای کار آهنگسازی خرج کنم، به این کار ادامه میدم (کما اینکه تا حالا هم همین کارو کردم).
مسلماً با توجه به تعداد زیاد هنرمندای جوون ایرونی خارج از کشور زمینه برا ایجاد یک صحنۀ جدید هست ولی اینکه بخوای تو یه شهر جدید از اول استودیوی خوب پیدا کنی و ارتباطات درست حسابی ایجاد کنی خیلی وقت گیره و مسلماً باید کلی هم از جیبت بذاری و ... همونطور که گفتم استودیوی خوب اینجا پیدا کردم ولی خیلی از کیفیتش راضی نیستم و من احتمالاً برای انجام کار حرفه ای مجبور خواهم بود به پایتحت "مانیل" برم چون الان تو شهر کوچکی هستم که بیشتر توریستی هست و 400 کیلومتر با "مانیل" فاصله داره.
ولی خب تا تو مملکت غریب بخوای ارتباطات رو ایجاد کنی و شرایط رو فراهم کنی مسلماً طول می کشه.
مهدی Dboy از رپ خوان های جدید در رپ فارس که اول به آلمان رفت و در حال حاضر در آمریکا زندگی می کند چنین می گوید:
مهدی Dboy: راستش من مجبور شدم که 10 ماهه پیش به دلایلی تنها به آلمان سفر کنم و تو این مدت کارهای زیادی نوشتم ولی به مرحلۀ پخش نرسید. البته یکی از کارهام رو پخش کردم و دوتا اجرا هم در آلمان داشتم که در عوضش هیچ پولی دریافت نکردم. به هر حال من تو این 8 ماه اصلاً نتونستم کارهای جدیدم رو به سایت ها بدم. یکی از دلایلش این بود که هیچکس اینجا آدم رو حمایت نمی کنه و هزینه های استودیو هم خیلی بالاست.
الان نزدیک 2 هفته هست که آمدم آمریکا و تو شهره آتلانتا هستم. هنوز کسی رو پیدا نکردم که کمکم کنه و بخواد پشتیبان اقتصادیم بشه. رپ فارسی واقعاً خیلی پیشرفت کرده و واقعاً فکر می کنم طرفداراش این روزا از پاپ خیلی بیشتر شده، ولی هنوز یه شرکتی نداره که همه رپرها رو حمایت کنه و برنامه گزاری کنه.
الان واقعاً هیچکس نیست که به ما رپر ها کمک کنه و هزینۀ کارمون رو بده تا سر سال مثلاً بهش برگردونیم. رپ رو جدی نمی گیرن.
این موسیقی پردازان بعد از سر و سامان گرفتن در جامعۀ میزبان و رسیدن به موقعیت اقتصادی بهتر، پیدا کردن راه ها و ایجاد ارتباطات با افراد حرفه ای و تهیۀ وسایل لازم می توانند شروع به تهیه و تنظیم آثارشان کنند که آن نیز مراحل سخت و پیچیده ای را از لحاظ مالی و فنی بدنبال خواهد داشت. بعد از پایان آن مرحله نیز باید در فکر پیدا کردن راه ها و شبکه های معرفی و انتشار آثار خود باشند که خود داستان دیگریست و به درازا خواهد کشید.
کسرا سبکتکین نوازندۀ گیتار بیس از گروه باراد و گروه اوهام که مدت 2 سال و نیم است در آمریکا زندگی می کند در این باره چنین می گوید:
مشکلات همیشه هست و خواهد بود. کسی که مهاجرت میکنه باید همه چیز رو از صفر شروع کنه و در گیر مسائل اولیه زندگی میشه. برای خود من، خیلی سخت تر از اون چیزی بود که فکر میکردم. به همین دلیل در ۲ ساله اخیر خیلی کم فعال بودم. اما مطمئنم که در سالهای آینده وضع به این ترتیب نخواهد بود.
شرایط برای تولید موسیقی در خارج از ایران
مشکلات دوران اول مهاجرت و گذار از بحران ها و افسردگی های ناشی از تضادهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مراحلی هستند که دیر یا زود می گذرند. اما سردرگمی ها و مشکلات فنی موسیقی پرداز مهاجر برای فعالیت هنری کماکان مانند صد بزرگی بر سرجای خود هستند.
برای موسیقی پرداز مهاجر که در مرحلۀ خلق و تولید موسیقی است تنها ساخت و تنظیم آثارش کافی نیست بلکه ضبط و مسترینگ و در ادامه انتشار و معرفی آن نیز قدم هائی هستند که نیاز به روابط اجتماعی، ارتباطات حرفه ای و قدرت مالی کافی دارند. مراحلی که برای موسیقی پرداز تازه وارد در کشوری جدید تا اندازۀ زیادی مشکل خواهد بود. گرچه در داخل ایران نیز کمابیش چنین مراحلی را باید طی کرد اما ناآشنائی با محیط جدید زندگی و روابط اجتماعی ضعیف و نشناختن مراکزی که بتوانند در این راه هنرمند مهاجر را یاری دهند باعث کندی کار می شود. برای حل این مشکلات بسیاری از موسیقی پردازان جهت رسیدن به مخاطبان بیشتر و عملی کردن رویای انتشار آلبوم و ورود به زندگی حرفه ای هنری با شرکت های تولید موسیقی تماس می گیرند.
شرکت های غیروابسته تولید و انتشار موسیقی در خارج از ایران
در خارج از ایران تعداد معدودی شرکت کوچک غیروابسته ایرانی موجود هستند که محدودیت های اقتصادی فراوانی نیز دارند. کمبود بودجۀ آنان طبیعتاً در انتخاب و هجم تولید و انتشار موسیقی مورد نظرشان تاثیر می گذارد. چنین محدودیتی موجب می شود تا این شرکت های کوچک غیروابسته اجباراً در انتخاب خود محدودتر شوند.
متاسفانه آثار موسیقی پردازان حتی اگر هم از سافی این شرکت ها بگذرد و مورد تائید قرار گیرد و براساس قراردادی قانونی ارائۀ آثار در شکل یک آلبوم سی دی شده ممکن شود، آنکه نتیجۀ خوشبینانۀ اقتصادی داشته باشد خود دورنمائیست مه آلود و نامشخص. چرا که با توجه به برداشت آزاد و اشتراک دیجیتالی موسیقی در اینترنت دیر یا زود محصولات تولیدی موسیقی بطور رایگان در سراسر اینترنت پخش شده و در اختیار مصرف کنندگان و مخاطبین قرار می گیرند.
دو شرکت معتبر ایرانی که در این زمینه کار می کنند یکی شرکت "بمآهنگ"و دیگری شرکت "زیرزمین" در آمریکا می باشد.
در این رابطه بابک خیاوچی رئیس شرکت انتشار و تولید موسیقی بمآهنگ در شهر سیاتل/آمریکا گِله مندانه چنین می گوید:
بابک خیاوچی: ... چه نیازی به ایجاد یک صحنه جدید هست، وقتی که هنوز از لحاظ فرهنگ مصرف موسیقی مشکل داریم و حقوق هنرمند رو با کپی کردن رعایت نمیکنیم؟ شاید بهتره اول روی اصلاح الگوی مصرفی کار کنیم، تا هر صحنه جدیدی که بوجود میاد دچار مشکلات تکراری نشه.
فریدون تفرشی سردبیر مجلۀ اینترنتی زیرزمین و رئیس شرکت انتشار موسیقی زیرزمین در آمریکا اینگونه به این مسئله می پردازد:
فریدون تفرشی: عواملی که باعث شده تا یک صحنۀ موسیقی غیرمتعارف با چرخش اقتصادی کافی در خارج از ایران بوجود نیاید از این قرارند؛
- بی توجهی رادیوها و شبکه های تلویزیونی موجود و کمبود رسانه های رادیوئی و تلویزیونی که بطور مستمر به معرفی این نوع موسیقی بپردازند
- ارتباطات محدود میان موسیقی پردازان برای کمک و پشتیبانی یکدیگر
- مهاجرت و سردرگمی موسیقی پردازان برای اقامت در خارج از ایران که زمان زیادی می برد 1- نبود پایگاه معرفی و کمبود شبکه های مناسب برای ارائه این نوع موسیقی است
- کمبود و پراکندگی جغرافیائی مخاطبان و دوستداران این نوع موسیقی ها (منظور راک و هیپ هاپ)
- مخارج سفر و دریافت ویزا برای موسیقی پردازان، چرا که اقلب در نقاط مختلف دنیا زندگی می کنند
- وجود سازمان های غیرجدی و غیرحرفه ای با اهداف سیاسی و یا سرگرم کنندگی که سعی در سوء استفاده از این موقعیت دارند
- درخواست کسب دستمزدهای کلان و غیرواقعی از طرف موسیقی پردازان که بیشتر از حد درآمد از یک اجرای زنده است
- خطر آنکه اجرا زنده ورشکستگی مالی بهمراه آورد بیشتر از سود آن است
- بی اعتمادی میان برگزارکننده و موسیقی پرداز
- کمبود همکاری سالم و سازنده 2- دلایل کمبود اجرای زنده
شبکه های اجتماعی اینترنتی و سایت های ویژۀ انتشار موسیقی مانند "سی دی بِی بی"، "آمازون" و "آیتوونز" موقعیتی را برای موسیقی پردازان غیروابسته بوجود آورده اند که امکان آنرا دارند تا مسئولیت تولید و انتشار آثار خود را بدون وابستگی به شرکت های تولید موسیقی بعهده بگیرند. اما مشکل اصلی تنها شیوۀ پخش آلبوم وآهنگ نیست بلکه خبررسانی انتشار محصول موسیقی است که نیاز به بازاریابی و تبلیغات و ارتباط با مخاطب را دارد. این می تواند آن توانائی باشد که شرکت ها با ارتباطات گستردۀ خود امکان بیشتری برای انجام آن را دارند.
صوفی صفوی مدیر گروه و یکی از برادران گروه "آبجیز" معتقد است که امکانات برای انتشار موسیقی بدون کمک شرکت های تولید موسیقی وجود دارد اما نیازمند صرف وقت زیاد، بودجۀ لازم و سال ها کار شبانه روزی و مستمر است تا زمینه های مناسبی برای ارتباط با بازار روز موسیقی بوجود بیاید و راه های مورد نیاز برای معرفی و پخش ایجاد شود. او در مورد آنکه آیا از طریق فروش آلبوم هایشان توانسته اند در آمدی نیز داشته باشند نظر مثبت می دهد ولی فروش آلبوم را آنچنان سودآور نمی داند بلکه در حال حاضر می تواند در حدی باشد تا هزینه های تولیدات بعدی را از طریق آن بتوانند براحتی پرداخت کنند. در نتیجه کماکان برای گذران زندگی شخصی، اعضای گروه باید یک کار روزانه در کنار کار موسیقی داشته باشند. صوفی صفوی فروش آلبوم را در مکان اجرای کنسرت ها عملی موفق می داند.
آرش صبحانی گیتاریست، خواننده و ترانه سرای گروه کیوسک با توجه به تجربۀ زیادی که در این سال های اخیر در پخش و اجرای زندۀ موسیقی گروه کیوسک دارد در این رابطه چنین می گوید:
آرش صبحانی: ... بدترین مشکل اینه که به غیر از "بی بی سی" و بعضی مواقع "صدای آمریکا" هیچکس به معرفی و نقد این موسیقی نمی پردازد، بقیه سایت ها و رادیو و شبکه های تلویزیونی ایرانی به چشم رقیب به این پدیده برخورد می کنند. خلاصه اول باید این موسیقی درست معرفی و ارائه بشه، که اصولاً این کار شخص موسیقی پرداز نیست، برای همین مدیر برنامه می خواد که با توجه به بودجه کم گروه ها نمی تونند مدیر برنامه استخدام کنند. پس باید رسانه ها بیایند و کمک کنند که می بینی غیر از همین یکی یا دوتا نمی مونه و بقیه بیشتر ضربه می زنند تا کمک، حرف زیاده...
رسانه های معتبری که به موسیقی مردم پسند غیرمجاز ایران می پردازند
در این جریان رسانه هائی مانند بی بی سی، صدای آمریکا، رادیو آلمان، رادیو فردا و رادیو زمانه از جمله رسانه های خبری سیاسی- اجتماعی و فرهنگی بین المللی شناخته شده میان عموم ایرانیان داخل و خارج ایران هستند که با بودجه های دولتی و با داشتن مخاطبان عام و خاص از قشرهای متنوع نقش رسانه هائی معتبر را ایفا کرده اند. اما رسانه های مستقلی مانند سایت های فرهنگی تهران اونیو، هفت سنگ و سایت های موسیقی غیرمتعارف "زیرزمین"، تریبون، پالاپال، Farsihiphop و غیره...، و اخیراً سایت "بشکن" نیز وجود دارند که بطور جدی در راستای معرفی سبک های مختلف در این جریان به عموم ایرانیان در سراسر جهان نقش کلیدی داشته و دارند. این نشریه های اینترنتی با نقد موسیقی و بررسی فرهنگ مردم پسند جوان و غیرمجاز ایران به درک فرهنگ اجتماعی و هویت موسیقائی این جریان کمک کرده و بی شک رویکردهای این رسانه های اینترنتی از سرآغاز این جریان موسیقی باعث شده تا رسانه های بین المللی ذکر شده در بالا این جریان را جدی تر گرفته و به معرفی آن بپردازند.
شرکت ها و موسسات برنامه گزارکنندۀ اجرای زنده
بعد از مرحلۀ تهیه، تولید و پخش موسیقی که بنظر نمی آید دورنمای روشنی داشته باشد، می رسیم به مرحلۀ اجرای زندۀ موسیقی. رویکردی که شاید موسیقی پردازان می بایست بیشتر به آن توجه و پافشاری کنند تا فروش آلبوم.
واقعیت روز جامعۀ جهانی و موقعیت هائی که تکنولوژی دیجیتالی از طریق اینترنت برای انسان ها ایجاد کرده است شرایطی بوجود آورده که مخاطب حق خود می داند تا آهنگ ها و آلبوم های مورد علاقۀ خود را از راه اینترنت مجاناً برداشت کند، اما امکان آنکه مجاناً بلیط ورودی به یک سالن اجرای کنسرت را از طریق اینترنت برداشت کند را ندارد! موقعیتی که یک مخاطب فعال و واقعی مایل نخواهد بود به هیچ قیمتی از دست بدهد. یعنی رویاروئی با موسیقی پرداز محبوب و ارتباط مستقیم با موسیقی اوست. اتفاق هیجان انگیزی که برانگیزندۀ احساسات درونی و رابطه ای حسی با موسیقی می شود. موقعیتی که یک موسیقی پرداز هوشمند می تواند با اجرائی حرفه ای و گیرا در دراز مدت مخاطبان گسترده تری را به موسیقی خود جذب کند.
البته همانطور هم که در بالا فریدون تفرشی اشاره کرد مقولۀ اجرای زنده خود نیز مشکلاتی دارد که به پراکندگی جغرافیائی و کمبود بودجۀ لازم و درآمد کافی از این راه مربوط می شود. اما با این حال بنظر می رسد که اگر قرار باشد چرخۀ اقتصادی در این جریان موسیقی بوجود آید و رابطۀ ای سالم و عمیق میان موسیقی پرداز و مخاطب ایجاد شود احتمالاً در - برگزاری اجرای زنده - است.
موسسه ها و شرکت های برگزارکنندۀ کنسرت که تا بحال در معرفی موسیقی مردم پسند غیرمجاز ایران در خارج از کشور فعالیت کرده اند از این قرارند:
کانتمپوراری ایران، نوروز پروداکشن، برعکس، بی یاند پرشیا، فرهنگ فآندیشن، سوشی آرتس، بمآهنگ، زیرزمین، ریکس تیآترن (موسسۀ تئاتر ملی سوئد)،
در رابطه با شرایط اجرای زنده و نقش آن در ایجاد صحنه ای برای موسیقی مردم پسندغیرمجاز ایران با علی نوربخش رئیس موسسۀ برنامه گزاری "کانتمپوراری ایران" در لندن صحبت کردم. او مشکلاتی را که اجراهای زنده در خارج از ایران دارند را به 3 دسته تقصیم می کند:
- حرفه ای نبودن نوازندههای ایرانی و توقع بیش از حد آنان در انتخاب سالن اجرا و درخواست دست مزد بسیار بالا
- بازار کوچک و کمبود مخاطب ایرانی و بین المللی
- نداشتن بودجه کافی و نبود پشتیبانان مالی (منظور شرکت های تجاری و کمک هزینه های فرهنگی دولتی در کشورهای میزبان)
علی نوربخش: نوازندهها باید این رو درک کنند که بازار اصلی موسیقیشون در خود ایران هست که متاسفانه جلوش رو گرفتند. اینطرف آب هم بازارشون بسیار محدوده و همین منجرب به این میشه که درآمد و سوده حاصل از کنسرتهای خارج از کشور آنچنان بالا نباشه که بتونند خرج زندگیشون رو دربیارند.
دیگه ما از گروه کیوسک که بزرگتر نداریم (رکورد فروش بلیط در صحنه موسیقی زیرزمینی ایران در لندن دست کیوسک هست). من فکر نمی کنم گروه کیوسک فقط با اجرای کنسرت بتونند زندگیشون رو بگذرونند. البته فروش سیدی در کنسرتها یکی از منابع درآمد هست که نوازنده هایی که از ایران میان متاسفانه درست ازش بهره نمی گیرند. این چیزهائی که گفتم همه در شرایط عادی هست، اما اگر گروهی بتونه به بازار بینالمللی وارد بشه اونوقت هست که بقول معروف؛ نونش تو روغنه. اما واقعیتش اینه که برای موسیقی ایرانی به خاطره رقابت بسیار بالا در صحنۀ موسیقی بین المللی (چون شما در واقع دارید با کل دنیا رقابت میکنید) کار بسیار دشواری هست.
دقیقاً به خاطره مسائلی که بازگو کردم من این صحنه رو مناسب نمیبینم، بزرگترین مسئله کیفیت هست که باید بالاتر بره تا ما بتونیم شرایط بهتری رو مهیا کنیم. یکی از مشکلات اصلی نوازندههای ایرانی و مخصوصاً اونهایی که از ایران بیرون میان این هست که همۀ اونها نوازندۀ استودیوئی هستند و اصلاً آمادگی برای روی صحنه بودن و اجرای خوب و حرفه ای ندراند. دلیلش هم این هست که در ایران کسی نمیتونه کنسرت برگزار کنه و همه فقط ضبط میکنند. این مشکل خودش به مشکله دیگه ای منجرب میشه و اونم این هست که بچهها موقعٔ ضبط آلبوم فقط به ضبط فکر میکنند. بارها شده گروههای ایرانی رو دیدم که آهنگ خودشون رو که خیلی عالی ضبط شده نمیتونند درست رو صحنه اجرا کنند.
بنظر من بزرگترین مشکل در این راه کیفیت هست. ما در خارج از ایران باید با برگزاری کنسرتهای بیشتر، فستیوالهای بیشتر، مسابقات بیشتر و کمک به شکل گیری گروههای بیشتر کمکی باشیم تا کم کم این کیفیت بالاتر بره تا جایی که بتونیم بازار رو بزرگتر و درنتیجه درآمد بیشتری که مساوی با امکانات بیشتر هست رو فراهم کنیم. اونوقته که خود به خود رو به جلو میریم. اما اگه بخودمون بگیم؛ اینهمه مشکل هست و نمیشه کار کرد، هر روز کارهای کمترین ساخته بشه، بر عکس رو به عقب و انزوا خواهیم رفت.
با توجه به هزینه های سنگین و ضرر مالی که برگزاری اجرای زنده و جشنواره های موسیقی با خود به همراه می آورند تا کنون تنها نهادهای فرهنگی مانند موسسۀ "تئاتر ملی" و "خانۀ کنسرت شهر گتنبرگ" در سوئد و از این قبیل نهادها غیر انتفائی فرهنگی در کشورهای مختلف اروپائی که بدون اهداف سودآور تجاری، با هزینه های دولتی به معرفی فرهنگ و هنر غیراروپائی می پردازند موفق به برپائی جشنواره ها و کنسرت ها با مخاطبین خاص شده اند. چنین موسساتی توانسته اند موقعیت هائی را بوجود آورند تا جنبش زیرزمینی موسیقی مردم پسند غیرمجاز ایران در "مهاجرت" با کیفیتی بین المللی معرفی شود.
تاسیس یک اتحادیۀ موسیقی مردم پسند معاصر و غیررسمی ایران
دوران سخت و مشکلات مهاجرت، شرایط بد اقتصادی و نبود بودجۀ کافی و پراکندگی هنرمندان در نقاط مختلف جهان واقعیتی است که از آن نمی توان گریخت. از این رو نبود یک محیط فرهنگی که این هنرمندان را خارج از مرزهای جغرافیائی و حتی گرایشات موسیقائی زیرسایۀ خود بگیرد و پشتیبان آنان باشد کاملاً احساس می شود. کمبود یک انجمن و یا یک موسسۀ فرهنگی که به شکل یک فدراسیون هماهنگی بین المللی کارآئی داشته باشد شدیداً وجود دارد. اتحادیه ای فرهنگی بدون رویکردهای تجاری و اهداف کوتاه مدت اقتصادی، با شعبه هائی در نقاط مختلف دنیا، با بودجۀ کافی و مهمتر از همه ایده های فرهنگی تازه منطبق با شرایط روز و تکنولوژی معاصر. یک چنین اتحادیه ای می تواند مسئولیت پشتیبانی و کمک به هنرمندان جریان موسیقی مردم پسند غیرمجاز (راک، هیپ هاپ، جاز و از این قبیل) را بعهده بگیرد.
وجود چنین موسسه فرهنگی می تواند در شرایط امروز ما تنها امید پیشرفت در جهت زنده نگه داشتن و ایجاد یک صحنۀ موسیقی پویا و امروزی در خارج از ایران باشد. یک چنین موسسه یا انجمنی می تواند در آغاز با حق عضویت اعضاء شروع به کار کرده و در ادامه با دریافت کمک هزینه های دولتی (دولت های کشورهای میزبان) و بین المللی (مانند EU) فعالیت خود را مستمر سازد و مکانی شود برای رسیدگی و رفع نیازهای هنری موسیقی پردازان مهاجر. پایگاه اجتماعی و فرهنگی منسجمی که براساس اساسنامه ای کارا و نونگر، پشتیبان فعالیت های هنری این هنرمندان جوان باشد. یک چنین فدراسیون فرهنگی با داشتن اعضای زیاد به غیر از آنکه می تواند مخارج خود را و مخارج حمایت های فرهنگی و هنری هنرمندان را از طریق حق عضویت تامین کند، مطمئناً این پیشزمینه را نیز پیدا خواهد کرد که بعنوان یک موسسۀ فرهنگی جدی و بین المللی ایرانی از کمک هزینه های فرهنگی کشور میزبان برخوردار شود و یا بعنوان مثال از اتحادیۀ اروپا تقاضای کمک هزینه های فرهنگی بین المللی بکند. این نوع کمک های فرهنگی و خیریه ای در اکثر کشورهای پیشرفتۀ اروپائی و در آمریکا نیز وجود دارد.
شعبه های این فدراسیون می توانند در گوشه کنار کشورهای مختلف صحنه های اجرای موسیقی زنده ایجاد کرده و در همکاری و همگامی با هم و مرتبط با هیئت مرکزی، با ایجاد شبکه های اجتماعی متصل، به رد و بدل پروژه های گوناگون در راستای گسترش این گونه موسیقی ها و فرهنگ آنان بپردازند. آنچه از طریق این اتحادیه قابل اجرا است؛
1. برگزاری فستیوال ها جهت معرفی گوناگونی در این جریان
2. برگزاری کنسرت های ویژه برای گروه ها و موسیقی پردازان ناشناس و شناخته شده
3. کارگاه موسیقی یا Workshops
4. نمایشگاه ها و فروش سی دی و محصولات وابسته به موسیقی راک، هیپ هاپ، تلفیقی، جاز و غیرمتعارف
5. مشاوره و راهنمائی
6. سخنرانی ها و گفتگو ها در جهت آگاهی و رشد فرهنگ مردم پسند معاصر ایران و جهان
7. دعوت از موسیقی پردازان نوپرداز و آوانتگارد که مخاطبان خاص و محدود دارند
8. راه اندازی پایگاه های اینترنتی مدرن و منطبق با نیاز های نسل جوان امروز ایرانی، تاسیس شبکه های رادیوئی و تلویزیونی محلی و حتی بین لمللی
9. ایجاد پل های ارتباطی میان موسیقی پردازان ایرانی و جریان موسیقی مردم پسند چندفرهنگی جهانی
بنظر می رسد با توجه به شرایط روز و بازار محدود موسیقی مردم پسند غیرمجاز ایران، پراکندگی ها، تناقضات و مهمتر از همه محدودیت های شرکت های تولید موسیقی غیروابستۀ ایرانی که در تضاد با جامعۀ دیجیتالی معاصر قرارگرفته اند، و همچنین درک و فقر فرهنگی که دامن گیر موسیقی مردم پسند معاصر ایران شده؛ موسیقی پردازان ما بیشتر از هر چیز محتاج یک محیط و - موسسۀ فرهنگی- هستند که هدف اول آن فرهنگسازی و بعد جذب مخاطب و در آخر چرخش اقتصادی باشد نه برعکس!
Source:Beshkan

Persian HipHop Websites Problems In Iran By Oberap (Farsi)

We Bought The Police, Interview with Harzoon a Rapper from Tehran, Iran.